کد خبر: ۱۴۹۰۹
تاریخ انتشار: ۰۸ اسفند ۱۳۹۸ - ۰۷:۲۰-27 February 2020
طبیبان روح و جسم/
بیماری فراگیری به جان مردم افتاده. مرکزش در قم است و روحانیت و متدینان را هم به چالش کشانده است. 
در این میان اما عده‌ی معدودی از متدینین رعایت نکات بهداشتی را چندان مورد توجه قرار نمی­دهند و توصیه­ها را جدی نمی­گیرند. گاه در مواجهه با دیگران، با رد اصول پزشکی و بهداشتی توکل کردن بر خدا را برگ برنده­ی خود می­دانند. شاید از همین رو بود که حضرات مراجع، صریحاً اعلام کردند که عمل به دستورات پزشکان بر ما حجت است و می­باید به آن ملتزم بود.

این رویّه­ی مرسوم و مقبول مرجعیت بوده که سخن پزشک را در امر سلامت جسمانی مورد توجه تام و تمام می­دانسته­اند. آیت‌ﷲ بروجردی از همین قبیل بود. وی در بستر افتاده بود. پروفسور موریس که از اساتید و متخصصین مشهور قلب پاریس بود به قم آمد. آمده بود تا آیت‌ﷲ را معاینه کند. به آیت‌ﷲ خبر دادند و اذن ورد از ایشان خواستند. بروجردی در بستر بود و گفت «نه نیاید». دکتر نبوی که پزشک همراه بروجردی بود صلاح را در این دید که مخالفتی نکند. می­ترسید که حال آیت‌ﷲ خراب شود. بدون هیچگونه کلامی اتاق را ترک کرد. دامادش سید محمد حسین علوی طباطبایی به اتاق آیت‌ﷲ رفت و علت مخالفت را جویا شد. آیت‌ﷲ در جواب گفته بود وضعیت ظاهری من و این اتاق مناسب این دیدار نیست. چطور با این بی نظمی و شلوغی و به هم ریختگی پذیرای یک خارجی باشم؟[۱]

برداشتهای نخست از رفتار آیت‌ﷲ این ظن و گمان را داشت که مبادا ایشان با پزشکی خارج نشین موافقت نداشته باشد، نکند که آیت‌ﷲ تن به درمان توسط طبیب ندهد. اما اینگونه نبود. امتناعِ نخستِ آیت‌ﷲ از ورود پروفسور موریس نه به علت مخالفت با درمان، بلکه به علت حفظ شان مرجعیت بود. پروفسور موریس بعدها زبان به مدح این بیمارِ خود گشود. مراجع بزرگوار اگر چه به آیات شفا بخش و ادعیه و ماثورات دینی التزام تام داشته­اند، اما همواره بر تبعیت از پزشک نیز تاکید کرده­اند.

مرحوم آقا بزرگ تهرانی هم از همین جمله بود. او از محققان برجسته و مؤلّف کتاب الذّریعه بود که دایره المعارفی شیعی است. وی در سن ۶۵ سالگی به علت سرماخوردگیِ شدید به پزشکی در نجف اشرف مراجعه کرد. پزشک مذکور گفت که ظواهری از بیماری سل در شما دیده می­شود؛ اما باید در وهله اول به‌تدریج سیگار را ترک کنید. حاج آقا بزرگ گفت من تا حالا در استعمال سیگار مرتکب اشتباه شده­ام و بعد از این نمی­خواهم به تدریج این اشتباهِ بزرگ را تکرار کنم؛ به شما قول می­دهم از همین لحظه سیگار را ترک کنم. وی از همان لحظه سیگار را ترک کرد. سخن پزشک چنین برایش حجت بود. گفته می­شد که او در شبانه روز حدود صد عدد سیگار می­کشید و به یکباره موفق به ترک آن شده بود. از آن روز به بعد، هر وقت که میل به سیگار می­کرد، یک عدد آب نبات به جای سیگار در دهان می­گذاشت.[۲]

آیت­ﷲ سید محمد حجت کوه کمری هم از جمله مراجعی بود که سیگار را به واسطه­ی حجّت بودن سخن پزشک، ترک کرد. از او به ‌عنوان یکی از مراجع ثلاث قم پس از رحلت شیخ عبدالکریم حائری نام برده می­شد. وی اما دلبستگی بسیاری به سیگار داشت. مرتضی مطهری در وصف او می­گوید که مرحوم حجت یک سیگاری بود که تا کنون نظیر او را ندیده بودم. گاهی سیگار او از سیگار دیگر بریده نمی­شد. بعضی اوقات هم که می­بُرید، بسیار مدتش کوتاه بود، طولی نمی­کشید که مجدداً سیگاری را آتش می­زد. در اوقات بیماری اکثر وقتشان صرف کشیدن سیگار می­گشت. وقتی مریض شدند و او را برای معالجه به تهران بردند، در تهران اطباء گفتند چون بیماری ریوی دارید باید سیگار را ترک کنید. وی ابتدا به شوخی گفته بود که من این سینه را برای کشیدن سیگار می­خواهم، اگر سیگار نباشد سینه را می­خواهم چه کنم؟ مرحوم حجت اما پس از توصیه­ی پزشکان، گفت که دیگر نمی­کشم و یکسره آن را ترک کرده بود.[۳]

در این میان، رفتارهای امام خمینی در مواجهه با پزشکان زبانزد بود. برخی این تصور را داشتند که مبادا آیت‌ﷲ خمینی امر و نهی اطباء را بر خود حجت نداند و به آن تن ندهد. پرستاران امام اما بعدها در خاطرات خود گفتند که امام یکی از مطیع ترین بیماران بود و سخن پزشک را عمل می­کرد. دکتر قوام نصیری در بیان خاطره­ای می­گوید: «در یک موردی پزشکی آورده بودیم که در رشته خودش بسیار حاذق بود ولی کراوات می­زد، این شده بود جای بحث، به طوری که دکتر فاضل کنار شلوار بنده را گرفته بود و می­کشید و می­گفت فلانی را نمی­توان با این ظاهر فرستاد معاینه امام. در نهایت آن متخصص با همان کراوات بر بالین امام حاضر شد و حتی در حین معاینه پایین کراواتش نیز به صورت و بینی امام می­خورد ولی در مجموع معاینه و ویزیت انجام شد و امام نیز با خونسردی و بسیار راحت با این مسأله کنار آمد زیرا ایشان به واقع خود را بیمار و تحت اختیار پزشکانش قرار داده بود».[۴]

شریفی صابر یکی دیگر از پرستاران نیز بر این روحیه­ی امام تأکید کرده و گفته است که امام بسیار مقید بودند که دستورات پزشکان را به دقت اجرا کنند. همانطور که امام مجتهد بودند و بر مقلدان واجب بود که از دستورات ایشان در امور دینی تبعیت کنند امام نیز خود را مقید می­دانستند از دستورات پزشکان مانند یک مقلد تبعیت کنند. وی در مثالی عنوان می­کند که وقتی به امام می­گفتیم این دارو را باید رأس ساعت مشخصی بخورید امام دارو را دقیقا رأس ساعت و بدون لحظه­ای جابه جایی مصرف می­کردند. گاهی پزشکان به امام می­گفتند که بر اساس شرایط جسمانی صلاح نیست نمازتان را در اول وقت بخوانید هر چند که این توصیه برای امام که سالها نمازشان را اول وقت می­خواندند بسیار سخت بود اما با این حال ایشان به توصیه عمل می­کردند و در امور پزشکی خود را مقلد پزشکان می­دانستند. حتی در مواردی از ایشان خواسته می­شد که نماز شب نخوانند در هنگام درخواست پزشکان در این مورد ناراحتی از چهره امام نمایان بود اما ایشان در نهایت به توصیه پزشکان گوش می­دادند.[۵] گفته می­شود که در یکی از مراحل درمانی، برای عکس برداری از قلب و ریه امام، پرستاران می­خواسته­اند که لباس ایشان را بیرون بیاورند. همراهان امام از جمله دکتر عارفی و حاج احمد آقا با این کار مخالفت می­کنند. اما «امام به من (پرستار) نگاهی کردند و فرمودند، هر اقدامی که نیاز است انجام دهید. بنده هم در کمال احترام از ایشان درخواست کردم که لباسهایشان را در بیاورند و یا دکمه­هایشان را باز کنند تا بتوانیم تصویر رادیولوژی قلب و ریه ایشان را بگیریم».[۶]

اینگونه نقلها از مواجه امام با کادر پزشکی البته برخی را مقبول نیفتاده و به آن نقد وارد کرده­اند. افرادی که در زمینه طب اسلامی به فعالیت مشغولند، معتقدند که امام نمی­توانسته تبعیت تام از سخنان پزشکانی کند که شیوه­های درمانی جدید را اِعمال می­کنند. در مقاله­ای با عنوان «ادعای تبعیت مطلق امام از پزشکی نوین تحریف است»[۷] با استناد به سخنان پزشک امام گفته شده است: «آقای دکتر سید حسن عارفی پزشک امام مصاحبه­ای داشته­اند… مصاحبه کننده از ایشان می­پرسد مگر نمی­گویید ایشان گرفتگی عروق کرونر داشته­اند، پس چرا یک بار از ایشان آنژیوگرافی نگرفتید که ببینید کدام رگ چند درصد گرفته است و باید چه کرد؟ دکتر عارفی پاسخ داده است: اتفاقا ما بیماری قلبی ایشان را با تجویز داروهای گوناگون کنترل کردیم و انجام آنژیوگرافی قلب ایشان توصیه شد؛ اما ایشان با این مسأله موافق نبودند».[۸]

اگر چه در این ادعا گفته شده که امام با آنژیوگرافی موافقت نکرده­اند اما به نظر می­رسد که این اقدام، تنها یک توصیه بوده که به امام پیشنهاد شده و امام آن را نپذیرفته است. روحیه و رویه­ی امام در مواجهه با پزشکان نشان می­دهد که هر کجا پزشکان به ضرورت انجام عملی تأکید داشته­اند ایشان نیز تبعیت می­کرده و مخالفتی نداشته است.

مراجع بزرگوار در اصلِ دستورات پزشک تبعیت تام داشته­اند اگر چه ممکن است شیوه­های جایگزینی را پیشنهاد می­داده­اند. به عنوان نمونه، گفته می­شود که آیت‌ﷲ سید احمد خوانساری به دلیل زخم معده به دستور پزشک معالج در بیمارستان بستری شدند. ایشان اجازه بیهوش کردن خود را نمی­دادند زیرا معتقد بودند هنگام بیهوشی مرجع تقلید، تقلید مقلدین اشکال پیدا می­کند و از طرفی چون ایشان سالخورده بودند و در وقت بستری شدنشان ۸۹ سال از عمرشان می­گذشت، طاقت جراحی بدون بیهوشی را نداشتند. دکتر معالج به ایشان می­گوید طبق آزمایشها و عکسبرداری­ها باید حتما عمل جراحی انجام شود. مرحوم خوانساری می­گوید: مانعی ندارد، عمل جراحی را هر وقت خواستید شروع کنید اما بیهوش نکنید ولی قبل از آن به من خبر دهید که با تلاوت قرآن و توجه به آن، مشکل بی هوشی حل شود. دکتر جراح پذیرفت و لحظاتی بعد گفت که ما آماده هستیم دست به کار شویم. آیت‌ﷲ خوانساری می­گوید هر وقت من شروع به خواندن قرآن کردم، شما هم شروع کنید. دکتر می­گوید تا ایشان شروع به خواندن سوره انعام کردند دست به کار شدیم. هنگام انجام عمل چنان ایشان بی حرکت بودند که گویا در حال بی هوشی کامل هستند، بعد از جراحی و دوختن و اتمام کار، عرض شد آقا کار ما تمام شد، ایشان قرآن را بستند و گفتند صدق ﷲ العلی العظیم. به ایشان گفته شده که آقا دردتان نیامد؟ فرمودند: مشغول قرآن بودم نفهمیدم.

در این میان، برخی اطبا نیز از تجربیات خود در مواجهه با مراجع عظام سخن گفته­اند. دکتر غلامرضا باهر از جمله پزشکانی است که بسیاری از مراجع از جمله حضرات امام خمینی، مرعشی نجفی، گلپایگانی، شریعتمداری، منتظری، اردبیلی، میرزا هاشم آملی، فاضل لنکرانی بیمار او بودند. در بیان خاطراتش از تبعیت حضرات مراجع از سخن پزشک پرده بر داشته است. می­گوید که هر روز به معاینه آیت‌ﷲ گلپایگانی می­رفتم. یک وقت که من دیر می­کردم ایشان می­فرمودند خوشحالم که چند روز است شما را نمی­بینم، چون وقتی می­آیی حواسم به توست و وقتی که نمی­آیی بیشتر به یاد خدا هستم و بیشتر متکی به خدا هستم.[۹] این سخن آیت‌ﷲ گلپایگانی نشان از توجه ویژه­ی ایشان به سخنان طبیب داشته است.

همینگونه رفتارها را از آقا مجتبی تهرانی هم نقل کرده­اند. دکتر مینو محرز که پزشک ایشان بوده می­گوید که «هر چه می­گفتیم قبول می­کرد. من خیلی لذت می­بردم از این که یک مریضی با وجود درد شدید، با منطق، با بیماری خود روبرو شود و تمام دردها را تحمل کند و قبول کند. ما اگر می­خواستیم درمانی برای او بگذاریم یا اقدام خاصی کنیم، با ایشان که در میان می­گذاشتیم، می­گفت نظرتان چیست؟ آیا لازم است یا خیر؟ بعد که ما نظرمان را می­گفتیم، او قبول می­کرد. هم خودش و هم اطرافیان بسیار راحت می­گذاشتند که آدم برای مریض کاری انجام دهد. خیلی از اوقات اطرافیان بیمار و خود بیمار این قدر هیجان به خرج می­دهند یا یک سری دخالت­هایی می­کنند، که باعث می­شود کار ما را سنگین کند. اما ایشان خیر. هم خودش و هم اطرافیان بسیار آدم­های منطقی بودند و خودش بسیار آدم قدردانی بود یعنی واقعاً ایشان به عنوان یک بیمار روی من تأثیر گذاشته بود».[۱۰]

باری! اگر به توصیه­ی مرجعیت عمل شود، اگر سخن پزشک حجت تلقی گردد، در آن صورت است که هم سلامت جسمانی حاصل می­شود، هم مقبول جامعه قرار می­گیرد و هم اینگونه اثرگذاری بر دیگران را سبب می­شود.

منبع: سایت مباحثات 

پی­نوشتها

[۱] دیباج، زندگی نامه حضرت آیت­ﷲ العظمی بروجردی، ص ۳۷۳

[۲] نقل از بهشتی‌پور، نوه‌ی دختری شیخ آقا بزرگ؛ نگاهی دوباره به زندگی و آثار پر برکت شیخ آقا بزرگ تهرانی، تبیان، رهنامه‌ی پژوهش

[۳] مرتضی مطهری، گفتارهای معنوی، مقاله هجرت و جهاد، ص ۲۵۵

[۴] خبرگزاری تسنیم، گفتگو با قوام نصیری پزشک معالج امام

[۵] باشگاه خبرنگاران جوان، ناگفته­هایی از زبان اعضای پزشکی معمار کبیر انقلاب

[۶] همانجا

[۷] خبرگزاری تسنیم، ۱۵ خرداد ۹۷؛ کد خبر ۱۷۴۲۸۷۷

[۸] همانجا

[۹] گفتگو با دکتر باهر، خبرشمال، کد خبر ۵۱۸

[۱۰] خبرگزاری قدس آنلاین، مصاحبه با مینو محرز، ماجرای اولین برخورد با آیت­ﷲ تهرانی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان