کد خبر: ۱۴۵۵۲
تاریخ انتشار: ۲۶ بهمن ۱۳۹۸ - ۰۷:۲۰-15 February 2020
یادداشت افشین غلام نامزد انتخابات مجلس یازدهم درباره حال و هوای انتخابات
اوضاع به گونه اي است كه اگر كسي چون من با خاستگاهي كاملا مشخص -كه تركيبي است از ادبيات، فرهنگ و كنش گري دغدغه مند اجتماعي و سياسي- بخواهد از شأن و جايگاه و اعتبارش به نفع ملت مظلوم و درد كشيده ي ايران مايه بگذارد و نامزد مجلس شود، از چند جهت دشنام مي شنود:

مردمي كه زير بار تلخكامي ها و تبعيض ها و مصايب پياپي به تنگ آمده اند و راه مواجهه با اين تلخي ها را در قهر كردن با صندوق رأي مي بينند.

دوستاني كه مرا و سابقه ام را و جنس دغدغه  ها و ريشه و خاستگاهم را مي شناسند، اما به بهانه ي حسن ظني كه به اين كمترين دارند، مرا از ورود به اين عرصه نهي مي كنند و حتي اين ساحت خطير را دون شأن فرهنگي و اعتقادي ام مي دانند.

آنهايي كه مرا نمي شناسند يا به خاطر برخي گرايش هاي سياسي ام با جناحي كه منتسب به آن هستم دشمني مي ورزند و به استناد همين قرابت فكري، انكارم مي كنند.
برخي ليدرهاي سياسي همسو كه تا دوره ي قبل، به شدت حامي امثال ما بودند، اما امروز به جاي حمايت و دستگيري، از موضع قهر برخورد مي كنند. هرچند كه در علن، مردم را به شركت در انتخابات دعوت مي كنند!

آنهايي كه از ابتدا دل خوشي از نظام نداشته اند و بديهي است امروز امثال ما را خائناني مي دانند كه تلاش مي كنيم با حضورمان همچنان به نظام مشروعيت ببخشيم.

و با كمال تعجب برخي عزيزاني كه خود يا نزديكان شان، داوطلب نامزدي مجلس بوده اند و ردصلاحيت شده اند و به همين دليل، مي گويند چون به ما ظلم شده، حمايتي نمي كنيم. انگار نه انگار كه ردصلاحيت هاي گسترده هميشگي بوده و زماني هم دامان ما را گرفته بود. اما عرصه را خالي نكرديم و با تمام توان از هم آنان حمايت كرديم و گفتيم و نوشتيم و تلخكامي ها ديديم...

بگذريم، كه اين فهرست طولاني تر از اينهاست و اين مقال، مجال پرداختن به همه ي آنها نيست.تنها خواستم بگويم كه من به عرصه آمدم، چون هيچ چاره اي جز حفظ اميد و تلاش مستمر براي اصلاح امور نمي بينم.

من آمدم چون مصايب و مشكلات امروز اين شهر و اين سرزمين، همتي بلند و سرمايه اي گران تر از بضاعت سياست پيشگان مي طلبد. (منظورم سياستمداران اصيل نيست)امروز هركس ولو يك نفر بضاعت و آبرو و پشتوانه اي داشته باشد و ضمنا بتواند از سد رد صلاحيت ها بگذرد، وظيفه دارد قدم به راه بگذارد و در ميداني نابرابر، توانمندي و خيرخواهي و اثرگذاري اش را اثبات كند.

قهر كردن آسان است اما آشتي دادن، دشوار. همان طور كه خراب كردن و ساختن.
من شاعرم، اما نيامده ام كه شعر بخوانم. بلكه بر سر آنم كه اصحاب سياست را از تخيلات و توهمات (كه بيشتر به كار شاعران مي آيد نه حاكمان)، باز بدارم.
من يك كنش گر اجتماعي و سياسي ام. بنابراين نمي توانم به بهانه ي موانع دشوار و تضييقات ناروا ميدان را به رقيب بسپارم و دستهايم را به علامت تسليم بالا ببرم.

افشین علاء
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان