کد خبر: ۱۴۸۵۸
تاریخ انتشار: ۰۶ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۹:۲۰-25 February 2020
از تاسیس مجلس در ایران، بیش از یکصد و ده سال می گذرد. انقلاب مشروطه برای نخستین بار در تاریخ ایران، امکانی را فراهم کرد که مردم بواسطه ی آن بتوانند علاوه بر آن که رأی، صدا و سلیقه ی خود را به گوش دولتمردان و صاحبان قدرت می رسانند، از همان طریق نیز بتوانند بر اصحاب قدرت، نظارت و ‌‌‌اعمال قدرت توسط آنان را محدود و مقید کنند.
با گذشت این همه سال اما هنوز جامعه ی ایرانی نتوانسته امکان پارلمان را به تمامی در خدمت آمال و آرزوهای خود قرار دهد سهل است که در بخش بزرگی از این سالهای سپری شده، باز این صاحبان قدرت بودند که چنین امکانی را در خدمت خود درآوردند تا بر اراده ی خودکامگی، جامه ی فریبی از مشروعیت و مقبولیت بپوشانند!

واکاوی تاریخ یکصد و سیزده ساله ی این نهاد در ایران نشان می دهد که جز در دوره های کوتاهی، نقش پارلمان، غالبا ریل گذاری در جهت اجرایی شدن منویات ملوکانه بوده است. به عبارت دیگر، به جای آنکه نهاد پارلمان بتواند با حفظ فاصله از دولت[به معنای حکومت] کنترل آن را بدست بگیرد،این دولت بود که آن را جزیی از خود کرد،  کنترلش را به دست گرفت و آن را تمام و کمال در خدمت اراده ی خود قرار داد!

این معنی از پارلمان چنان بر تاریخ ما سنگینی می کند که پس از انقلاب نیز برخی از معماران جمهوری اسلامی نتوانستند خود را از چنبره ی آن برهانانند. 

به بخشی از بیانات شهید آیت الله دکتر بهشتی در یک مصاحبه ی رادیوتلویزیونی که در شهریورماه ۱۳۵۹ انجام شده است، توجه کنید:

[در قانون اساسی، ما ابهامی نداریم. در قانون اساسی گفته شده است خط کلی جامعه و انقلاب را، ملت و امام تعیین می کند، یعنی امام مورد قبول امت، و رهبری و امامت در قانون اساسی ما، همان جای خودش را دارد. در مرحله ی بعد، تشخیص اینکه قوانین، آیا با این خط کلی سازگار است یا نه؟، این را هم مجلس و شورای نگهبان تعیین می کند، شورای نگهبان است که باید بگوید آیا این تصویب دولت یا این قانون مجلس، مطابق با ایدوئولوژی اسلامی هست یا نه؟.....آیا آقای بنی صدر با التزامی که به قانون اساسی دارند، عمیقا به این نکته توجه کرده اند که بر طبق همین قانون اساسی، آن مقامی که از نظر قانونی و برنامه ریزی، در رابطه با مشخصات مکتبی، خطوط را مشخص می کند، صرفا رهبری ست و فقهای شورای نگهبان و نه رییس جمهور؟ و آن مقامی که خطوط و برنامه ها را از نظر زمینه های اجرایی در حد قانونگذاری معین می کند، مجلس است و نه رییس جمهور؟.....]

علیرغم این کژکارکردی که بررسی ریشه های آن، نیازمند یک جستار جداگانه است، می توان نشان داد که نخبگان و کنشگران جامعه ی ایرانی توانسته اند در مقاطعی، "بحران پارلمان" را با اقلیتی از "پارلمانتاریست" ها به نفع جامعه ی مدنی تعدیل کنند.  هرگاه که فرصتی دست داد، آنها تلاش کردند تا با حضور خود در پارلمان، از سیطره ی دولت[به معنای حکومت] کاسته و از استیلای بدون هزینه ی اراده قدرت در جامعه جلوگیری کنند. در این بین، تاریخ گواه است که نیروهای ملی چه کارنامه ی قابل توجهی از خود به یادگار گذاشتند، بویژه آنجا که پای منافع ملی در میان بوده است.

حضور پارلمانتاریستی نظیر دکتر محمد مصدق در مجلس چهاردهم که آن را مخلوق انگلیسی ها می دانست و گذراندن طرح ممنوعیت مذاکرات امتیاز، نمونه ای درخشان از یک چنین راهبردی ست. نیز تلاش او برای ورود به مجلس شانزدهم که به تحصن در دربار انجامید، مجلسی که قرار بود سرنوشت نفت و کمپانی جنوب و استقلال ایران را رقم بزند.

بنابرآنچه که گفته شد، بحران پارلمان در ایران، یک بحران ریشه دار و تاریخی ست، اما آنچه که وضعیت امروز ما را متمایز می کند و از این بابت، مایه ی اندوه و تاسف بسیار، فقدان نیروهای پارلمانتاریست است. در حالیکه ابر شوم جنگ سایه ی هولناک خود را بر این مرز و بوم گسترانیده ، کنشگران سیاسی ترجیح دادند تا با تحریم انتخابات، پارلمان را دو دستی تقدیم اصحاب قدرت کنند! بزودی تاریخ داوری خواهد کرد که اتخاذ این راهبرد تا چه اندازه در خدمت تامین منافع ملی قرار داشته است.

حمیدرضا عابدیان
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان