کد خبر: ۱۵۱۲۲
تاریخ انتشار: ۱۷ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۰:۳۵-07 March 2020
شانس تاریخی بزرگی که بشریت داشته این بوده که قدرت‌های غیر دمکراتیک و نیمه بربر اوراسیا قادر به نزدیکی و اتحاد راهبردی و بلندمدت با یکدیگر نیستند
. تصور کنید اگر قرارداد دوستی ۱۹۳۹ آلمان نازی و شوروی پایدار می‌ماند چه سرنوشتی در انتظار جهان بود؟ این نزدیکی موقت در همان مدت کمتر از دو سال فجایع وحشتناکی پدید آورد. این دو قدرت توتالیتر یا به قول آندره فونتن مار و افعی با همکاری یکدیگر لهستان و کشورهای بالتیک را سلاخی کردند صدها هزار شهروند غیر نظامی این کشورها از جمله ۲۱ هزار افسر بی سلاح لهستانی که شوروی‌ها در جنگل‌های کاتین قتل عام کردند، قربانیان این اتحاد موقت به شمار می‌رفتند.

یک عامل اساسی آن است که فرهنگ سیاسی این قبیل حکومت‌ها در اوراسیا قادر به مهار و مدیریت صلح آمیز جبر جغرافیا/سیاست نیست و بنابراین در میان مدت معمولا خطر قدرت‌های دور دست غربی برای آنها کمتر از خطر قدرت‌های همسایه حتی با ایدئولوژی مشابه خواهد بود. این دقیقا همان فرایندی بود که در اوائل دهه ۶۰ میلادی شوروی کمونیست و چین کمونیست را به دشمنان یکدیگر تبدیل کرد. ابتدا شوروی‌ها خواهان همکاری با غرب برای مقابله چین شدند و چند سال بعد چینی‌ها به نوعی اتحاد استراتژیک با بلوک غرب بر علیه شوروی دست یافتند. دشمنی میان چین و شوروی یکی از عوامل سقوط نهایی قدرت شوروی گردید و به جهان آزاد برای پیروزی بر هیولای کمونیسم، کمکی شایان توجه کرد.

سلطه جویی عریان و افسارگسیخته‌ی موجود در فرهنگ سیاسی و ایدئولوژی‌های جمع گرای قدرت‌های نیمه بربر اوراسیا عامل اصلی این فرایند بود. پس از پایان جنگ جهانی دوم شوروی سلطه‌ای ترسناک و تمام عیار بر اقمار اروپای شرقی‌اش اعمال کرد. مارشال تیتو رهبر یوگوسلاوی تلاش کرد تا حدودی در مقابل این روند مقاومت کند. مسکو به سختی واکنش نشان داد و استالین گفت انگشت کوچکم را تکان خواهم داد، آنگاه دیگر تیتویی وجود نخواهد داشت! واقعا هم چیزی به نابودی تیتو باقی نمانده بود و شوروی در حال بررسی شرایط برای سرنگونی او از طریق یک کودتا یا تهاجم نظامی بود. تیتو از آمریکا کمک خواست و واشنگتن بدون آنکه برای او شرطی بگذارد، کمک‌های اقتصادی و نظامی قابل توجهی در اختیار او گذاشت. تجهیزات پیشرفته آمریکایی نظیر جنگنده‌های اف-۸۶ و تانک‌های ام-۴۷ در اختیار ارتش یوگوسلاوی قرار گرفت تا تیتو بتواند سرپا بماند. اعتقاد تیتو به کمونیسم هیچ تغییری نکرده بود و تنها به دنبال استقلال از سلطه شوروی و تبدیل نشدن به یک سرباز پیاده در شطرنج جهانی مسکو بود. همین‌ها برای آمریکا کافی بود. یک بدعت سیاسی خطرناک برای مسکو پایه ریزی شده و یک سنگر دارای موقعیت ژئوپلتیک عالی از کفش رفته بود.

در مورد چین شوروی‌ها در سال ۱۹۶۹ تصمیم گرفتند با جلب رضایت آمریکا تاسیسات هسته‌ای چین را بمباران اتمی کنند و به قول خودشان تا دیر نشده، کلک چین را یک بار برای همیشه بکنند. اما آمریکا خیلی محکم از چین دفاع کرد و نیکسون اعلام کرد که به هیچ وجه چنین تجاوزی را تحمل نخواهد کرد. مارکس گفته بود زمانی که سرمایه‌داری سرنگون شود، تمام زمینه‌ها برای جنگ میان ملت‌ها از میان خواهد رفت اما چنین نشد. نمونه بارز آن هندوچین بود. کمونیست‌های ویتنامی که جنگاورانی کم نظیر بودند عادت داشتند که خود را پروس آسیا بنامند. آنها رسالت خود را اتحاد هندوچین زیر پرچم ویتنام این کار به معنای اعمال سلطه بر لائوس و کامبوج کمونیست بود. لائوس بدون جنگ به صورت تحت‌الحمایه درآمد و ویتنامی‌ها با حمله به کامبوج و سرنگونی خمرهای سرخ در ۱۹۷۸ یک دولت دست نشانده را در آنجا حاکم کردند. این تهاجم سبب حمله تنبیهی چین به خاک ویتنام در سال ۱۹۷۹ شد که ده‌ها هزار کشته و ویرانی‌های بسیار به جای گذاشت.

خروشچف در خاطراتش که پس از برکناری از قدرت و در اواخر دهه شصت میلادی نوشت نگرانی خود را از امکان تمایل ویتنام به چین و جدایی‌اش از شوروی ابراز داشت، اما ویتنامی‌‌ها هم براساس همان قاعده‌ای که گفتیم شوروی دوردست‌تر و غریبه‌تر را به چین همسایه که با آن قرابت فرهنگی بیشتری داشتند، ترجیح می‌دادند
طوس طهماسبی 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان