کد خبر: ۱۴۴۸۲
تاریخ انتشار: ۲۰ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۸:۴۵-09 February 2020
 بنزین، هم سهمیه بندی شد و هم گران. طبیعتا مردم با سهمیه بندی و گرانی بنزین مخالف بودند و خاطره خوشی هم از یارانه نقدی ندارند که حالا بخواهند به هوای گرانی بنزین، دلشان را به سبد حمایت معیشتی جدید دولت خوش کنند. پس معترض شدند. 
 زمانی که بنزین سهمیه بندی شد، قرار بود به مرور زمان، اختلاف قیمتی بین بنزین آزاد و سهمیه ای برداشته شود و با گذر از این دوره انتقال نیازی به کارت سوخت نباشد، اما آنقدر مسوولان، کار امروز را به فردا موکول کردند که حاصلش شد نزیک به چهار سال ثابت ماندن قیمت بنزین و بعد که بنزین گران شد، جرقه ای بود بر انبار باروت خشم مردم که تورم و گرانی این دو سال، گریبانشان را گرفته بود. 

حالا که بنزین گران شده سوال از مسوولان این است: برای آینده چه فکری دارید؟ با سهمیه بندی مجدد بنزین، دوباره مسیر اصلاح قیمت بنزین مسدود شد و اگر دوباره دولت بخواهد قیمت بنزین را اصلاح کند، اعتراضات جدیدی شکل می گیرد.

 هرچند با تجربه آبان امسال، دیگر بعید است این دولت و دولت بعدی، به این راحتی مسوولیت افزایش مجدد قیمت بنزین، چه از نوع آزاد و چه از نوع سهمیه ای را قبول کنند. 

به نظر می رسد مسوولان در مورد بنزین به دور باطلی گرفتار شده اند که بیش از یک دهه است هرچقدر جلو می روند در واقع درجا زده اند و تا زمانی که دولت از قیمت گذاری بنزین و دخالتهایی همچون سهمیه بندی و دونرخی کردن دست برندارد، اوضاع به همین منوال پیش می رود و این دور باطل ادامه خواهد داشت. دوباره، دیر یا زود مسوولان باید قیمت بنزین را افزایش دهند و دوباره گرفتار پیامدهایی شوند که این بار برایشان مشکل ساز شد و باز هم مشکل ساز خواهد شد. پس چاره کار دوری از تصمیمات مقطعی و اجرای شجاعانه برنامه های درازمدت است. راهکار اساسی، اقناع مردم است.

 کاری که نه تنها در حوزه سهمه بندی بنزین در این دوره انجام نشد بلکه اصولا مسوولان لزومی به انجام آن در هیچ حوزه ای احساس نمی کنند. گویا اقناع سازی، هیچ ضرورتی نزد مسوولان ندارد و خودشان باید تصمیم بگیرند و همه هم موظف باشند اجرا کنند. 

در همین مورد می شد مردم را – با وجود کاهش اعتماد عمومی نسبت به مسوولان در دو سال اخیر- تا حدی اقناع کرد. می شد با مردم شفاف سخن گفت و می شد تا حدی زمینه های آسیب های اجتماعی را کاهش داد. اما کسی به فکر اقناع سازی نبود و غافلگیری جای اقناع را گرفت. مردم باید بدون هیچ اطلاعی، در عمل انجام شده قرار می گرفتند و اتفاقا همین موضوع شاید بیش از اصل گرانی بنزین برای مردم غیرقابل قبول بود. چون احساس کردند مطیع اوامری هستند که اتفاقا به نفعشان هم نیست. 

از سوی دیگر زمینه های اجرای طرح هم فراهم نشده بود. حمل و نقل عمومی ما در کلان شهرها که در صورت تقویت، می تواند موجب کاهش تقاضا برای استفاده از خودروهای شخصی و به تبع آن کاهش مصرف بنزین شود، سالهاست درجا می زند. شش سال از استقرار دولت روحانی گذشته اما در این مدت شش سال، به گفته رییس شورای شهر تهران حتی یک دستگاه اتوبوس از سوی دولت تحویل شرکت واحد نشده! ایستگاههای جدید مترو راه اندازی شده اما تعداد واگن ها آنقدر محدود است که ازدحام در ساعات پررفت و آمد، امان مردم را بریده است و مترو و اتوبوس، ظرفیت کافی برای پاسخ به نیاز مردم را ندارند.

 در واقع یک بخش از اقناع سازی مردم به منظور آماده کردن افکار عمومی برای گرانی بنزین، صداقت با مردم از جنبه تبلیغاتی و اطلاع رسانی بود. بخش دیگر آن، اقدامات عملیاتی بود که در این چند سال کلیه مسوولان، آن را پشت گوش انداختند و محض رضای خدا یک قدم برنداشتند تا مردم به چشم خود ببینند زمینه افزایش قیمت بنزین فراهم شده و دعوت از مردم برای استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی، یک دعوت خشک و خالی نیست! حالا که هیچ کدام از این اقدامات، از اقناع سازی تا زمینه سازی انجام نشده و مسوولان هم در همان مسیر دونرخی کردن بنزین گام گذاشته اند، باید باز هم در انتظار بروز شوک های دیگری باشیم. مسوولان کاری کرده اند که هر بار افزایش قیمت بنزین، حتی اگر چند سال دیگر هم طول بکشد، پیامدهایی خواهد داشت که هزینه زا و تنش افرین خواهد بود؛ فقط به این دلیل که به جای حل ساختاری موضوع بنزین و یارانه، به فکر اقدامات مقطعی و گذرا هستند.

حمیدرضا شکوهی / نفت خبر 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان