کد خبر: ۱۴۲۶۳
تاریخ انتشار: ۱۲ بهمن ۱۳۹۸ - ۲۳:۲۲-01 February 2020
نفس انتشار برخی آثار ادبی اتفاقی مهم و‌ قابل تامل است. این اهمیت و تامل‌برانگیزی، لزوما و تنها، نه از باب خلق یک شاهکار ادبی یا تعریف حدود و ثغور جدید در ادبیات داستانی که ممکن است به دلیل پیامی باشد که نویسنده، ولو با ساده‌ترین و روان‌ترین شیوه ممکن، به مخاطبانش منتقل می‌کند.
 از این منظر، رمان "بازگشت ماهی‌های پرنده" به قلم آتوسا افشین‌نوید را می‌توان یکی از آن اتفاق‌های مهم حوزه ادبیات داستانی در دهه نود و یا حتی کمی بی‌پرواتر، در دوران پساپهلوی دانست. 

رمان با زاویه دید اول شخص، از زبان ترلان، زنی میانسال که حدود یک دهه است از کوچه‌ قبای خیابان شریعتی تهران به لندن مهاجرت کرده، به بهانه روایت سرگذشت او و خانواده‌اش مروری گذرا و سریع بر تحولات سه دهه کشور (تا قبل از سال ۱۳۹۰) دارد. نویسنده رمان، در عین اینکه به خوبی توانسته راوی رنج‌ها و آشفتگی‌ها و دربه‌دری‌های هم‌نسلان خود باشد، با ظرافت تمام سراغ نسل انقلابی رفته و در قالب شخصیت‌های داستان، افتراق و سرانجام متفاوت هر یک از شورشیان آرمان‌خواه دهه پنجاه خورشیدی را پیش چشم مخاطب گذاشته و البته هزینه سنگین مترتب بر کشور و ساکنانش در اثر آن نوع آرمان‌خواهی را هم از نظر دور نمی‌دارد. 

"بازگشت ماهی‌های پرنده" روایت سرگذشت سه نسل از یک خانواده است که دور هم نشستن کنار یک سفره گسترده در خانه اده، بزرگ خانواده، نقطه اتکا و امیدشان بوده و نسل دوم خانواده که شامل فرزندان نسبی و رضاعی اده هستند، در هیات ابراهیم و داود و علی و جلال و یحیی هر کدام نماد و نماینده‌ بخشی از جامعه شورشی ایران محسوب می‌شوند. ترلان، راوی داستان، از نسل سوم خانواده، نظاره‌گر وقایع و اتفاقاتی است که در حجم بالا با سرعت بسیار، خانه اده و خانواده آنها را دستخوش تغییر می‌کنند و انگار این دستاورد ناگزیر جامعه انقلابی ایران است. رمان در دل خود همه ریزه‌کاری‌ها و جزئیات ممکن برای درک وقایع و فضای اجتماعی ایران در سه دهه نخست پس از انقلاب را داراست و بعید است مخاطبان بالای سی و چهار-پنج ساله آن با بخش‌های گوناگون داستان گرفتار نوستالژی نشوند. البته هنرمندی نویسنده در این است که خواننده را صرفا به یک بزم برای خاطره‌بازی دعوت نمی‌کند. در اثر جدید آتوسا افشین‌نوید همانقدر که رد پای روحیه آرمانخواهی و ایثارگری و همدلی انسانها به چشم می‌خورد، درد فشار اقتصادی و دردسر صف‌های تامین مایحتاج اولیه زندگی و خشونت و بی‌رحمی جنگ و داغ تسویه‌حساب‌ها و انتقامگیری‌های متقابل آن روزها نیز به خواننده منتقل می‌شود. 

نکته مهم دیگری که داستان "بازگشت ماهی‌های پرنده" را متفاوت با بسیاری از رمان‌های مشابه سالیان اخیر کرده، استفاده بجا و هوشمندانه نویسنده از موضوع مهاجرت، به عنوان یکی از دغدغه‌های اصلی این سالهای بخش‌های گوناگون جامعه ایرانی است. در میان رمان‌های قابل اعتنای سالیان اخیر که به مساله مهاجرت پرداخته‌اند، این اثر، بعد از "سرزمین نوچ" نوشته کیوان ارزاقی، شاید جدی‌ترین اثر داستانی در حوزه مهاجرت باشد. 

رمان "بازگشت ماهی‌های پرنده" را می‌توان یک درد دل یا شاید کمی رساتر، فریاد از گلو برآمده‌ی نسلی دانست که از کودکی، با خلوص نیت خود را آماده جانفشانی برای آرمان‌های پدرانش کرد و هر چه پیش آمد اسیر و سردرگم در دو راهی‌های متعددِ "اطاعت محض ناشی از مطلق‌بینی و مطلق‌انگاری" یا "سرکوب و تحقیر برآمده از انتخاب و تشکیک" شد و نصیبش از آن همه شعارهای خوش رنگ و لعاب یا پرطمطراق، احوالاتی در طیفی متنوع اما نه چندان خوشایند، مابین بی‌تفاوتی تا سرگردانی بود. 

از این رو، خواندن این رمان برای نسل انقلابیون دهه پنجاه و ماقبل، از جنبه آگاهی از نگاه و احساس بخشی بزرگ از کسانی که قرار بود میراث‌دار آرمان‌های آنها باشند و برای نسل متولدان دهه‌های پنجاه و شصت، به دلیل حس همذات‌پنداری قوی خوابیده در تک‌تک سطرهای داستان و برای نسل‌های جوان‌تر به منظور لحاظ کردن آنچه که بر اهالی این سرزمین گذشته در نحوه نگاه به جامعه پیرامونشان، ضروری و مفید است. و البته ای کاش نشر آگه، به عنوان ناشر این رمان خواندنی انتقادی، قبول زحمت کند و به نمایندگی از متولدان دهه‌های پنجاه و شصت، یک نسخه از این رمان را به کلیه مسوولان و دست‌اندرکاران ارشد کشور در چهار دهه اخیر، هدیه کند تا این بزرگواران (البته آنان که در قید حیات هستند) بخوانند و کمی بیاندیشند. 

در مجموع، بیراه نیست اگر این رمان، از جنبه تکنیک نویسندگی، توجه به جزئیات و توصیفات روان، با "خانه ادریسی‌ها" اثر خواندنی زنده‌یاد غزاله علیزاده مقایسه شود.

در کنار همه ویژگی‌های مثبت داستان "بازگشت ماهی‌های پرنده" باید به وجود اشتباهات متعدد املایی، به ویژه در نیمه دوم کتاب اشاره کرد که قطعا برای این اثر و ناشر آن، در چاپ نخست، نقطه ضعفی بزرگ‌ محسوب می‌شود.

حامد شجاعی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها