کد خبر: ۱۵۱۴۹
تاریخ انتشار: ۱۸ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۸:۰۹-08 March 2020
احتمالا این سوالی است که ذهن مخاطبان بسیاری را در ایران درگیر کرده است. برای ارائه پاسخی درخور شاید بهتر است پرسش را در بافت خاورمیانه‌ای و طرفین درگیر آن مطرح ساخت.
نظام سیاسی عراق پس از سقوط حکومت بعثی به کلی دگرگون شد. مدلی که با دخالت یا کمک طرفین غربی و اجماع نخبگان و گروه‌های قومی، جایگزین مدل حکومت بعثی گردید، دموکراسی انجمنیِ فدراتیو است. که خود را در قانون اساسی عراق متجلی ساخته است.

 دموکراسی انجمنی هرچند پاسخی به بحران‌های دموکراسی در خاورمیانه بود، اما باید در نظر داشت که نمونه نسبتا موفق آن یعنی لبنان، تفاوت‌های اساسی با عراق دارد. ایده اصلی دموکراسی انجمنی آن است که در کشورهایی که با معضلات قوم‌گرایانه روبه‌رو هستند، کشورهایی که مسیر دولت-ملت مدرن را به شکلی مطلوب طی نکرده‌‌اند، با تقسیم و توزیع منصفانه قدرت میان گروه های قومی به حدی از ثبات سیاسی برسند تا هم معضلات تاریخی مانند قوم‌گرایی بی‌پاسخ نماند؛ هم تمرینی باشد برای احترام به اصول دموکراسی و آزمون آن.

اما چنین مدل حکومت‌داری چیزی که در لبنان و عراق، و احتمالا در آینده افغانستان شاهد آن هستیم؛ مولفه های اساسی‌ مانند پارلمانتاریسم، نظام انتخاباتی تناسبی، خودمختاری گروهی و حق وتوی اقلیت را دربر دارد. چنین تجربه‌ای در لبنان خود را آزموده است و هرچند معضلات گوناگونی همچون فساد و حزبی‌گری بدون توجه به منافع ملی را به نمایش گذاشته است، اما بلوغ و ارتباطات جامعه لبنان، آن ها را بر آن نداشته است که با وجود خواست مهم آن‌ها مبنی بر اصلاح، به کلی منکر چنین نظامی شوند. اما در عراق مسئله طور دیگری است. عراق نه لبنان با آن سابقه فرهنگی و سیاسی است، نه کشوری که مدارا و تساهل در سطح ملی در آن جایی دارد. اگر معضل شماره یک لبنان اقتصاد و امنیت است؛ معضل‌های بسیاری در عراق وجود دارد، اعم از بحران سرمایه و اقتصاد وابسته، بحران مشروعیت، بحران سلطه و بحران حکمرانی و امنیتی. چنین بحران‌هایی راه را برای رسیدن به هدف که همان دموکراسی انجمنی و ثبات سیاسی است دشوار ساخته است.

در عراق چه خبر است؟ اصولا ناتوانی نظام سیاسی عراق در پاسخ به بحران هایش چنین موقعیت بحرانی را برای عراق رقم زده است. نظام سیاسی که شرط اصلی آن برای قانون‌گذاری اجماع و توافق دو سوم ائتلاف پارلمانی است و رسیدن به چنین نصابی جز با ائتلاف های فراگیر ممکن نیست؛ طبیعی است که در مواقع بحرانی، یعنی در زمان دخالت خارجی و اختلاف داخلی دامنه بحران‌هایش به حوزه عمومی رسد. و اردوکشی و تظاهرات خیابانی-شهری، به مثابه دیدگاه و تقاضای جمعی، برای مردمی که تمرین ملت شدن و برای اجتماع پراکنده و متنوع قومی که آزمون همبستگی اجتماعی و جامعه‌سازی می‌کنند، نشان دهنده تمایل زیاد عراقی‌ها به ناسیونالیسم یا ملی‌گرایی، است.
حل بحران‌های عراق در وهله اول نیازمند ائتلاف و اجماع فراگیر پارلمانی-ملی است؛ تجربه ثابت کرده است که دخالت خارجی در کشورهایی که احساسات ناسیونالیسمی قوی ملی در آن تازه درحال شکل‌گیری است و معضلات و بحران‌های قومی در پیش چشم همگان وجود دارد راهی جز شکست نمی‌پیماید؛ یا در خوشبینانه‌ترین حالت سرمایه‌گذاری ریسکی در «نظمی بندبازانه» است که با تحریک و حساسیت افکار عمومی و پیچیدگی دیدگاه و نقش بازیگران سیاسی، احتمال سقوطش فراوان خواهد بود. به خصوص زمانی که در افکار عمومی این حساسیت وجود دارد که بحران‌ها و موانع در سطح ملی ناشی از دخالت خارجی است؛ ایفای نقش سازنده بسیار مشکل و حتی درنهایت منجر به متهم شدن طرف خارجی نیز می‌شود. چنان‌که گروه‌های عمدتا شیعه و سازمندهی شده توسط ایران تقصیر را به گردن امریکا و گروه‌های دیگر معضلات را عمدتا به گردن ایران می‌اندازند. در چنین شرایطی چشم‌انداز برای حفظ نفوذ و حتی حفظ ثبات سیاسی بسی دشوار است.

چه باید کرد؟ به نظر نگارنده ایفای نقش سازنده ایران در عراق و حفظ ابعاد نفوذش، تنها زمانی ممکن است که زمین عراق را همچون زمین بازی متکثر و با بازیگران مختلف در نظر داشت.

چنین دیدگاهی نتایجی در پی دارد: اول آن‌که دامنه بحران در روابط ایران و غرب را نباید به عراق کشاند. چنین خطای استراتژیکی، ایران را در زمین سوخته و با مهره‌های سوخته تنها می‌گذارد. دوم آن‌که سازماندهی و استفاده ابزاری از گروه‌های شیعی در عراق نه به‌عنوان ابزار زورآزمایی با غرب یا حتی وسیله‌ای برای تاثیرگذاری در صحنه داخلی عراق؛ بلکه باید به آن به عنوان وسیله‌ای در جهت حفظ نفوذ و تامین منافع ملی ایران در نظر داشت. که این منافع جز با تعامل و حفظ رابطه با تمامی گروه‌ها در عراق ممکن نیست. سوم آن‌که در گیرودار رقابت‌های منطقه‌ای قدرت های منطقه‌ای و رقابت‌های قدرت‌های جهانی، باید نقش و منافع ملی ایران در این کشورها شفاف گردد. آیا محور مقاومت و منطقه سازی شیعی در «عمل و فرآیند» ایفای نقش ایران ممکن است؟ در حالت خوش‌بینانه اگر وجود چنین محور و منطقه‌ای ژئوپلوتیک را بتوان برای ایران ممکن دانست، نتیجه‌اش یا فروپاشی و بی‌ثباتی نظم سیاسی در این کشورها است که ارمغانی جز دولت شکست خورده ندارد، یا راه را برای تجزیه عراق و جنگ های خونین‌تر در منطقه می‌گشاید.

محمد غلامزاده، دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه تهران.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان