کد خبر: ۱۴۱۶۶
تاریخ انتشار: ۰۹ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۶:۳۰-29 January 2020
هر کتابی که بخواهم در کتاب‌فروشی‌های محله پیدا می‌شود و نمایشگاه رفتن نه دلیل عقلانی دارد و نه توجیه اقتصادی چراکه همان ناچیز تخفیف را هرازگاهی کتاب‌فروشی‌های محلی می‌دهند. 
-در سال‌هایی که گذشت تقریبا هر روز به نمایشگاه می‌رفتم اما نه برای خرید کتاب، که برای بودن با مهدی. کتاب هم می‌خریدم، زیاد هم می‌خریدم اما توفیق اجباری بود نه چیز دیگری. ساعتی را همراش بودن و حرف زدن و کمکش کردن حالم را خوب می‌کرد. امسال اما اگر کاری پیش نیاید که مجبور به رفتن بشوم به نمایشگاه نمی‌روم تا ناشرهای دوزاریِ قمی و کتاب‌های بدون خواننده و بی‌ارزشی را ببینم که جز قطع شدن درخت‌ها و نابودیِ زمین هیچ کاربرد دیگری ندارد.

۲-تقریباً از نوجوانی تا امروز، از روی علاقه، امضای تمام نویسنده‌هایی که کتابی از آن‌ها خوانده‌ام را گرفته‌ام و در کتاب‌خانه‌ام گذاشته‌ام، اما امضای بالا همیشه برایم حالِ خوش دیگری داشت. نزدیک به پنج سال پیش بود و یکی از روزهای خلوت نمایشگاه. نشسته بودیم بستنی می‌خوردیم. گفتمش چرا کتابت را به من هدیه نمی‌کنی؟ گفت هدیه؟! هر کدام را خواستی بردار، هدیه؟! گفتم باید برایم امضا کنی. خندید و گفت نمی‌کنم. گفتم می‌کنی گفت نمی‌کنم. گفتم می‌کنی گفت نمی‌کنم و کرد. بعد گفت می‌دانم این امضا برایم دردسر می‌شود برایم دست می‌گیری اما چه کنم. گفتم کتابت را در قفسهٔ کتاب‌های نجف دریابندری و صفدر تقی‌زاده می‌گذارم، بغل کتاب‌های دکتر باطنی. گفت جواب استادهایت هیچ، جواب خدا را چه می‌دهی؟


مجتبی نریمان 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان