کد خبر: ۱۴۲۵۷
تاریخ انتشار: ۱۲ بهمن ۱۳۹۸ - ۲۳:۰۶-01 February 2020
تهران، پاییز ۱۳۱۰ ــ سفیر جدید آلمان، ویپرت فون بلوشر، با همسر و فرزندانش با گذر از خاک تمام‌ناشدنی شوروی به ایران آمده بود. تصویر انزلی در نظرش بسیار جذاب‌تر از صحنه‌های پژمردۀ شوروی بود.
ایران را دوست داشت و از آرزوهایش خدمت در ایران بود. پیش‌تر در ایران (در کنسولگری آلمان در کرمانشاه) خدمت کرده بود. پس از چهارده سال به ایران بازمی‌گشت و از همان اول وقتی کامیون‌ها و ماشین‌ها را در ایستگاهی در انزلی دید، فهمید ایران در این مدت بسیار تغییر کرده است. اما ورود او به تهران با بروز بحرانی دیپلماتیک میان ایران و آلمان آغاز شد. رسم است که سفرا چند روز پس از ورود استوارنامۀ خود را تقدیم رئیس دولت می‌کنند و کارشان را می‌آغازند. اما دلخوری شدیدی در تهران پدید آمده بود که به این راحتی‌ها برطرف نمی‌شد. مرور این بحران دیپلماتیک میان ایران و آلمان در پاییز ۱۳۱۰ دربردارندۀ نکات جالب و معناداری دربارۀ ماست...

در یک روزنامۀ محلی به نام «مطبوعۀ مصور مونیخ» نویسنده‌ای گمنام و بی‌اهمیت به نام لئو ماتیاس مطلبی دربارۀ رضاشاه نوشته بود با عنوان «شاه بی‌اصل‌ونسب». این مقاله بسیار توهین‌آمیز بود و راست و دروغ را با هم آمیخته بود. ماتیاس گفته بود رضاشاه از خانوادۀ معمولی است، مادرش رختشوی بوده و بدتر اینکه ادعا کرده بود رضاشاه وقتی هنوز به عنوان افسری جزء مسئول نگهبانان سفارت آلمان بود، از سفیر آلمان سیلی خورده بوده است. سفیر ایران در آلمان، محمدعلی فرزین، این مطلب را ترجمه کرد و به ایران فرستاد (طبعاً اگر چنین نمی‌کرد و مطلب از مجرای دیگری به ایران می‌رسید توبیخ می‌شد). وقتی مطلب به اطلاع شاه رسید بسیار خشمگین شد. بحرانی در رابطۀ ایران و آلمان پدید آمد با آنکه معروف بود ایران و آلمان روابط خوبی دارند.

بلوشر تازه‌وارد در مخمصه افتاده بود. به دلیل این توهین به او اجازۀ دیدار با شاه را نمی‌دادند تا استوارنامه‌اش را تقدیم کند و اجازه یابد فعالیت‌هایش را شروع کند. تهران انتظار داشت آلمان به شدت با این توهین برخورد کند. اما آن زمان وضع آلمان با ایران بسیار فرق داشت. سیزده سال بود که در آلمان جمهوری بود و آزادی مطبوعاتی بی‌نظیری حاکم بود؛ چپ و راست در روزنامه‌هایشان شلوار از پای رقبای سیاسی می‌کشیدند! طرف آلمانی از این توهین ناراحت بود، اما کار خاصی نمی‌توانست بکند. چیزی که شاه را بیش از این بدبین و ناراحت می‌کرد این بود که چند مجلۀ مارکسیستی ضدسلطنتی نیز از سوی چند ایرانی در آلمان منتشر می‌شد. مرتضی علوی (برادر بزرگ علوی، نویسندۀ ایرانی) در روزنامۀ «پیکار» مطالب مارکسیستی ضد شاه می‌نوشت و فرخی یزدی که از مسیر روسیه به آلمان رفته بود، در نشریۀ «نهضت» مطالبی علیه شاه می‌نوشت. ایران انتظار داشت این مجلات تعطیل شود و این افراد از آلمان اخراج شوند.

بی‌واکنشیِ آلمانی‌ها شاه را خشمگین‌تر کرد و تعدادی آلمانیِ شاغل در قورخانه (اسلحه‌سازی) را اخراج کرد. واکنش بعدی شاه غافلگیرکننده بود: دستور داد همۀ اعضای سفارت ایران بازگردند و ایتالیا نمایندگی ایران را بر عهده بگیرد. بلوشرِ درمانده، در ایران تکاپو می‌کرد آلمانی‌ها را متوجه کند این توهین برای شاه قابل قبول نیست. البته در این طرف هم می‌کوشید به ایرانی‌ها بفهماند هتاکی روزنامه‌نگاران باد هواست! بلوشر در دیدار با فروغی، وزیرخارجۀ ایران، مثالی معنادار زد، بلکه طرف ایرانی کوتاه بیاید. برای فروغی این ماجرا را تعریف کرد: فریدریش کبیر ــ شاه پروس و معمار آلمان جدید ــ از جایی عبور می‌کرد، دید کاریکاتوری از او بر دیوار زده‌اند. مردم جمع شده بودند و چون کاریکاتور خیلی بالا نصب شده بود به سختی تلاش می‌کردند ببینند کاریکاتور چیست. فریدریش دستور داد کاریکاتور را پایین‌تر بزنند تا مردم راحت ببینند.

خلاصه به دلیل مطلب نویسنده‌ای گمنام، در روزنامه‌ای محلی، ایران و آلمان تا یک قدمی قطع‌رابطۀ دیپلماتیک رفتند. آلمان در این اثنا زمینۀ محاکمۀ ماتیاس را فراهم کرد و علوی را هم اخراج کرد. قدری خشم شاه خوابید. اما بعدها هم تیمورتاش، وزیر مقتدر دربار، و هم رئیس ستاد کل ارتش به سفیر آلمان گفتند که شاه به آلمانی‌ها بدبین شد. این را بگذارید کنار این ماجرا که چند سال بعد به خاطر مقاله‌ای انتقادی در فرانسه، رضاشاه سفیر ایران را از فرانسه فراخواند و حتی یکی از عواقب آن بازداشت و (احتمالاً) قتل نصرت‌الدولۀ فیروز وزیر امور خارجۀ پیشین ایران بود . و نکتۀ مهم اینکه با این «زودرنجی صاحبان قدرت» به سادگی می‌شد با کمک گرفتن از قلمی گمنام و مشکوک (یا مزدور) روابط خارجی ایران خراب کرد...

پی‌نوشت: 
۱. دو سال بعد هیتلر در آلمان به قدرت رسید و بساط مطبوعات آزاد را جمع کرد.
۲. منبع اصلی‌ام «سفرنامۀ بلوشر» است که با ترجمۀ درخشان کیکاوس جهانداری به فارسی منتشر شده است.

مهدی تدینی

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان