کد خبر: ۱۵۱۳۴
تاریخ انتشار: ۱۸ اسفند ۱۳۹۸ - ۰۷:۰۷-08 March 2020
محمدابراهیم همت؛ توی کوه‌های کردستان جنگِ نامرد را بلد شد و بعد آمد در دشت خوزستان برای جنگ رخ‌به‌رخ و مردانه؛ اما در خیبر وقتی چندبار به طلاییه زد و نشد و زخم زبان‌ها شروع شد، 
تازه فهمید جنگ همه جا نامرد است.
‏هفدهِ اسفند، وسط جزیره مجنون در «سه راهی مرگ» بی‌سر افتاد و آنها که ماندند را شرمنده خودش کرد.

حاج‌همت اگرچه نماد فرماندهان شهید شد اما راستش هیچ‌وقت نتوانست اعتبار و جذبه احمد متوسلیان را برای لشکر پایتخت بازسازی کند.
‏با بالادستی‌ها آبش توی یک جوب نمی‌رفت و پایین‌دستی‌ها هم آنچنان قبولش نداشتند؛ بچه‌ی شهرضا، بین «خوزستانی‌ها» و «طهرونی‌ها» گیر افتاده بود.
کاظم رستگار وقتی با جمعی از فرماندهان تهرانی جلوی مدیریت جنگ سپاه؛ محسن رضایی قد علم کرد، محکم گفت: «اگر همت از معرکه خیبر بیرون می‌آمد همان کاری را می‌کرد که ما کردیم».
بیراه نمی‌گفت حاج کاظم، چه آنکه قبل از شهادتش، یکبار جلوی فرمانده جدل کرد و براق شد و به گواه خود محسن رضایی چند روز حکم بازداشتی گرفت.
‏آخرش هم دل‌شکسته رفت.
خطِ سرگذشتِ او سریع و غنی بود: سرباز فراری قبل انقلاب، لباس چریکی به تن در کردستان، دوشادوش متوسلیان در جنگ برای آزادسازی خرمشهر، حضور کوتاهش در جنوب لبنان برای جنگ با آن شرِ مطلق و بعد آنطور که غریب و دل‌شکسته در جزیره مجنون جنگید و شهید شد؛
‏یا اصلا آنطور که شاعر گفت:
‏«پیدا شد و چرخی زد و در خون گم شد»
صداش توی بیسیم هست که به بچه‌ها ‌و آن فرمانده گردانش که در محاصره گیر افتاده بودند و عنقریب شهید می‌شدند با گریه گفت: «بیسیم رو خاموش نکن، حرف بزنید، هرچی دوست دارید، بذارید صداتون رو بشنوم...»
شما بودید "ندیده” دلتنگش نمی‌شدید؟

م.ص.درویش
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان