کد خبر: ۱۵۳۱۶
تاریخ انتشار: ۲۵ اسفند ۱۳۹۸ - ۲۱:۰۹-15 March 2020
هیتلر ابتدا تصمیم داشت در ۱۱ سپتامبر ۱۹۴۰ دستور حمله به خاک انگلیس را صادر کند ولی آن را تا ۱۴ سپتامبر به تعویق انداخت، دو دلیل برای این تعویق ذکر شده است، نخست اینکه ستاد ارتش اعتقاد داشت بمباران لندن آنچنان به اموال و روحیه مردم آسیب وارد کرده که تجاوز زمینی را منتفی کرده است و دوم عدم تهیه کشتی های کافی برای این تهاجم بود.
از قرارگاه نیروی دریایی پیامی بدین مضمون به برلین ارسال شد: "مزاحمت هایی که از طرف نیروی هوایی و توپخانه انگلیسی‌ها به وجود می‌آید، بسیار شدید شده است. واحدهای نیروی دریایی انگلیس در کانال مانش بدون مزاحمت عمل می‌کنند، به همین دلیل گردآوری ناوگان برای تهاجم باید به تعویق افتد". در همین حال آلمانی‌ها بشدت تحت تاثیر گزارش هایی بودند که از واشینگتن می‌رسید، در این گزارش‌ها که اخبار دریافتی از لندن را با گزافه گویی بسیار منعکس می‌کرد، گفته می‌شد که ستاد ارتش آمریکا فکر نمی‌کند انگلیس بتواند پس از این حملات هوایی طاقت بیاورد و سقوط خواهد کرد، همچنین به گفته سرهنگ لوسبرگ این گزارش‌ها آنچنان در هیتلر اثر کرده بود که او منتظر انقلاب در انگلیس بود.
 
  در ۱۴ سپتامبر ۱۹۴۰ هیتلر با توجه به شرایط جنگ و گزارش های دریافتی در جمع سران نظامی خود گفت که فکر می‌کند جریان جنگ بسیار خوب پیش می‌رود و او دیگر قصد ندارد با خطر پیاده کردن نیرو در خاک انگلیس مواجه گردد. ظاهرا او از عملیات شیر دریایی منصرف شده بود که البته طبق معمول تغییر فکر هیتلر همچنان ادامه داشت، چون هالدر نوشته است: "پیشوا چنین استدلال کرد که پیاده کردن نیرو در خاک بریتانیا جنگ را در مدت کمی پایان خواهد داد. جنگ طولانی مورد هدف نیست چون ما اکنون به خواسته خود رسیده‌ایم". هیتلر گفت: "امید انگلیس به شوروی و آمریکا برآورده نشده است، شوروی حاضر نیست خون اتباع خود را بخاطر انگلیس بریزد، تسلیحات آمریکا هم تا ۱۹۴۵ حاضر نخواهند شد. اکنون برای به زانو درآوردن انگلیس بهترین فرصت است، ولی دشمن مرتبا قوی می‌شود، جنگنده های آنها هنوز کاملا نابود نشده است. هرچند دشمن بشدت آسیب دیده است ولی کار ما به اطمینان کامل ختم نشده است. هنوز شرایط برای عملیات شیر دریایی مناسب نیست".
 
  با توجه به اینکه تا این زمان تمرکز حملات نیروی هوایی آلمان به پلها و مراکز نظامی انگلیس بود، برای رسیدن زودتر به هدف، ژنرال "هانس یشونگ" رئیس ستاد نیروی هوایی از هیتلر خواست فرمان یک بمباران متمرکز و وحشت آفرین به مناطق مسکونی انگلیس و بخصوص لندن را صادر کند، آدمیرال رایدر نیز همین تقاضا را تکرار کرد که هیتلر گفت فعلا نیازی به انجام این بمباران نمی‌بیند و دستور داد پیاده کردن نیروها باید در ۲۷ سپتامبر صورت گیرد. 

  خیلی محرمانه

پیشوا تصمیم گرفته است عملیات شیر دریایی بار دیگر به تعویق بیفتد، دستور جدیدی در ۱۷ سپتامبر صادر خواند شد. تمام آمادگی ها انجام گیرد. حمله هوایی به لندن باید ادامه یابد و حمله به مناطق نظامی گسترده‌تر شود. دستور حمله وحشت آفرین به نواحی مسکونی به منزله آخرین وسیله فشار همچنان برای پیشوا محفوظ است.
 
  گورینگ از موفقیت نیروی هوایی آلمان به طرز اغراق آمیز جلوی هیتلر حرف می‌زد، او به هیتلر قول داد در عرض چند روز نیروی هوایی انگلیس را نابود خواهد کرد، هیتلر هم بر همین اساس سه روز دیگر به او وقت داد تا قولش را عملی کند، ولی گزارش های نیروی دریایی خلاف حرف های گورینگ بود:
۱۵ سپتامبر: در آنتورپ تلفات بسیاری به کشتی های ما وارد آمد و همه چیز در حال سوختن است.
۱۶ سپتامبر: به نواحی ساحلی میان لهاور و آنتورپ حمله شدیدی شده است.
۱۷ سپتامبر: انگلیس به هیچ وجه مغلوب نشده است و حملات خود را روز به روز بیشتر کرده است. وضع هوا اجازه هر گونه فعالیتی را از ما گرفته است.
تا ۲۱ سپتامبر، ۱۲ درصد تجهیزاتی که برای حمله به خاک انگلیس تهیه کرده بود، نابود شد. هیتلر در ۱۹ سپتامبر دستور داد تمام تدارکات و کشتی‌ها برای عملیات شیر دریایی فعلا متفرق شوند تا از وارد آمدن خسارت بیشتر جلوگیری شود، سه ماه بود که هیچ جنگی روی زمین نبود و اکنون بعد از بیش از دو سال پیروزی مداوم این اولین جایی بود که هیتلر به در بسته خورده بود. هالدر نوشت: "این اوضاع که عملیات شیر دریایی یکسره به تعویق می‌افتد تحمل ناپذیر شده است".
 
  گورینگ دست بردار نبود، او مطمئن بود که به زودی نیروی هوایی انگلیس را نابود خواهد کرد، در نتیجه تمرکز از عملیات شیر دریایی به عملیات عقاب معطوف شد. او سه ناوگان هوایی در اختیار داشت، ناوگان شماره ۲ به فرماندهی مارشال "کسرلینگ" که از هلند و بلژیک عمل می‌کرد، ناوگان شماره ۳ به فرماندهی مارشال "اشپرله" که در شمال فرانسه بود و ناوگان شماره ۵ به فرماندهی ژنرال اشتومپف که در نروژ و دانمارک قرار داشت. مجموع سه ناوگان شامل ۱۰۵۲ جنگنده، ۹۹۸ بمب افکن، ۳۱۶ بمب افکن شیرجه رو و ۳۴ جنگنده دو موتوره "ام ای ۱۱۰" بود در مقابل نیروی هوایی انگلیس ۸۰۰ جنگنده برای دفاع داشت. در جولای ۱۹۴۰ نیروی هوایی آلمان به حملات خود به ناوگان انگلیس افزود، هدف از حمله به کشتی‌ها بیشتر جلب نیروی هوایی انگلیس برای نبرد هوایی بود، اما فرماندهان انگلیسی باهوش‌تر از آن بودند که به تله بیفتند و فقط بخش کوچکی از جنگنده‌ های خود را به کانال مانش فرستادند، با اینکه به کشتی‌های انگلیسی خسارت عمده وارد شد، ولی در این بین ۲۹۶ هواپیما های آلمانی منهدم و ۱۳۵ عدد آسیب دیدند، در حالی که نیروی هوایی انگلیس فقط ۱۴۸ هواپیما از دست داد. 
 
 
  در ۱۲ آگوست ۱۹۴۰ گورینگ دستور عملیات عقاب را صادر کرد، حمله هایی بر ایستگاه های رادار بریتانیا انجام گرفت که ۵ عدد از آن‌ها نابود شد، ولی چیزی که آلمانی‌ها نمی‌دانستند این بود که این ایستگاه‌ها چقدر برای دفاع بریتانیا ارزش دارند، برای همین این حملات را دنبال نکردند و این بزرگترین اشتباه آنان بود، در ۱۳ و ۱۴ سپتامبر ۱۵۰۰ هواپیما فرستاده شد تا فرودگاهها را بمباران کنند، علارغم ادعا های گورینگ، خسارت وارده ناچیز بود، ۴۷ هواپیمای آلمانی در برابر ۱۳ هواپیمای انگلیسی منهدم شدند، در این زمان هر دو طرف بخصوص آلمانی‌ها در اعلام اخبار خسارت دشمن اغراق گویی می‌کردند.
 
   در ۱۵ آگوست ۱۹۴۰ اولین نبرد بزرگ هوایی اجرا شد، گورینگ هر سه ناوگان هوایی خود را به میدان فرستاد، ۸۰۱ بمب افکن و ۱۱۴۹ جنگنده وارد شدند. ناوگان پنجم که از اسکاندیناوی پرواز کرده بود دچار مصیبت شد، با اعزام ۸۰۱ جنگنده برای حمله به ساحل جنوبی انگلیس، آلمانی‌ها امیدوار بودند که بتوانند ساحل شمال را بی‌دفاع کنند اما نیرویی معادل ۱۰۰ بمب افکن با اسکورت ۳۴ جنگنده آلمانی وقتی در حال نزدیک شدن به تاینساید بودند ناگهان توسط ۷ گردان جنگنده انگلیسی غافلگیر شدند و ناوگان پنجم نابود شد. حملات آن روز در جنوب موفقیت بیشتری داشت، ۴ کارخانه هواپیماسازی و ۵ فرودگاه آسیب دیدند ولی ۷۵ هواپیمای آلمانی در برابر ۳۴ هواپیمای انگلیسی از دست رفت. چیزی که گورینگ را مبهوت کرده بود دقت فوق العاده خلبان ‌های انگلیسی در زمان و مکان حمله بود، گورینگ اصلا نمی‌دانست از کجا دارد ضربه می خورد؟ قطعا رادارها. آلمان از نظر جنگ الکترونیک از انگلیس عقب بود و خودش نمی‌دانست.
 
   تا ۲۴ آگوست ۱۹۴۰ جریان نبرد به ضرر آلمان بود، در ۱۷ آگوست نیروی هوایی آلمان ۷۱ هواپیما در برابر ۲۷ هواپیمای انگلیسی از دست داد، گورینگ دستور داد تا اشتوکاها را از نبرد خارج کنند چون کارایی لازم را در برابر جنگنده های انگلیسی نداشتند، او گفت: "ما به دوران قطعی نبرد هوایی علیه انگلیس رسیدیم، هدف ما نابودی نیروی هوایی دشمن است. باید جنگنده‌ها را نابود کنیم". برای رسیدن به این هدف از بطور متوسط روزانه ۱۰۰۰ هواپیما به میدان نبرد فرستاده شد. اکنون بعد از یک ماه جنگ  خلبانان انگلیسی فرسوده شده بودند و تعداد زیاد هواپیمای آلمانی کار را واقعا سخت کرده بود. ۴ فرودگاه و ۶ ایستگاه کنترل زیرزمینی که برای دفاع راداری بسیار اهمیت داشت به شدت آسیب دیدند. ظاهرا ورق برگشته بود، در این بین ۴۴۶ جنگنده انگلیسی در برابر ۲۴۰ جنگنده و ۱۳۸ بمب افکن آلمانی منهدم شده بود و یک چهارم از تمام خلبانان انگلیسی کشته و زخمی شدند. سد دفاعی بریتانیا در حال فروپاشی بود.
 
  در حالی که اگر فقط چند هفته دیگر این حملات ادامه پیدا می‌کرد بریتانیا شکست می‌خورد ولی گورینگ بزرگترین اشتباه استراتژیک خود را مرتکب شد، در حالی که تمرکز حملات بر نابودی نیروی هوایی انگلیس بود ناگهان گورینگ دستور حمله به لندن را صادر کرد و فشار از روی جنگنده ‌های بریتانیا برداشته شد. ولی واقعا چرا گورینگ چنین اشتباه تاکتیکی انجام داد و سرنوشت جنگ را عوض کرد؟ ۱۲ بمب افکن آلمانی دستور داشتند بمب ‌های خود را بر روی کارخانه هواپیماسازی و مخازن نفت اطراف لندن بیندازند، آنها اشتباها بمب‌ها را در مرکز شهر رها کردند، در این حمله چند خانه ویران و چندین نفر کشته شدند، انگلیسی‌ها فکر کردند این حملات عمدی بوده است و برای تلافی برلین را بمباران کردند، آن شب هوای برلین ابری بود و فقط نیمی از ۸۱ بمب افکن انگلیسی توانستند اهداف خود را پیدا کنند و خسارت بسیار جزئی بود ولی از لحاظ روحی تاثیر بسیار بدی بر مردم آلمان گذاشت، این اولین بار بود که مردم برلین جنگ را لمس کردند. گورینگ قول داده بود که غیرممکن است هواپیما های دشمن به برلین برسند. در ۲۸ سپتامبر دوباره برلین بمباران شد و اینبار ۱۰ نفر کشته شدند.
 
  گوبلز به روزنامه‌ها دستور داد تا درباره وحشیگری خلبانان انگلیسی به زنان و کودکان بی‌گناه جراید را پر کنند: "دزدان هوایی انگلیسی بر فراز برلین". مردم آلمان ظاهرا تازه از خواب غفلت بیدار شده بودند. خبرنگاران حاضر در برلین شهادت دادند که تقریبا تمامی مردم برلین از بی خوابی و فشار عصبی ناشی از حملات دچار بیماری شده بودند، آنها حالا بیش از هر وقت دیگری صلح می‌خواستند. با توجه به شرایط حاکم بر آلمان هیتلر لازم دید برای مردم نطق کند، این سخنرانی در کاخ ورزش انجام شد. آن روز هیتلر طنزآمیز صحبت می کرد، او چرچیل را "پیرمرد ناراحت" نامید. او شنوندگانش را که اغلب پرستاران و پزشکان بودند مدام به خنده و تحسین وا می‌داشت.
 
  هیتلر گفت: "چرت و پرت گویی های چرچیل برای مردم آلمان بی‌معنی است و فقط ما را میخنداند. اکنون چرچیل کودک درون خود را نشان می‌دهد و آن هجوم هوایی شبانه است. او این حرکات را نه بخاطر موثر بودنش بلکه به این دلیل انجام می‌دهد چون نیروی هواییش می‌ترسد روز بر فراز خاک آلمان ظاهر شود. در حالی که هواپیماهای ما هر روز روی خاک انگلیس در پرواز هستند. آنها هر جا نور چراغی می‌بینند بمب می‌اندازند، نواحی مسکونی، مزارع، روستاها. سه ماه است که من پاسخی نداده‌ام، فکر کردم این دیوانگی تمام می‌شود. چرچیل این بردباری را حمل بر ضعف کرد. حالا ما جواب حمله را با حمله می‌دهیم. ما ده ها برابر آنها بر کشورشان بمب خواهیم ریخت. خداوند ما را یاری می‌کند. لحظه‌ای خواهد رسید که یکی از طرفین شکست خواهد خورد ولی آن طرف قطعا آلمان نخواهد بود". چیانو که در رم این سخنرانی را گوش می‌کرد نوشت: "هیتلر باید خیلی عصبانی باشد".
 
  تصمیم حملات شبانه به انگلیس یک تصمیم سیاسی و نظامی بود و همچنین در صورت موفقیت می‌توانست روحیه مردم انگلیس را در هم بشکند. هیتلر و گوبلز شک نداشتند که این حملات شبانه کار بریتانیا را تمام خواهد کرد و دیگر نیازی به پیاده کردن قوا در خاک انگلیس نخواهد بود. بدین صورت بود که حملات شبانه به انگلیس آغاز شد. ۶۲۵ بمب افکن و ۴۶۸ جنگنده در ۷ سپتامبر ۱۹۴۰ وارد میدان نبرد شدند. در نخستین موج حمله ۳۲۰ بمب افکن بر فراز رود تایمز پرواز کرده و زرادخانه وولیج، کارخانه های گاز، برق و بنادر به توده‌ای از آتش تبدیل شد. در سیلورتون اهالی چنان در محاصره آتش گرفتار شدند که مامورین آنها را از طریق رود با قایق نجات دادند. موج دوم حمله با ۲۵۰ بمب افکن شروع شد و این موجها بدون وقفه ادامه یافت و دوباره از ۸ سپتامبر با ۲۰۰ بمب افکن شروع شد. در شب اول ۸۴۲ نفر کشته و ۲۳۴۷ نفر مجروح شدند. این حملات شبانه بدون وقفه تا ۱۵ سپتامبر ادامه یافت و نیروی هوایی آلمان که از پیروزی های پی در پی هیجان زده بود تصمیم گرفت یک حمله روزانه هم بر لندن کوبیده شده انجام دهد.
 
 لندن هر شب بطور متوسط توسط ۲۰۰ بمب افکن آلمانی بمباران شد و تقریبا به ویرانه تبدیل شده بود، ولی بر خلاف انتظار هیتلر نه روحیه انگلیسی‌ها تضعیف شد و نه در تولید اسلحه آنها خللی وارد آمد. تولید هواپیما در سال ۱۹۴۰ در بریتانیا حتی از آلمان هم بیشتر شد. نیروی هوایی آلمان آنچنان صدمه دید که دیگر نتوانست جای خالی آن مقدار هواپیمای از دست رفته را پر کند. نیروی دریایی آلمان نیز در سواحل نروژ بقدری ضربه خورده بود که دیگر حتی فکر پیاده کردن قوا در خاک بریتانیا را هم نمی‌توانست بکند. ارتش آلمان دیگر قادر به فتح انگلیس نبود. انگلیسی که هزار سال با نیروی دریایی‌اش اجازه ورود هیچ دشمنی را به خاک خود نداده بود اینبار با هوشمندی سیاستمدارانی که در بین دو جنگ متوجه اهمیت نیروی هوایی بودند و آن را احیا کردند، باز هم این رکورد را حفظ کرد. چرچیل در وصف خلبانانش چنین گفت: "در میدان نبرد انسان‌ها، هرگز چنین عده زیادی از مردم مدیون چنین تعداد کمی از هموطنان خود نبوده‌اند".
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان