کد خبر: ۱۵۰۷۸
تاریخ انتشار: ۱۳ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۷:۰۹-03 March 2020
پس از سالها مداومت و استمرار در تخریب و بی کیفیت سازی گستره های منابع طبیعی و محیط زیست و غوطه ور نمودن کشور در بحران های عظیم و پیچیده زیست محیطی چون کم آبی و بی آبی، سیل های ویرانگر، سه برابری نرخ فرسایش خاک در مقیاس جهانی، تنوع و سطوح آلودگی ها، جنگل ستیزی و ...، حال نوبت از بین رفتن و به حاشیه راندن دانش و آموزش دانشگاهی منابع طبیعی فرا رسیده است! این وضعیت تنها با این تلقی سازگار است که وقتی منابع و محیط زیست طبیعی چندانی در دسترس نیست دیگر چه نیازی به دانش و آموزش آن است!
 در چند سال اخیر طرح های مختلفی برای به ظاهر سامان دادن رشته و گرایش های دانشگاهی منابع طبیعی در دستور کار برخی دانشگاهها و در رأس آن وزارت علوم قرار گرفته است. طرح هایی چون حذف تعدادی از رشته محل ها، تمرکز دوره های تحصیلات تکمیلی در دانشگاه های بزرگ و دوره های کارشناسی در دانشگاههای کوچکتر، ادغام دانشکده ها و گرایش های چند استان با هم، یکپارچه سازی دانشکده های کشاورزی و منابع طبیعی و این اواخر نیز تجمیع رشته های منابع طبیعی در قالب یک رشته به نام مهندسی طبیعت! 

 همیشه در فرایند برنامه ریزی های توسعه ملی و منطقه ای عرصه های منابع طبیعی به عنوان اراضی رها شده ای در نظر گرفته شده اند که می توانند و باید به سایرکاربرها تبدیل گردند تا چرخ توسعه عمرانی کشور بچرخد. در این نوع نگاه و تلقی به منابع طبیعی می توان جایگاه و اهمیت منابع طبیعی را در فرایند توسعه کشور به خوبی فهم کرد. همین نوع نگاه، حال به عرصه دانش و آموزش منابع طبیعی نیز کشانده شده است. به این معنی که در فرایند توسعه و هدفمندسازی دانش در کشور، گویا علوم منابع طبیعی صرفا نقش اتلاف کنندگی منابع دانشگاهی را دارند و در نتیجه برای جلوگیری از این هدر رفت ها باید کاری کرد.



عکس: باقر نصیر

توجیه و تفسیری که زمینه تلاش برای سامان بخشی رشته های منابع طبیعی را فراهم اورده است از منطق کاهش متقاضی و خالی شدن صندلی های دانشگاه در این رشته و از طرفی بیکاری فارغ التحصیلان آن و در مجموع اطلاق عدم کارایی و کاربرد آموزش در این دانش نشأت می گیرد. گو اینکه تنها رشته های منابع طبیعی و در کنار آن کشاورزی است که با کاهش متقاضی و افزایش فارغ التحصیل بیکار روبرو هستند! 

 سیطره همه جانبه نگاه ابزاری و بازاری به رشته های دانشگاهی به خصوص رشته هایی چون منابع طبیعی که اساسا وظیفه ذاتی آنها کمک به فهم و تحلیل اهمیت مسئله های منابع طبیعی و بحران های زاییده آن است نه تولید شغل و خدمت رسانی به فضای کسب و کار، موجب از بین رفتن بستر اموزشی دانش منابع طبیعی در کشور خواهد شد. چرا که وظیفه ای برای این دانش و آموزش آن متصور شده اند که هرگز نه رسالت آن است و نه قادر خواهد بود آن را عملیاتی کند. 

 85 درصد وسعت کشور را منابع طبیعی در بر گرفته است و هر روز شاهد عمیق تر شدن اثرات زیست محیطی، اجتماعی و سیاسی بحران های نشأت گرفته از عدم بکارگیری صحیح دانش در فرایند برنامه ریزی و مدیریت این منابع هستیم. با این اوصاف آیا تضعیف جایگاه این دانش در قالب تجمیع و خلاصه سازی رشته ها، به تعمیق چند برابری بحران ها منجر نمی شود؟ هر چند نقدهای بسیار جدی به چگونگی عملکرد رشته های منابع طبیعی وارد است اما حذف و تجمیع غیر علمی این رشته ها تنها حذف صورت مسئله ای است که بدرستی فهم پذیر نشده است.  

 اعتبارزدایی علمی از رشته های منابع طبیعی و گستراندن همه گرایش های آن در واژه نامأنوسی به نام مهندسی طبیعت، بزرگترین ظلم به طبیعت کشور و تجربه های علمی و تخصصی اندوخته شده در آن است. بکارگیری و توسعه واژه مهندسی طبیعت یعنی تقلیل علوم منابع طبیعی در فرایند مهندسی سازی طبیعت است. طبیعتی که در راستای همین مهندسی شدن ها غرق در بحران های متنوعی گشته است. طبیعت ایران در معاصریت فعلی خود دیگر صرفا محیطی اکولوژیک نیست که نیازمند مهندسی ها و دخل و تصرف های متداول باشد، بلکه محیطی است برای زیستن اجتماعی و فرهنگی که نیاز به فهم پیوندهای آن با ویژگی های امروزی شدن ایران دارد. 

بیت الله محمودی

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان