کد خبر: ۱۴۵۸۹
تاریخ انتشار: ۲۷ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۵:۰۱-16 February 2020
من کمتر کسی به سلامت نفس و پاکيزگی فکر شاهرخ مسکوب می‌شناسم. دو صفت در او هست که به گمان من گوهر آزادگی‌ست: تواضع و ادب.
اين تواضع، نه از جنس آن فروتنی‌های کاذب سنتی است که رياکارانه‌ است و بس فضل فروشانه‌تر از هر ادعا. نه. اين فروتنی ناشی از آگاهی به عمق وحشتناک نادانی است؛ آگاهی به وسعت راه‌های هنوز نرفته، کتاب‌های هنوز نخوانده، و کارهای هنوز نکرده. برای رسيدن به اين نوع آگاهی بايد آزاده بود، و مسکوب هست.

 ادب هم در تعريف سنتی‌اش از يک سو پهلو می‌زند با ريا و از سوی ديگر همسايه می‌شود با استبداد. درک مدرن از ادب يعنی حفظ نوعی فاصله‌ برای عدم تجاوز به حريم ديگری. در مترو يا اتوبوس، به ساعاتی از روز که ازدحام هست، اگر کسی صاف بيايد بنشيند روی صندلی خالی کنار شما، نه ناراحت می‌شويد، نه تعجب می‌کنيد، نه حتا توجه. اما در همين مترو يا اتوبوس، اگر شما تنها مسافر آن باشيد، و کسی آنهمه صندلی خالی را ول کند و صاف بيايد بنشيند کنار شما احساس می‌کنيد به حريم شما تجاوز شده است.

 انگار هرکس در اطراف جسمش يک حوزه‌ی مغناطيسی دارد با خاصيت کشايندی. در جاهای خلوت، اين حوزه گسترده می‌شود و در جاهای شلوغ به همان قد و قواره‌ی تن آدمی درمی‌آيد.( اين را من هنگام کار با هنرپيشه‌هايم دريافتم؛ زمانی که همه‌ی دغدغه‌ام کشف قوانين حاکم بر صحنه بود، و پيدا کردن رمز و راز ارتباط هنرپيشگان با هم. می‌خواستم بفهمم چرا يک شب همه چيز طوری پيش می‌رود که آدم را ميخکوب می‌کند، و يک شب همه چيز از هم گسيخته و بی‌معنی‌ست). دفعه‌ی بعد که به مطب دکتر می‌رويد، اگر جز شما فقط يک نفر ديگر در اتاق انتظار بود دقت کنيد ببينيد کجا را برای نشستن انتخاب می‌کنيد. قطعاْ صاف نمی‌رويد کنار دست کسی که آن گوشه نشسته است. ادب يعنی تنظيم مدام فاصله با ديگران؛ البته به نيت عدم تجاوز به حريم شخصی آن‌ها. با شاهرخ مسکوب می‌توان به راحتی شوخی کرد، بی‌پرواترين لطيفه‌ها را گفت و شنيد، و مطمئن بود حريم‌های شخصی مخدوش نمی‌شود.

 در اين معناست که من ادب را در ربط می‌بينم با آزادگی. مسکوب کتاب درخشان «روزها در راه» را در پاريس منتشر می‌کند؛ يعنی جايی که هيچ نظارتی در کار نيست. با اين حال، يک چهارم کتاب را هنگام آماده کردنش برای چاپ حذف می‌کند! و در پيشگفتار کتابش، برای اين خود سانسوری دو دليل می‌آورد. (دليل اول ربطی به بحث ما ندارد. پس تنها به ذکر دليل دوم اکتفا می‌کنم): «دوم، از ترس آزردن کسانی که دوست ندارم بيازارمشان، و يا به سبب ابراز نظر درباره‌ی کسانی که ديگر نيستند و يا اگر هستند امکان جواب دادن ندارند.»

عبور از حلقه‌ی آتش/ رضا قاسمی


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان