کد خبر: ۱۴۴۳۳
تاریخ انتشار: ۱۸ بهمن ۱۳۹۸ - ۰۷:۴۷-07 February 2020
کارل ریموند پوپر، در کتابِ «منطقِ اکتشافِ علمی»، قاعده‌ای به دست داده است که می‌توان، با تکیه بر آن، گزاره‌های علمی را از گزاره‌های غیرِعلمی تشخیص داد. این قاعده «ابطال‌پذیری» (falsifiability or refutability) نام دارد
. به طور خلاصه، گزاره‌ای (و به تبعِ آن، فرضیه‌ای، نظریه‌ای، قانونی) علمی است که ابطال‌پذیر باشد ــ یعنی بتوان پیش‌آمدی را فرض کرد که، اگر رخ دهد، آن گزاره‌ ابطال خواهد شد. چنین فرض‌های ابطال‌کننده‌ای، اگر محقق نشوند، نه تنها نظریه‌های علمی را تضعیف نمی‌کنند، که آن‌ها را قوّت می‌بخشند. مرادِ پوپر از «علم» علمِ تجربی است، که هم علومِ طبیعی و هم علومِ اجتماعی را در برمی‌گیرد. گزاره‌ای که در هیچ صورتی ابطال نشود، علمی نیست. پوپر مثال می‌زند:

«گزارۀ ”فردا در اینجا یا باران خواهد بارید، یا نخواهد بارید" را تجربی نمی‌شماریم، زیرا ابطال‌بردار نیست، حال اینکه گزارۀ ”فردا در اینجا باران خواهد بارید" را تجربی می‌شماریم» («منطق اکتشاف علمی»، ترجمۀ سید حسین کمالی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، چ چهارم: 1388، ص 56).
 
برای روشن‌تر شدنِ بحث، نظرتان را به دو یادداشتی که این روزها خوانده‌ام، جلب می‌کنم. اول، یادداشتِ طلبه‌ای پژوهشگر است، به نامِ مجید زمانی، که تجربه‌اش را از درسِ عباس تبریزیان، مُبلّغِ طبِ اسلامی، این‌گونه بیان کرده است:

«تبریزیان در فیضیه درسِ خارج داشت، با بیش از 200 شاگرد. پنج سال پیش، من هم تفنُّنی چند هفته‌ای درس‌اش شرکت کردم. ... می‌گفت برای همه‌ی بیمارانی که در کُما هستند، نسخه دارم: روغن کنجد را در دماغ‌اش بریزید؛ اگر مؤمن باشد، بعد از یک روز از کُما خارج می‌شود؛ اگر کافر باشد، می‌میرد؛ ولی اگر منافق باشد، در همان حالت می‌ماند» . 

نسخه‌ی تبریزیان بهترین مثال برای احکامِ ابطال‌ناپذیر است. بیمارانی که در کُما هستند، در هر حال، یا به هوش می‌آیند، یا می‌میرند، و یا تا چند سال در همان وضعیت باقی می‌مانند. بیرون از این سه حالت وجود ندارد. نسخه‌ی تبریزیان در هیچ‌یک از این سه حالت باطل نمی‌شود. اگر بیمار به هوش بیاید، تبریزیان می‌گوید مؤمن بوده؛ اگر بمیرد، می‌گوید کافر بوده؛ اگر هم در کُما باقی بماند، می‌گوید منافق بوده. در هر حال، به روغنِ کنجد خللی وارد نمی‌شود!

نمونه‌ی دیگر، برخلافِ مثالِ تبریزیان، بسیار عجیب است، زیرا از نویسنده‌ای است با گرایشِ فلسفه‌ی تحلیلی ــ دکتر مرتضا مردیها ــ که تردید نمی‌توان کرد با آرای پوپر آشنا ست. هرچند، آشنایی دلیلی بر هم‌داستانی نیست:

«انقلاب یعنی شورش‌هایی کوچک که چون به فوریت و به قاطعیت و بی‌رحمی سرکوب نمی‌شود، جان می‌گیرد، به‌سرعت گسترش می‌یابد، مراکز اقتدار حکومتی را اشغال، و قدرت را از حکومت سلب می‌کند. ...

بقاء قدرت یک حکومت هیچ ربطی به مشروعیت مردمی آن ندارد. حتی به کارآمدی آن هم (مثلاً در اقتصاد) ربط وثیقی ندارد، فقط به یک کارآمدی وابسته است که گفتیم. فروریختن حکومت پهلوی ناشی از این بود که در سرکوب فوری و قاطع نخستین تجلیات شورش تعلل کرد» 

نظریه‌ی دکتر مردیها، که پیش‌تر چند جای دیگر هم آن را مطرح کرده بود، ابطال‌ناپذیر و لاجرم غیرِعلمی است. چگونه می‌توان این نظریه را ابطال کرد؟ اگر انقلابی پیروز شود، می‌گوید سرکوب کافی نبوده است. اگر پیروز نشود، می‌گوید سرکوب کافی بوده است. اندازه، میزان و مقیاسِ سرکوب سنجش‌پذیر نیست. روشن نیست که چند کشته و شکنجه‌شده و زندانی کافی است تا سرکوبی را فوری و قاطع بدانیم. سرکوب البته مؤثر است، اما تنها مانعِ فروریختنِ یک حکومت نیست. این نظریه در برابرِ دیگر عللِ پیروزی یا عدمِ پیروزیِ انقلاب‌ها خاموش است. در برابرِ عللِ پیداییِ شورش‌ها خاموش است. مثلاً روشن نیست که چرا عدمِ مشروعیت و ناکارآمدیِ یک حکومت نقشی در فروریختنِ آن ندارد. چرا تجارت‌خانه‌ها ورشکست می‌شوند، اما حکومت‌ها، تا زمانی که قدرتِ سرکوب دارند، ورشکست نمی‌شوند؟ نقشِ فشارهای خارجی و منزوی شدنِ یک حکومت چیست؟ همه‌ی این پرسش‌ها در نظریه‌ی دکتر مردیها بی‌پاسخ اند. اگر انقلابی نیز، به رغمِ سرکوب، پیروز شود، خللی به این نظریه وارد نخواهد شد، چرا که صاحبِ نظریه خواهد گفت سرکوب کافی نبوده است. و این یعنی ابطال‌ناپذیری.


احسان راستان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان