کد خبر: ۱۴۲۹۰
تاریخ انتشار: ۱۳ بهمن ۱۳۹۸ - ۲۰:۴۰-02 February 2020
میشل فوکو بحق یکی از معدود متفکرانی است که به زوایای مخفی دهشتناک‏ مدرنیسم وقوف یافته است
.او به تبع نیچه تاریخ را دگرگون می‏بیند؛ذهن‏ معتاد ما از تاریخ مفهومی می‏سازد ساده و خطی،ولی فوکو این عادت ذهنی‏ را در پرتو تباشناسی دانایی و قدرت فرو می‏ریزاند و در عوض بر نهادی را پیش می‏کشد که نشانگر خصایلی مخوف و پیچیده از تکنولوژی مدرنیستی‏ است و اقتدار و سلطه ‏ای که به تبع آن به وجود می‏آید.

یکی از برنهادهای‏ کلیدی فوکو که به انحاء گوناگون در آثار دیگرش بسط یافت التفات او به‏ مسأله جنون و تمدن و هم نسبت آن با دانش روانپزشکی بوده است.او در تاریخ جنون پروسه‏ای را دنبال می‏کند که در آن مجانین از حوزه اجتماعی طرد می‏شوند و در مکانهایی خاص جا داده می‏شوند و مورد مراقبتهای خاص قرار می‏گیرند.فوکو می‏گوید تا قبل از این رویداد خاص،جنون بیماری تلقی‏ نمی‏شد بلکه مجانین انسانهای خاصی فرض می‏شده ‏اند که هم حقایق را بهتر ادراک می‏کردند و هم به زبان گویایی بودند برای بیان بی ‏مهابای حقایق‏ تلخ و گزنده‏1اما با آغاز عصر کلاسیک این تعبیر از جنون به فراموشی سپرده‏ می‏شود و دیوانگی و جنون همچون بیماری ظهور می‏کند.

در این تلقی‏ خاص از دیوانگی روشهای درمانی ‏ای باید پدیدار شود تا مجانین را برای بار دیگر به عرصه اجتماع و تولید اجتماعی بازگرداند.فوکو دو روش درمانی را که در مراکز بازپروری بر روی بیماران صورت می‏گیرد را مورد بررسی قرار می‏دهد.شیوه ‏ای که در فرانسه«پینل»آنرا به کار می‏گیرد به مراتب دردناک‏تر و خشونت‏بارتر از روش درمانی‏ای بود که«ترکی»در انگلستان بر روی بیماران‏ اعمال می‏کرد.در این مختصر ما را به بازنگری در روش«پینل»می‏پردازیم.3 در این دار المجانین‏ها دیوانگان را به‏ گونه‏ ای توجیه کردند که مسئولیت‏ بیماری خویش را برعهده بگیرند و در این پروسه بود که توجیه اخلاقی و اجتماعی لازم جهت رفتارهای خشونت ‏بار و غیرانسانی در مورد مجانین به‏ دست می‏آمد.

نکته مهم دیگری که در این مراکز مورد توجه فوکو قرار می‏گیرد شخصیت‏ روانپزشک بود که کمتر جنبه درمانی داشت بلکه او به مثابه حاکم مطلق و قدرقدرت حوزه تیمارستان صادر می‏کرد و تنها دستور اوست که در این‏ ترخیص بیماران از تیمارستان صادر می‏کرد و تنها دستور اوست که در این‏ حوزه مرجعیت تام می‏یابد.4این همه تلاش فوکو در تبارشناسی روانپزشکی‏ از یک جهت بسیار اهمیت دارد.او به این طریق خواست نشان دهد گوهر و ماهیت علوم انسانی آنگونه که تصور شده است چندان در خدمت انسان‏ و بهبود وضعیت او تکوین نیافته‏ اند،بلکه ماهیت این علوم اعمال قدرت و سلطه از جانب طبقات بالایی جامعه بر انسانهای فرودست بوده است.5

 در دوران مدرن امّا،روشهای هدف مذکور به صورتی زیرکانه تغییر می‏یابد و به صورتی انسانی‏تر[در ظاهر]اعمال می‏شوند ولی باطن این شیوهء عمل‏ بسیار دهشتناکتر از شکنجه ‏ها و اذیتهایی بوده است که در روشهای فوق الذکر برای انقیاد تن آدمی اعمال می‏شده است.

در دوران مدرن شکنجه و درمان از جسم به روح و روان منتقل می‏شود، مکانیسم‏های سلطه در جهت تابع کردن روح اخلالگران در نظم اجتماعی‏ به کار گرفته می‏شوند تا آنها را تحت انضباط درآورند.به اینسان آزادی‏ای‏ که انسانها در عرصه‏ های فردی داشتند از ایشان سلب می‏شود و در عوض، خواستهای جمعی جایگزین آزادیهای تهدید شده فردی می‏شوند. فوکو برای نشان دادن چنین وضعیتی از تمثیل«دن کیشوت»سروانتس بهره‏ می‏برد.در دن کیشوت ما با انسانی مواجهیم که در قلمرو روان و سپهر فردی‏ خویش آزادانه و فارغ از هر نوع قواعد انضباطی جمعی زندگی خود را سر می‏کند و دیگران تلاش خود را بکار می‏برند تا روان او را به اصطلاح خودشان‏ به عرصه اجتماعی بازگردانند و او را وادارند تا قواعد اجتماعی را چنان‏که‏ دیگران عمل می‏کنند،انجام دهد.منش دن کیشوت در این کتاب دقیقا چون‏ منش کسی است که مخل نظم و انضباط جامعه شده و در مقابل هنجارهای‏ اجتماعی قرار گرفته است.

نگاه فوکو به مسأله جنسیت هم نگاهی خاص است.او در تاریخ جنسیت‏ تلاش خود را به کار می‏برد تا نشان دهد که چگونه مسأله جنسیت به ‏عنوان‏ امری سیاسی ظهور می‏کند.«تاریخچه کوتاه جنسیت و مصائب آن به درون‏ تاریخ پرتشریفات وجوه تولید انتقال می ‏یابد؛بعد حقارت‏آمیز آن از نظر محو می‏شود.از این دیدگاه جنسیت سرکوب شد زیرا با اخلاق کاری موردنظر نظام سرمایه‏ داری ناسازگار بود.همه نیروها می‏بایست در خدمت تولید مهار شوند.دیالکتیک تاریخ بدین‏سان امور جزیی و پیش پا افتاده را با امور عمیق‏ و مهم در درون بافت کلی واحدی درهم می‏تند.از چنین دیدگاهی جنسیت‏ تنها ضمیمه ‏ای بر داستان واقعی تاریخ یعنی پیدایش سرمایه‏داری است؛با این حال ضمیمه مهمی است زیرا در نظام سرمایه‏داری،سرکوب،شکل‏ عمومی سلطه است.»8از این حیث فوکو مسأله جنسیت را امری سیاسی‏ تلقی می‏کند.«بی‏شک از قرن نوزدهم به بعد،سخن گفتن به شیوه ‏ای صریح‏ و جسورانه دربارهء جنسیت به خودی خود حمله‏ای بر ضد سرکوب و عملی‏ ذاتا سیاسی تلقی شده است.9از این لحاظ او به تبارشناسی جنسیت و تمدن‏ نوپا اقدام می‏ورزد.

با این تعابیر از اندیشه فوکو می‏توانیم به بازنگری در یکی از آثار مهم کوبریک در دهه هفتاد بپردازیم.پرتقال کوکی فیلمی است که کوبریک آنرا به سال‏ 1971 در انگلستان می‏سازد،این فیلم به سبب موضوع متهور و شیوه خاص‏ ساختاریش 11 سال در توقیف ماند.داستان فیلم قصه جوانی را باز می‏گوید که اخلالگر نظم اجتماعی است،او گروهی ترتیب داده است و مشغول اعمال‏ خلاف انضباط اجتماعی می‏شود و از همین‏جا توسط پلیس دستگیر و به‏ زندان فرستاده می‏شود.او را از زندان هم انتقال می‏دهند و به مرکز بازپروری‏ می‏فرستند و در آنجا بر روی او آزمایشها و اعمال درمانی خاصی را صورت‏ می‏دهند تا در نهایت فیلم شاهدیم جوان به این انضباط اجتماعی گردن‏ می‏نهد و روان خود را در طریق خواست نهاد قدرت منقاد می‏کند.فیلم با رویکرد فوکو در باب جنون و جنسیت سنخیت بسیار نزدیک دارد.البته ما به خوبی می‏دانیم که فوکو از خود مسأله جنون درمی‏گذرد و با بسط روش‏ خود در باب جنون دیگر عرصه ‏های علوم انسانی و ساحتهای گوناگون حیات‏ را تبارشناسی می‏کند.

در فیلم کوبریک جوان تا قبل از دستگیری توسط پلیس فردی آزاد است، چونان دن کیشوت.هر عملی که مورد دلخواه‏اش است انجام می‏دهد بدون‏ اینکه محدودیت و ممنوعیت خاصی او را منع و مشروط کنند،

او انسانی به‏ تمام معنی آزاد است.اما این اعمال او باعث می‏شود تا او را به‏عنوان عنصری‏ نامطلوب بازشناخته و به زندان بفرستند.در دوران بازداشت جوان در زندان‏ ما شاهدیم که چگونه جوان در کتابخانه خیال خود را پرواز می‏دهد و به‏ کرانه ‏هایی که مورد دلخواهش است سفر می‏کند،در زندان جسم او در انقیاد است اما روح و روان او آزاد و رها است.مسئولین زندان بعد از مدتی متوجه‏ می‏شوند که این جوان از نظر روانی انسانی است که در طریق اجتماع نیست‏ و اعمال او خلاف انضباطی است که باید در جامعه توسط افراد رعایت شود و لذا جوان به مرکز بازپروری روانی منتقل می‏شود تا مورد درمان قرار گیرد و بتواند به ‏عنوان عنصری مطلوب به سپهر اجتماع بازگردد.

کوبریک در این‏ پروسه نشان می‏دهد که حکومت سیاسی مدرن خواهان انقیاد روحی و روانی‏ انسان است و تنها به جسم تحت انضباط راضی نمی‏شود.این رویکرد در اثر گزنده و تلخ اورول،«1984»به نحوه‏ای دیگر بیان شده است.در آنجا هم‏ مکانیسمهای روانی خشونت ‏بار و غیرانسانی به کار برده می‏شوند تا روان‏ شخصیت اول داستان را منقاد و منضبط کنند.در مرکز بازپروری که برمبنای‏ این تحلیل مهمترین فصلهای فیلم را شامل می‏شود بر روی جوان اعمال‏ روانی انجام می‏دهند تا او را بر این اساس به فردی مطابق وضعیت جامعه‏ تبدیل کنند که براساس الگوهای خاصی که برای او در نظر گرفته شده عمل‏ کند.در فیلم شاهدیم ابتدا به جوان اینگونه القاء می‏کنند که مرتکب خلاف‏ و ناهنجاری اجتماعی شده است و از این طریق مجوز خشونتهای عملی‏ای‏ را که در طول درمان جوان مرتکب می‏شوند توجیه نمایند. در پروسه درمان،جوان به‏طوری خشونت‏بار تحت درمانهای بسیار خشن و اسفناک و ضدانسانی قرار می‏گیرد و در نهایت چنان منقاد می‏شود که در امتحانی که برای فهمیدن بهبودی او ترتیب داده می‏شود در مقابل خشونت‏ و جنسیت کاملا مطیع و منفعل شده و آماده می‏شود که به عرصه اجتماع‏ بازگردد.کوبریک در فیلم به ما نشان می‏دهد که حکومت مدرن در عمل‏ خواستار چنین انقیادی است که براساس آن بتواند کنترل خود را بر سراسر جامعه اعمال نماید و بر ضد اعمالی که اساس آن را با مشکل مواجه می‏کند توان لازم را داشته باشد.

در فیلم ما شاهدیم که جوان تازه از زندان بیرون آمده در مقابل خشونت‏ موجود در جامعه و ظلمهایی که در حق او روا می‏شود توان هیچ‏گونه دفاعی‏ ندارد.او دیگر به عنصری بی‏ اختیار و هنجاری تبدیل شده است.عنصری‏ که نهاد قدرت آنرا طلبیده است،بر این اساس جامعه دیگر عرصه‏ ای برای‏ آزادی فردی نیست بلکه تبدیل به دستگاهی می‏شود که نهاد قدرت هرگونه‏ بخواهد آنرا به حرکت درمی‏آورد و به هر سمت و سویی بخواهد سوق می‏دهد. در چنین وضعیت نهاد قدرت به هر شیوه که دلخواه او باشد عمل می‏کند و هیچ قدرتی هم وجود ندارد تا در مقابل این پروسه در مقابل نهاد قدرت‏ بایستد.در فیلم می‏بینیم جوان پس از بیرون آمدن از زندان توسط دوستان‏ خود که حالا در کسوت پلیس درآمده‏اند به شدت مورد ضرب و شتم قرار می‏گیرد؛گویی کوبریک به ما می‏گوید نهاد قدرت با اینکه عناصر تشکیل دهنده‏ آن خود نامطلوب هستند ولی در اعمال خلاف قانون خود هیچگونه محدودیت‏ و ممنوعیتی ندارند و این امر از آنجا ناشی می‏شود که جوان‏[که نماد انسانهای‏ تحت انقیاد درآمده است‏]دیگر توان دفاع از خود را ندارد و تسلیم محض خواستهای هرچند غیرانسانی و غیراصولی نهاد قدرت شده است.نتیجه‏ نهایی عمل بازپروری چنان‏که در فصلهای آخری فیلم شاهد آن هستیم‏ بی‏اختیار شدن جوان و مورد آزار و اذیت قرار گرفتن او توسط افراد مختلف‏ اجتماع است.در مرکز بازپروری جوان بی‏اختیار می‏شود و عقیم.او دیگر توان‏ و یاری موضع‏گیری در مقابل روند جاری امور نیست.کوبریک در فیلم از این طریق نشان می‏دهد که نهاد قدرت چگونه در لفافه؛در نهادهای مختلف‏ که تحت عناوین انسانی به فعالیت مشغولند اعمال سلطه می‏کند و مبانی‏ موردنظر خود را از طریق آنها به افراد گوناگون القا می‏نماید.در اصل او به‏ ما نشان می‏دهد چگونه نهاد علم و دانایی با نهاد قدرت پیوند و بستگی‏ می‏یابد.فیلم هجویه ‏ای است بر علیه حکومتی که در پی برآورده نمودن نظم‏ و انضباط موردنظرش از روشهای بسیار زننده و خشونت‏ بار بهره می‏برد و روان آزاد انسان را به‏ گونه ‏ای خاص در جهت مطامع و خواستهای خود تربیت‏ می‏نماید تا همیشه سایهء قدرت را بر سر خود ببینند و برخلاف مصالح قدرت‏ قدمی برندارند.از این طریق نهاد قدرت انضباط را در جامعه اعمال می‏کند. فیلم تصویری صریح از فن‏آوری انضباطی است.در فصول مرکز بازپروری‏ پلیس کمتر دیده می‏شود و به‏ طور کلی در اکثر سکانسها حضور نیروهای‏ پلیس کمتر به چشم می‏آید.روش اعمال کنترل دیگر بدنی نیست بلکه‏ مرکز بازپروری تبدیل به نهاد انتظامی و روانپزشک تبدیل به پلیس می‏شود و از طریق آنها هنجارهای مورد ارائه نهاد قدرت اعمال می‏شوند و در نهاد افراد خاطی نهادینه شده و از آنها انسانهای منفعل و موردنظر نهاد قدرت‏ بیرون می‏آیند.بر این اساس سراسر فیلم شیوه اعمال نوع جدیدی از قدرت‏ است که مسئولین اعمال آن روانپزشکان هستند و زندان آن مراکز عمومی‏ بازپروری.

این مضامین در فیلم دیگری از کوبری بار دیگر تصویر می‏شوند.در غلاف‏ تمام فلزی هم شاهد نهادینه شدن اصولی غیرانسانی در دوران سربازانی‏ می‏شویم که قرار است مجریان خواستها و ارادهء قدرتمندان و طبقا فرادست‏ باشند.

در نگارش این مختصر از سه منبع زیر بهره بسیار برده‏ام:
-مدرنیته و اندیشه انتقادی/بابک احمدی
-میشل فوکو:دانش و قدرت/محمد ضمیران
-میشل فوکو:فراسوی ساختگرایی و هرمنوتیک/هیر برت دریفوس،پل‏ رابینو/حسین بشیریه
(1).«در حقیقت انسان در سایه جنون قادر می‏شود به مرز خردورزی قدم نهد.بدین معنا که‏ انسان ویرانه وجهی از خرد متعارف را نفی می‏کند.در واقع،جنون چون ابزاری ادبی در خدمت‏ نقادی زیاده رویهای اجتماعی قرار می‏گیرد.»ر.ک.دانش و قدرت/ص 62
(2).«نگاه به جنون چون نگاه به بیکاری و بی‏عاری و...ظهور می‏کند و در نتیجه به سبب‏ انگیزه‏های اقتصادی به دستور پادشاه فرانسه در 1656 بیمارستان عمومی پاریس ساخته شد و دیوانگان و افراد دیگر جامعه از طبقه فرودست در آن محبوس می‏شوند.»ر.ک.دانش و قدرت/ص 64
(3).در خصوص تفصیل بیشتر در باب روش درمانی پینل ر.ک.فوکو:فراسوی ساختارگرایی‏ /ص 70 به بعد
(4).«شخصیت روانپزشک در راستای مناسبات میان بیمار و نگهبانان رشد یافت و می‏توان‏ گفت که فن‏آوری و مراقبت و داوری،ابزاری شد در اختیار روانپزشک که به‏عنوان متولی‏ عقل و خردمندی وارد آسایشگاه روانی گردید و این محیط را به فضایی پزشکی تبدیل کرد. از این دوره به بعد،روانپزشکان به‏عنوان نظارت کنندگان اصلی رفتار و کردار دیوانگان ظهور کردند.روانپزشکان،چون متولیان و پاسداران خرد و فرزانگی،مرجع تصمیم‏گیری و داوری‏ در مورد وضع روانی بیماران شدند.»با کمی تغییر ر.ک.دانش و قدرت/ص 70
(5).این نسبت سنجی در دورهء اول کاری فوکو که او به دیرینه‏شناسی دانش اشتغال می‏ورزید وجود نداشت.در دورهء دوم فعالیتهایش فوکو به تبارشناسی دانایی و قدرت می‏پردازد.در این‏ دوره او به ما نشان می‏دهد،گفتمانها و نهادهای دانایی ارتباط تنگاتنگی با قدرت به مثابه‏ اعمال سلطه دارند.ر.ک.مدرنیته و اندیشه انتقادی/دانش و اقتدار/ص 223 به بعد
(6).ر.ک مدرنیته و اندیشه انتقادی/224
(7).در خصوص تعبیر فوکو از داستان دی کیشوت به تفصیل می‏توان به کتاب زیر رجوع کرد: مدرنیته و اندیشه انتقادی/ص 216
(8).فراسوی ساختگرایی/ص 236
(9).فراسوی ساختگرایی/239 «براساس این تز فوکو وقتی ما از جنسیت سخن می‏گوییم،قدرت مستقر را نفی و انکار می‏کنیم.ما به خود رخصت می‏دهیم«تا بر ضد قدرتهای موجود سخن بگوییم،حقایق را بیان‏ کنیم و وعدهء سعادت و خوشی بدهیم؛روشنگری،رهایی و لذات گوناگون را به هم پیوند بزنیم؛ [به خود رخصت می‏دهیم تا]گفتاری بیان کنیم که شور معرفت،عزم تغییر قوانین و تمنای‏ بهشت زمینی را درهم می‏آمیزد»
شناسه نقد : 5927016
منبع: مجله نقد سینما

 مصطفی مرشدلو
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان