کد خبر: ۱۵۳۳۹
تاریخ انتشار: ۲۶ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۳:۱۲-16 March 2020
شاهزاده منتقد دربار
در طول تاریخ کم پیش آمده که شاهزاده‌ ای، خاندان خود را صراحتاً به باد انتقاد بگیرد. یکی از این شاهزاده ها زهرا خانم ملقب به تاج‌ السلطنه دختر تحصیلکرده و درستکار ناصرالدین شاه و خواهر مظفرالدین شاه بود که به زبان فرانسه کاملاً مسلط و در دوران خودش فردی روشنفکر و متجدد بود و با نواختن سازهای تار و پیانو آشنایی کامل داشت. او در جای جای کتاب خاطراتش پرده از از وضعیت آشفته و بلبشو، چاپلوسی، فساد و کارهای پدرش و برادرش مظفرالدین شاه و درباریان برداشت. او در بخشی از خاطراتش مینویسد:
اگر زنهای ما مانند سایر ممالک، آزاد بودند و حقوق خود را مقابل داشته و میتوانستند در امور مملکتی و سیاسی داخل بشوند و ترقی کنند، یقیناً من راه ترقی خود را در وزیر شدن و پایمال کردن حقوق مردم، خوردن مال مسلمان و فروختن وطن عزیز خود نمیدانستم و یک راه درست با یک نقشه محکمی برای ترقی خود انتخاب میکردم. هیچگاه با مال مردم، خانه و پارک، اثاثیه، کالسکه و اتومبیل نمیخریدم بلکه با زحمت و خدمت آنها را بدست می‌ آوردم.

افسوس که زنهای ایرانی از نوع انسان مجزا شده و جزو بهائم و وحوش هستند. صبح تا شام در یک محبس، ناامیدانه زندگانی میکنند و دچار فشارهای سخت و بدبختی‌ های ناگواری عمر میگذرانند. در حالیکه از دور تماشا میکنند و میشنوند و در روزنامه‌ها میخوانند که زنهای حقوق‌ طلب در اروپا چه قِسم از خود دفاع کرده و حقوق خود را با چه جدیتی میطلبند و حق انتخاب و حق رای در مجلس میخواهند. دخالت در امور سیاسی و مملکتی میخواهند و بهمین قِسم موفق شده، در آمریکا و لندن و پاریس به‌ کلی حق آنها اثبات شده و مجدانه مشغول کارند.

خیلی میل دارم یک مسافرتی به فرنگ بکنم و این خانمهای حقوق‌ طلب را ببینم و به‌ آنها بگویم: وقتی شما غرقِ سعادت و شرافت، از حقوق خود دفاع میکنید و فاتحانه به مقصود موفق شده‌ اید، یک نظری به قطعه آسیا افکنده و تفحص کنید در خانه‌ هایی که دیوارهایش سه ذرع ارتفاع دارد و تمام منفذشان منحصر به یک در است که آنهم توسط دربان محفوظ است. در زیر یک زنجیر اسارت و یک فشار غیرقابل محکومیت، اغلب سر و دست‌ شکسته، بعضی با رنگ زرد پریده، برخی گرسنه و برهنه، قِسمی در تمام شبانه‌ روز، منتظر و گریه‌ کننده. اینها هم زن و انسان هستند. اینها هم قابل همه‌ نوع احترام و ستایشند. ببینید که زندگانی اینها چه قِسم میگذرد. زندگانی زنهای ایران از دو چیز ترکیب شده: یکی سیاه و دیگری سفید. در موقع بیرون آمدن و گردش کردن، هیاکل موحش سیاه عزا و در موقع مرگ، کفنهای سفید. من که یکی از همین زنهای بدبختم، آن کفن سفید را ترجیح به آن هیکل موحش عزا داده و همیشه پوشش آن ملبوس را انکار دارم.

 در ایران همیشه عده مرد بواسطه تلفات، کمتر از زن است. در مملکتی که دو ثلث او در خانه بیکار بمانند، البته یک‌ثلث دیگرش تا میتوانند باید اسباب آسایش و خورد و خوراک و پوشاک دو ثلث دیگر را فراهم کنند. ناچار، به امورات مملکتی و ترقی وطن نمیتوانند پرداخت. حال اگر این دو ثلث معناً با یکدیگر مشغول کار بودند، البته مملکت چند برابر بهتر ترقی کرده، صاحب ثروت میشد.

بردیا وفا
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان