کد خبر: ۱۵۱۲۱
تاریخ انتشار: ۱۷ اسفند ۱۳۹۸ - ۰۹:۴۳-07 March 2020
شاید عمر طولانی و جاودانگی، سرنوشت نسل‌های آتی انسان باشد، اما سرنوشت مشترک همه‌ی ما – از من که این متن را می‌نویسم تا شما که آن را می‌خوانید – مرگ است.
عصراسلام: مرگ آن‌قدر طبیعی است که وقتی به گمان خود هیچ علتی برای پایان زندگی نمی‌یابیم، علت را "مرگ طبیعی" می‌نامیم. 

جدای از مرگ طبیعی، مرگ بر اثر سوانح و بیماری همیشه در کمین ما بوده و هست، اما ما انسان‌ها معمولا آن‌ها را فراموش می‌کنیم و چندان جدی نمی‌گیریم. البته این "غافل‌بودن" را نمی‌توان یک ویژگی بد دانست: می‌دانیم که طبیعت، هر از چندگاهی، جارو به دست می‌گیرد و آن‌هایی را که ضعیف‌تر یا نامناسب‌تر تشخیص می‌دهد، می‌روبد و حذف می‌کند. پس اگر ما "غافل‌از‌مرگ‌ها" مانده‌ایم، شاید باید آن را به‌عنوان یک ویژگی مناسب برای بقا، ارج بگذاریم ‌و قدر بدانیم.

خوب یا بد، ما غافلان از مرگ، ما که عادت کرده‌ایم از کنار این مسئله بگذریم و آن را نبینیم، اکنون با آن روبرو شده‌ایم: کرونا اگر چه از بسیاری از عوامل مرگ‌آور دیگر – از تصادفات جاده‌ای بر زمین تا خطاهای انسانی در آسمان – ضعیف‌تر است، اما از آن‌جا که شکل گسترش و شیوع آن، شبیه یک "قرعه‌کشیِ مرگ" است می‌تواند برای بسیاری از ما نگران‌کننده باشد. نوعی "نابخت‌آزمایی" که بلیط آن را به اجبار در دست تک‌تک ما قرار داده‌اند و اگر چه شانس زنده‌ماندن ما در این بازی بالا به‌نظر می‌رسد، اما شکل و قاعده (یا بی‌قاعدگی) بازی باعث شده که گروهی از ما خود را ببازیم.

یک راه شناخته‌شده برای کاهش این نگرانی‌ها، رعایت توصیه‌های بهداشتی است؛ همان‌ها که هر روز و هر لحظه می‌بینیم و می‌خوانیم و برایمان ارسال می‌شود. اما این‌ها هرگز نگرانی و هراس را به صفر نمی‌رسانند. چراکه "زندگی اجتماعی" می‌تواند بستر چنین بیماری‌هایی باشد و "مراعات فردی" فقط بخشی از قدرت‌ آن‌ها را می‌کاهد و هرگز ما را به‌طور کامل از این "قرعه‌ی مرگ" نمی‌رهاند. 

اما راه دیگر به‌گمان من، "عبور از مسئله‌ی مرگ" است: این‌که یک‌بار بپذیریم که ممکن است بعضی از ما زمستان بعد را نبینیم. واقعیتی که پیش از کرونا هم وجود داشته اما در چشم بسیاری از ما، هیچ وقت جدی گرفته نشده است. پس از پذیرش چنین واقعیتی، می‌توانیم جلوی آینه بایستیم ‌و خودمان را دوستانه و از سر همدلی نگاه کنیم.

ببینیم با عمرمان چه کرده‌ایم: به‌خاطر همه‌ی کارهای خوبی که کردیم؛ همه‌ی کارهای بدی که می‌شد بکنیم و نکردیم؛ همه‌ی تلاش‌هایی که به‌خرج دادیم و دستاوردهایی که کسب کردیم؛ و همه‌ی دستاوردهایی که کسب نکردیم اما نتوانستند تلاش‌مان را کم و امیدمان را ناامید کنند، به خودمان افتخار کنیم. به خودمان، به‌خاطر همه‌ی آن‌چه تا امروز گذرانده‌ایم – حتی اگر فردایی در کار نباشد – آفرین بگوییم. 

سپس می‌توانیم قلم و کاغذی برداریم و نامه‌ای به خودمان در آینده بنویسیم: از تابستان یا زمستان سال بعد بگوییم؛ از همه‌ی کارهایی که اگر ماندیم، انجام خواهیم داد؛ کتاب‌هایی که خواهیم خواند؛ سفرهایی که خواهیم رفت؛ و عشق‌هایی که خواهیم ورزید. نوشته‌ها را هم دور نیندازیم و برای همان روزها نگه داریم. رویارویی با تجربه‌ی مرگ، فرصتی محدود و مغتنم است. بعدها وقتی از آن عبور کردیم، حس و حال این روزها را فراموش خواهیم کرد و ممکن است باز در دام روزمرگی گرفتار شویم.

بعد از همه‌ی این کارها، چنان‌که توصیه کرده‌اند، دست‌مان را برای بیست ثانیه بشوییم و به آغوش زندگی برویم؛ فرصت محدود و ارزشمند و تکرارناپذیری که در اختیارمان قرار گرفته و دیر یا زود – با کرونا یا بدون او – به پایان خواهد رسید. ترس از مرگ، فقط با عبور از مسئله‌ی مرگ، به‌طور کامل از بین می‌رود.


محمدرضا شعبانعلی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان