کد خبر: ۱۴۱۹
تاریخ انتشار: ۲۴ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۰:۵۲-15 March 2018
در طول تاریخ انسان های زیادی داشتیم که ماندند و جنگیدند و بر سر آرمان های خود ماندند. و مردند یا کشته شدند. همه می دانیم که در طول تاریخ اینگونه افراد فراوان است. به فرض مثال اسکندر مقدونی، درست است که او تخت جمشید را آتش زد ولی در عوض، در آرامگاه کوروش، به او ادای احترام کرد و به زانو در آمد.



مقدمه ی مترجم:
در طول تاریخ انسان های زیادی داشتیم که ماندند و جنگیدند و بر سر آرمان های خود ماندند. و مردند یا کشته شدند. همه می دانیم که در طول تاریخ اینگونه افراد فراوان است. به فرض مثال اسکندر مقدونی، درست است که او تخت جمشید را آتش زد ولی در عوض، در آرامگاه کوروش، به او ادای احترام کرد و به زانو در آمد.خود شخص من، در طول تاریخ ایل و تایفه ای را سراغ ندارم که بعد از اینکه دشمن خود را شکست دادند، اثرات و بناهای آن را نیز به کل ویران کرده باشند یا....باید سخن کوتاه کرد.... یکی از مواردی که مورد تحقیق بسیاری از گروه ها قرار گرفته همین جنگ معاصر دوم جهانیست. ولی آن چیز که من بیشتر به آن اهمیت می دهم، آخر این جنگ است...آری جنگ برلین... مهمترین رخداد هم مربوط به رهبر آلمان نازی می شود که در آن شرایط، چه حس و حالی داشت.
آن هم نه در روی سطح زمین و میان ساختمان های باشکوه و افسانه ای برلین، بلکه در زیر زمینی با آخرین امکانات که رویش جز تلی از خاک باقی نمانده. دشمن درجه 1 آلمان یعنی شوروی، وقتی دید که نمی تواند هیتلر را به صورت فیزیکی به چنگ آورد تصمیم گرفت آخرین محل زندگی او را به چنگ آورد. به جای بازجویی کردن از هیتلر وسایل پناهگاه را به یغما برد، به جای دادن حکم اعدام به هیتلر، پناهگاهش را مهر و موم کرد و به جای انداختن طناب دار بر گردن هیتلر، کیلو کیلو تی ان تی در این پناهگاه منفجر کرد، اما چه سود؟... خنده دار است، آنها حتی زورشان به پناهگاه هیتلر هم نرسید و نتوانستند آن را به صورت فیزیکی از روی زمین بردارد. چه دشمن کینه توزی! 
فارغ از هرگونه گزاف گویی وارد اصل مطلب بشویم. امید است که خوانندگان محترم از این مقاله خوششان بیاید 


مقدمه
پناهگاه پیشوا در زیر ساختمان جدید صدارت هیتلر در آلمان بنا شد. این پناهگاه زیر زمینی بسیار پیچیده، در دو مرحله ی عظیم، ساخته شد. نخست در سال 1936 و بعد در سال 1943. این آخرین مرکز فرماندهی بود که هیتلر از آن استفاده کرد.

در زمان اقامت آدولف هیتلر در تاریخ ژانویه ی 1945 تا هفته ی آخر جنگ، این پناهگاه، مرکز حکومت نازی بود. در همین مکان بود که آدولف هیتلر و اوا براون قبل از خودکشی و در طول هفته های آخر جنگ، با هم ازدواج کردند.هر دو ساختمان جدید و قدیم صدارت در سال های 1945 و 1949 به دست شوروی ویران شد اما قسمت عظیمی از پناهگاه سالم ماند، اگرچه بعضی از بخش های آن دچار آب گرفتگی شد. جدا از این ها، یک تلاش نا موفق برای منفجر کردن این پناهگاه از سوی دولت آلمان شرقی صورت گرفت اما قسمت اعظم این ساختار زیرزمینی،سالم باقی ماند. بعد از اتحاد دو آلمان (ملحق شد برلین) برنامه ی بازسازی آغاز شد و به بهانه ی بازسازی و تجدید بنا در شهر برلین، بخشی از این ساختار به خاطر حفاری، نابود شد.
این مجموعه، تا سال 2006 بدون جلوه و جلب توجه محافل عمومی باقی ماند تا اینکه در همین سال، لوحه ای همراه با یک نقشه ی شماتیک از پناهگاه در محل نصب شد. برخی از راهروهای این پناهگاه تا به الان هم وجود دارند (سالم هستند) اما برای بازدید عمومی مهر و موم شده اند.

ن
1)) گالری سنگ مرمر میتلباو
2)) ورودی ساختمان صدارت رایش
3)) ورودی بخش اداری ریاست رایش
4)) دژبانی
5)) آسانسور به کاتاکومبز
6)) دروازه ی باغ به سمت دفتر هیتلر
7)) راه ورودی به فوهرر بانکر
8)) مسیر پارکینگ و جایی که به فوهرر بانکر هم دسترسی دارد
9)) ورودی پارکینگ و بخش آتش نشانی
10)) مسیر دستیابی به فوهرر بانکر
11)) خانه ی کمپ پا
12)) خانه ی سبز
13)) تالار افتخار
14)) تالار رقص و هنرهای زیبا (موسیقی و نقاشی و..)
15)) ساختمان قدیمی صدارت رایش
16)) تالار غذاخوری
17)) وزارت تبلیغات
18)) ضمیمه ی ساختمان صدارت رایش
19)) ورودی خیابان ویلهلم
20)) فروشگاه بزرگ ورتیم
21)) میدان لیپزیگر
22)) جنگلبانی
23)) باغ وحش
24)) خیابان هرمان گورینگ
25)) خیابان ووس
26)) خیابان ویلهلم


ساختار:
ساختمان پناهگاه صدارت رایش، نخست به صورت موقت به منظور جلوگیری از حملات هوایی برای هیتلر ساخته شد. اما افزایش بمباران شهر برلین، باعث بهینه سازی و بزرگ تر شدن این پناهگاه زیر زمینی شد. این ساختار دقیق، شامل دو طبقه جدا بود. نخست وور بانکر (پناهگاه بالایی) و نیور فوهرر بانکر (پناهگاه زیرین) که به وسیله ی پله ای که در گوشه های سمت راست واقع شده بود به هم مرتبط می شدند (پله ها مارپیچی نبودند). این راه پله می توانست از هر دو طرف (بالا و پایین) به وسیله ی یک آبشکن (دری فوق العاده محکم و نفوذ ناپذیر و ساخته شده از آلیاژهای خاص) و یک در فولادی بسته شود. فوهرر بانکر(پناهگاه زیرین)، در 8.2 متری زیر باغ ساختمان قدیمی صدارت رایش در خیابان ویلهلم واقع شده است، و حدود 120 متری در شمال ساختمان صدارت جدید رایش در خیابان ووس واقع شده است. وور بانکر (پناهگاه بالایی) زیر تالار پذیرایی ساختمان قدیمی صدارت رایش واقع شده بود که با ساختمان جدید صدارت رایش در ارتباط بود. فیوهرر بانکر (پناهگاه زیرین) کمی پایین تر از وور بانکر بود و در قسمت غرب و جنوب غربی آن واقع شده بود.



1)) زیر باغ زمستانی
2)) زیر تالار رقص و هنر های زیبا (نقاشی و موسیقی و...)
3)) گذرگاه کنربرگ
4)) استراحت گاه
5)) دستشویی/حمام
6)) توالت
7)) سرویس دهی/آشپزخانه
8)) اتاق محافظان
9)) موتورخانه/ژنراتور
10)) اتاق محافظان قدیمی
11)) ورودی اصلی
12)) خروجی اضطراری
13)) اتاق انتظار
14)) منشی
15)) استراحت گاه محافظان
16)) راه پله بین پناهگاه و پناهگاه هیتلر
17)) اتاق ضد نفوذ (از نظر هوا یا حمله ی شیمیایی یا تغیر فشار هوا بر اثر بمباران)
18)) استراحت گاه
19)) اتاق غذاخوری

پناهگاه اصلی
20)) بتن انباشته
21)) اولین خروجی اضطراری برای پناهگاه اصلی
22)) فاضلاب/تاسیسات برقی
23)) حمام
24)) اتاق آماده ی پذیرایی مهمان آدولف هیتلر
25)) لابی ادولف هیتلر
26)) اتاق مطالعه ی آدولف هیتلر
27)) اتاق خواب آدولف هیتلر
28)) اتاق نقشه/اتاق بررسی وضعیت
29)) اتاق انتظاربرای اتاق بررسی وضعیت
30)) راهرو و اتاق انتظار
31)) چاپگر/تلفن
32)) بیمارستان کوچک
33)) اتاق دکتر مورل، پزشک شخصی هیتلر
34)) اتاق خواب
35)) کارکنان/خدمتکاران
36)) دومین خروجی اضطراری پناهگاه اصلی
37)) زیر سازه
38)) زیر سازه
39)) زیر سازه
40)) دیوارهای پناهگاه
41)) اتاق اریک کمفا، راننده ی هیتلر
42)) ورودی پناهگاه
43)) آلاچیق
44)) دفتر خارجی
45)) آپارتمان هیتلر
46)) آسانسور
47)) فوندانسیون/قسمتی از ساختمان قدیمی صدارت رایش




دیوارهای این ساختار، تقریبا به وسیله ی 2.2 متر بتن محافظت می شد، و حدود 30 اتاق کوچک با خروجی به سمت ساختمان های اصلی و خروجی اضطراری رو به باغ، ساخته شده بود.این ساختار در دو فاز جدا بنا شد، نخست در سال 1936 و دیگر در سال 1943. این توسعه در سال 1943 بدست شرکت هوفتیف انجام گرفت که این شرکت بخشی از برنامه ی عظیم قنات سازی در برلین را در سال 1940 به عهده داشت.
هیتلر در فوریه ی 1945 برای تزئین قسمت زیرین موافقت کرد که شامل آوردن مبل هایی با کیفیت بالا و نقاشی های رنگ روغن بود.

اتفاقات سال 1945 در پناهگاه:
در 16 ژانویه ی 1945، هیتلر به فوهرر بانکر نقل مکان کرد و به وسیله ی مارتین بورمن (کارمند ارشد) خود، داخل شد و بعد ها، اوا براون و جوزف گوبلز و ماگدا همراه با 6 فرزندشان در پناهگاه وور بونکر جای گرفتند.دو یا سه پشتیبان و پزشک و کارمند اداری در آنجا پناهنده شدند که شامل منشی هیتلر(تراود جانگ) و یک پرستار به نام ارنا فلگل و تلفن چی( روخائوس میش) بودند. سگ هیتلر هم (بلوندی) یکی از ساکنان پناهگاه زیرزمینی بود.
اوایل مارچ 1945، زمانی که بمباران های زیادی انجام می گرفت، هیتلر همراه با بلوندی در باغ صدارت رایش قدم می زد. نیاز های پناهگاه به وسیله ی مقادیر بسیار زیادی غذا و دیگر مایحتاج که به وسیله ی متصدیان محافظت می شدند تامین می شد. و در واقع همه ی ساکنین این پناهگاه از بمباران بی رحمانه و بی وقفه ای که بر فراز سرشان در اپریل 1945 رخ می داد، در امان بودند. در آخرین روزهای جنگ، گفته می شد که هیتلر هنوز از خوردن 10 الی 16 فنجان چای در روز، حتی اگر تهیه ی آن هم سخت بود، لذت می برد.


بعد ها بسیاری از شاهدان گفتند که صدایی ثابت، یعنی همان صدای سیستم تهویه ی هوا را در پناهگاه شنیده اند (مترجم: سیستم تهویه ی هوا، با آن عظمت و مخصوصا کار گذاشتنش در پناهگاه زیر زمینی و اتاق به اتاق آن هم در آن شرایط، کاری غیر ممکن بود)در 16 اپریل ارتش سرخ، جنگ برلین را با حمله به خطوط مقدم المان بر روی رودخانه ی نیسی آغاز کرد.
در 19 آپریل، شوروی توانست خطوط آلمان را بشکند و بعد از آن شروع به محاصره ی برلین کرد. در 20 اپریل (تولد 56 سالگی هیتلر) هیتلر برای آخرین بار به سطح زمین (بالای پناهگاه) آمد و به بعضی از پسران سرباز سازمان جوانان هیتلری، مدال صلیب آهنی اهدا کرد.


در 21 اپریل، هیتلر دستوراتی را ارائه داد و نشان داد که فهم خود را از مسائل نظامی از دست داده است. او دستور داد که ارتش آلمان ، برای مقابله با حمله ی ارتش شوروی در برلین، دو حمله ی گاز انبری عظیم انجام دهند و حمله ی شمالی، به وسیله ی ارتش ژنرال اس اس،فیلیکس استاینر انجام شود. استاینر هم از توضیح دادن به مافوقش معذب بود زیرا برایش فقط 2 لشگر پلیس اس اس باقی مانده بود که هیچگونه سلاح سنگینی نداشتند.
هیچکس جرات دادن این اطلاعات را به هیتلر نداشت. حمله ی جنوبی نیز غیر واقعی جلوه می نمود زیرا ارتش 9ام آلمان، برای برگشت به هالب، تحت فشار بود.
در 22 اپریل، هیتلر کنفرانس کوچکی را در بعد از ظهر ترتیب داد و او وقتی فهمید که تمام نقشه هایی که دیروز دستور داده، انجام نشده، گریه کرد و خشمگین شد. هیتلر برای اولین بار خود را در جنگ بازنده می دید و ژنرال هایش را از این بابت، سرزنش می کرد. هیتلر اعلام کرد که تا آخر در آلمان خواهد ماند و در نهایت خودکشی کرد. ژنرال آلفرد یودل برای اینکه بتواند هیتلر را از عصبانیت بیرون بیاورد ایده ای داد که ارتش 12ام آلمان که در مقابل آمریکایی ها بود و زیر نظر ژنرال وانتر ونک بود، می تواند به سمتبرلین برگردد چون آمریکایی هایی که در رود الب مستقرند، بعید است که به سمت شرق پیشروی کنند. هیتلر بلافاصله با این ایده موافقت کرد و در عرض چند ساعت به ژنرال ونک دستور داد که از آمریکایی ها دست بکشد و ارتش 12ام را برای پشتیبانی به برلین بفرستد، بعد از آن متوجه شد که اگر ارتش 9ام به سمت غرب حرکت کند، می تواند با ارتش 12ام ادغام شود، او این دستور را به هینریک داد.

در 23 اپریل، هیتلر، ژنرال هلموت ویدلینگ (ژنرال واحدهای توپخانه های آلمان) را به عنوان فرمانده ی کل دفاعی منطقه ی برلین منصوب کرد جالب اینجاست که در روز قبلش، هیتلر دستور تیرباران کردن او را توسط جوخه ی اعدام داده بود(به صورت غیابی). این فرمان به خاطر دستور عقب نشینی ای بود که ژنرال ویدلینگ برای لشگر پانزر ال وی آی صادر کرده بود. (او در 20 آوریل به سمت فرمانده ی لشگر پانزر ال وی آی منصوب شده بود). به جای ویدلینگ ، سرهنگ دوم ارنست کیتر جایگزین فرماندهی برلین شد.


به رغم صدور این دستورات از فوهرر بانکر، در 25 آوریل، شوروی تقریبا توانست نیروهای خود را در برلین تثبیت کند از اینجا بود که کاوش نیروهای دفاعی اس- بان آنها آغاز شد. با پایان روز 25 آوریل، هیچ امیدی نمی رفت که مدافعان آلمانی در شهر،بتوانند کار خاصی انجام دهند اما تسخیر شهر برای شوروی ، یکی از مهمترین مراحل جنگ بود. هیتلر خواستار احضار فیلد مارشال رابرت ریتر وون گریم از مونیخ به برلین شد تا بیاید و فرماندهی لوفت وافه را از گورینگ بگیرد.وون گریم در حالی که در 26 اپریل، بر فراز برلین در حال پرواز بود توسط ضد هوایی های شوروی به شدت مصدوم شد. هانا ریش، معشوقه ی او، توانست هواپیما را در تیرگارتن در نزدیکی دروازه ی برندنبورگ فرود بیاورد.

در 28 آوریل، هیتلر فهمید که هاینریش هیملر، با فولک برنادت در لوبک، تماسی داشته است. هیملر به متفقین غرب، پیشنهاد صلح داده بود ولی صلح پذیرفته نشد. هیتلر تصمیم گرفت که خشم خود را بر سر هیملر خالی کند. هیتلر، هرمان فگلین(نماینده ی اس اس هیملر در برلین) را تیرباران کرد.


هیتلر دستور داد که وون گریم و ریش به سمت دفتر دونیتز در پلوئن پرواز کند و هیملر خائن را دستگیر کنند.
ژنرال هانس کربس، آخرین تماس خود را از فوهرر بانکر برقرار کرد و خواست تا با کایتل صحبت کند. او به کایتل گفت که، اگر ظرف 48 ساعت امداد رسانی نشود، همه چیز بر باد خواهد رفت. کایتل قول داد که تلاشش را برای اعمال فشار بیشتر بر روی ژنرال والتر ونک (فرمانده ی لشگر 12ام) و ژنرال تئودور باووس (فرمانده ی لشگر 9ام) خواهد کرد.
در همین حین، مارتین بورمان به دریا سالار آلمانی، کارل دونیتز پیغام داد که: "بیشتر ساختمان صدارت رایش ویران شد." او در ادامه پیغامش می گوید که خبرگزاری های خارجی، گزارشات تازه ای در مورد خیانت می دهند و "بدون استثنا اشورنر، ونک و دیگران، باید هر چه سریع تر، اظهار وفاداری خود را برای رفع نگرانی پیشوا اعلام دارند." (بورمان یکی از رئوس حزب نازی و منشی خصوصی هیتلر بود.)
در طول شب 28 آوریل، وون گریم و ریش در هواپیمای مدل آرادو ای آر 96، در خارج از برلین پرواز کردند. فیلد مارشال وون گریم، دستور داد که لوفت وافه، به نیروهای شوروی که در بخش پتسدامرپلاز هستند یورش ببرند. (پتسدامرپلاز بخشی از برلین است که در 1 کلیموتری جنوب دروازه ی برندنبورگ قرار دارد). او نگران این بود که هیتلر بخواهد با هواپیما فرار کند. 
نیروهای شوروی که در سر راه آنها مشغول جنگ بودند به سمت هواپیما شلیک کردند ولی موفق نشدند و آنها با موفقیت فرود آمدند.در طول همان شب، ژنرال ونک، به کایتل گزارش داد که لشگر دوازدهم او به طور یکپارچه مجبور به عقب نشینی از خطوط مقدم شده است. با توجه به این قضیه، پشتیبانی از برلین توسط ارتش او امکان نداشت. این حتی به این معنا بود که از ارتش 9ام هم نمی توان انتظار پشتیبانی داشت. در این زمان کایتل به ونک اجازه داد که تلاش خود را برای نجات برلین نکند. (قطع امید کند)
پس از نیمه 29 اپریل و در طی مراسمی خودمانی و کوچک در اتاق نقشه، هیتلر و اوا براون با هم ازدواج کردند. پس از آن هیتلر منشی خود ، تراودی جانگ، را فراخواند. این آخرین دستور او بود.
در حدود ساعت 4 صبح، هانس کربس،ویلهلم بورگدورف، ژورف گوبلر و مارتین بورمان، شهادت دادند و اسناد ازدواج را امضا کردند. بعد از آن هیتلر برای خواب، به سمت تخت خود رفت.در اواخر غروب 29 اپریل، کربس با ژنرال آلفرد یودل (فرمانده ی عالی ارتش) تماس رادیویی برقرار کرد: "درخواست گزارش فوری. اولا محل تقریبی ونک. دوما زمان حمله ی کشنده. سوما محل استقرار ارتش نهم. چهارما محل دقیق پیشروی ارتش 9ام. پنجما محمل تقریبی ژنرال رودولف هولست"
در اوایل صبح 30ام اپریل، یودل به کربس پاسخ داد: "اولا ونک در جنوب رودخانه ی شیولوو گیر افتاده. دوما ارتش دوازدهم، قادر به ادامه ی حمله در برلین نیست. سوما ارتش نهم تسلیم شد(خود به خود سوال چهارم کربس هم جواب داده شد). پنجما نیروهای هولست، در حال دفاع هستند"در طول صبح 30ام اپریل، سرتیپ اس اس ویلهلم مانکی که رهبر مرکزی در بخش برلین بود، به هیتلر اطلاع داد که برلین کمتر از دو روز پابرجاست. در همان صبح او به شخصه به هیتلر اطلاع داد که احتمالا مهمات مدافعان، دیشب تمام شده.
 او دوباره از هیتلر اجازه ی دفاع گرفت. در ساعت 1 ظهر، ویدلینگ (فرمانده ی لشگر پانزر که هیتلر او را به صورت غیابی به خاطر عقب نشینی اش، به اعدام محکوم کرد)، به سمت دفتر خود در بندربلاک بازگشت. در بعد از ظهر همان روز، هیتلر خودکشی کرد و به نظر می رسید اوا براون سیانور خورده!!. طبق دستور هیتلر، جسد آنها در باغ و در پشت ساختمان صدارت رایش سوزانده شد. بر اساس آخرین وصیت هیتلر، ژوزف گوبلز، وزیر تبلیغات، در راس دولت قرار گرفت و صدر اعظم رایش شد. در ساعت 3:15 دقیقه بعد از ظهر، گوبلز و بورمان پیغام رادیویی ای به دریاسالار دونیتز فرستادند و او را از مرگ هیتلر مطلع کردند. بر اساس آخرین خواسته ی هیتلر، دونیتز، به سمت ریاست جمهوری آلمان، منصوب شد.

در پایان 30ام اپریل، رایشتاگ به دست نیروهای شوروی سقوط کرد. رایشتاگ یکی از بزرگترین و مهمترین سمبل های آلمان بود که قویترین نقطه ی دفاعی در حول و هوش ساختمان صدارت رایش و پناهگاه محسوب می شد.

در 4 صبح 1ام می، کربس با ژنرال لشگر هشتم شوروی، واسیلی چایکوو، صحبت کرد. کربس بعد از رد شدن تسلیم بی قید و شرط، دست خالی بازگشت، تنها گوبلر اجازه ی قبول کردن تسلیم بی قید و شرط را داشت.در ساعت 20 ، گوبلز و همسرش،ماگدا، به صورت همزمان و بوسیله ی آمپول سیانور در نزدیکی ورودی پناهگاه خودکشی کردند.


در اول می ساعت 21، ویدلینگ به بازماندگان، دستور حمله (به منظور خلاصی یافتن موقت از دشمن) در بخش شمال غربی را، صادر کرد. حمله با تاخیر، در ساعت 23 اجرا شد.

اولین گروه به رهبری مونکی، می خواست پل ویدندامر را ببندد، اما در بین گروه مونکی، شکاف ایجاد شد و نتوانست که که حلقه های شوروی را بشکند. و روز بعد دستگیر شدند ومانند دیگران اسیر شدند و مورد بازجویی قرار گرفتند. اولین تلاش را تانک تایگر برای شکستن خط پل ویدندامر کرد که نابود شد. دو و سه تلاش دیگر هم انجام شد و تا ساعت 1 بامداد 2 می به طول انجامید. مارتین بورمان در گروهی دیگر در صدراعظمی رایش توانست از عبور کند. طبق گزارشات، او در فاصله ی زمانی کمی جان باخت و جسدش توسط آرتور اکسمن که همان مسیر را طی می کرد رویت و شناسایی شد. (مترجم: منابعی وجود دارد که می گوید جسد بورمان هیچوقت کشف نشد)


جالب اینجاست که آخرین مدافعان پناهگاه ، نیروهای داوطلب از هنگ 33 اس اس فرانسه بودند، که توانستند پناهگاه را تا صبحگاه 2 می، از دست روس ها حفظ کنند.
در ساعت 1، روس ها پیغامی از رادیو آلمان ای وی آی، مبنی بر آتش بس دریافت کردند. که اعلام کرد که مامورانی را با پرچم سفید از پل پتسدمر عبور خواهد داد. در اوایل صبح دوم می، نیروهای شوروی به سمت ساختمان صدارت رایش یورش بردند. ژنرال ویدلیگ با پرسنل خود در ساعت 6 تسلیم شدند.
ژنرال بورگدورف (که نقش کلیدی در مرگ اروین رومل داشت) و ژنرال کربس، پیش از تلاش برای حمله، دست به خودکشی زدند.
افراد کمی در پناهگاه باقی مانده بودند که به وسیله ی نیروهای شوروی دستگیر شدند. با






وقایع پس از جنگ:
ساختمان قدیم و جدید صدارت به دست روس ها بین سال های 1945 تا 1949 ویران شد. (مترجم: آجر به آجر ساختمان جدید، به یغما رفت). اما بخش عظیمی از پناهگاه نجات پیدا کرد. (مترجم: خوشبختانه بتن بود وگرنه آن را هم می کندند و می بردند). هر چند بعضی از قسمت هایش دچار آبگرفتگی شدند.


در 1947، روس ها تلاش کردند که پناهگاه را منفجر کنند اما تنها برخی از دیوارهای تیغه ای، آسیب دید.
در 1959، دولت آلمان شرقی تلاش کرد که پناهگاه را نابود کند اما ظاهرا کاری از پیش نبرد. از آنجایی که این مکان نزدیک دیوار برلین بود، توسعه نیافته باقی ماند و مورد غفلت قرار گرفت.
در 1972، عده ای مامور به وور بانکر رفتند و اقدام به عکس گرفتن کردند، هنوز معلوم نیست که ورود آنها دارای مجوز بوده یا نه ولی هر کسی که این کار را کرده صورت خود را در بعضی تصاویر تار کرده.


آخرین باری که فوهرر بانکر رنگ انسان را دید، سال 1980 بود. در این سال عده ای فیلمبردار و عکاس با مجوز به فوهرر بانکر رفتند، هنوز حرف های زیادی در مورد آن اتفاق وجود دارد، و همچنین هنوز بعضی از وسایل در درون آن قرار داشت اما معلوم نیست که چقدر فیلم و عکس از فوهرر بانکر منتشر شده، اگر کل اینترنت را بگردید، تنها می توانید 1 دقیقه و 30 ثانیه از آن فیلم را ببینید و تنها می توانید 20 عکس از آن محل را پیدا کنید. ولی چیزی که بسیاری را جلب خود کرد، نقاشی های کشیده شده بر روی دیوار بود. این نقاشی ها چشم هر بیننده ای را به خود خیره می کند، این نقاشی ها به گونه ای دقیق و تمیز کشیده شده اند که بعد از این همه سال همچنان سالم بودند و از دست روس ها و رطوبت شدید در امان ماندند.


قسمتی از کتاب سندباد در پناهگاه


در طول 1988 تا 1989، ساخت و ساز و آپارتمان سازی، در این منطقه آغاز شد و بعضی از بخش های پناهگاه زیر زمینی قدیمی، به وسیله ی کارکنان کشف شد و بیشترشان نابود شده بود.


ساختمان صدارت در گوشه ی خیابان ولهلم و ووس واقع شده. دیگر قسمت های زیرزمینی ساختمان صدارت، در طول ساخت و ساز های 1990 کشف شد. اما نادیده گرفته شدند یا به سرعت مهر و موم شدند.
از سال 1945، مقامات دولت نگران تبدیل شدن پناهگاه، به زیارتگاه برای نئو نازیست ها هستند.
در سال 2005، منطقه ی پناهگاه هیچگونه علامت و نشانی نداشت. منطقه، فورا به وسیله ی یک رستوران کوچک چینی و یک مرکز خرید اشغال شد. این در حالی است که یک پارکینگ، جای درب خروجی پناهگاه (که به سمت باغ باز می شد) را گرفت.
در 8 جون سال 2006، با توجه به جام جهانی فوتبال 2006، یک تابلوی کوچک با طرح کلی پناهگاه، در محل نصب شد.


طبق تحقیقات تاریخی،آرمین لمن، یکی از آخرین ساکنان آنجا بود نه روخائوس میش. لمن 16 سال داشت، عضو شاخه ی جوانان هیتلری بود و به عنوان پیک برای هیتلر و کارمندان آرتور آکسمن کار می کرد. او در 10 اکتبر 2008 در سن 80 سالگی در شهر کووس بای، درگذشت.


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان