کد خبر: ۱۴۶۴۰
تاریخ انتشار: ۲۹ بهمن ۱۳۹۸ - ۰۹:۲۴-18 February 2020
کمیل به حضرت امیر المؤمنین (ع) عرض کرد: مَا الْحَقِیقَهُ «حقیقت چیست؟!» حضرت در پاسخ فرمودند: تو را با حقیقت چه کار است؟! کمیل باز سؤال خود را تکرار کرد
. پس از آن حضرت فرمودند: اکنون تراوشاتی از من به تو خواهد شد. اوّلین کلامی که مولی فرمودند این بود که: «موهوماتت را در گوشه ای رها کن» اگر سر دروازه‌ ی دل می ‌نشینی، باید همه‌ ی موهماتت را بیرون بریزی تا او بیاید و بر تخت سلطنتش که همان دل است تکیه زند.

بشر یقین کافی ندارد، پس میخواهد با خیالات پیشروی کند؛ و آن هم که ممکن نیست. یقین را باید در خودت بگنجانی تا به مقام محبّت نائل شوی.

یکی از همان موهوماتی که یقین را خدشه دار می‌کند، آن است که خدا را برای خودت میخواهی، نه آنکه خودت را برای خداوند. این نکته‌ ی بسیار مهمی است! زلیخا یوسف را برای خودش میخواست، نه خودش را برای یوسف؛ لذا آن شد که به او تهمت زد و به زندانش انداخت. اینها ناخالصی در عشق است. و حقیقت و صداقت در عشق، اصلی ‌ترین شعبه‌ ی یقین است.

کشید از دامن معشوق دست از بیم رسوایی
همین تقصیر بس تا دامن محشر، زلیخا را

تمام غم و غصّه های افراد، از اینجا شروع میشود که خودشان را برای خدا نمی خواهند. اگر اینگونه شود و خودمان را برای او بخواهیم، سختی های راه، به هیچ وجه به نظرمان نمی آید و سیر، آسان خواهد شد.

رفقا انسان با محبّت است که پیشروی میکند. محبّت که باشد، سختی‌‌ ها، حرف‌ ها و منم زدن ها، همه و همه کنار میرود و جای خود را به معشوق خواهد داد.

مرحوم احمد مصطفوی ( کل احمد)
برچسب ها: یقین ، سلوک ، بشر
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان