کد خبر: ۱۴۰۸۵
تاریخ انتشار: ۰۵ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۶:۲۹-25 January 2020
نبرد زمستانه بین شوروی و فنلاند
خط دفاعی مانرهایم به استحکامات دفاعی ناحیه کارلیان ایستموس فنلاند در نزدیکی مرز اتحاد شوروی گفته می شود. این خط در طی دو مرحله و در سال های 1920-1924 و 1932-1939 ساخته شد. در نوامبر 1939 هنگامی که جنگ زمستانه آغاز شد خط دفاعی هنوز کامل نبود.
خط مانرهایم مابین شوروی و فنلاند

بعد از انقلاب اکتبر 1917 در روسیه فنلاندی ها اعلام استقلال کردند. اگرچه شوروی استقلال فنلاند را به رسمیت شناخت ولی فنلاندی ها به آنها اعتمادی نداشتند. رابطه بین دو کشور با حمایت شوروی از گارد سرخ در جنگ های داخلی فنلاند وخیم شد. بعد از پیروزی گارد سفید گروهی از فنلاندی ها به اتحاد شوروی رفتند و حزب کمونیست فنلاند را بنا نهادند.
شرایط برای فنلاندی ها به علت نزدیکی پتروگراد (سنت پترزبورگ) با مرزهای آنها خطر ناک تر شده بود. به علاوه قبل از پیمان ترتو بین فنلاند و شوروی ناحیه مرزی دائما ناآرام بود. در طی جنگ داخلی روسیه در 1919 فنلاندی ها حتی به فکر تهاجم گاردهای سفید به پتروگراد نیز بودند ولی این نقشه با تغییر شرایط نظامی در جنگ داخلی روسیه بلا استفاده ماند. کارهای ساختمانی در کارلیان ایستموس بلافاصله بعد از پیروزی بولشویک ها در جنگ داخلی در 1922 آغاز شد.

 

فیلدمارشال مانرهایم رئیس ستاد مشترک ارتش فنلاند

در طول جنگ داخلی درسال 1918 دولت فنلاند شروع به توسعه طرح های دفاعی برای محافظت در مقابل هر گونه تهاجم احتمالی از سوی شوروی کرد. ژنرال سابق امپراتوری روسیه با نام فیلد مارشال بارون کارل گوستاو امیل مانرهایم که به شدت مخالف بولشویک ها بود مسئول بررسی طرح های دفاعی بود. مهمترین مسیر تهاجم احتمالی شوروی ناحیه کارلیان ایستموس بود و خطرناکترین قسمت آن نیز قسمت غربی آن نزدیک خلیج فنلاند بود. قسمت شرقی به علت وجود منابع آبی  طبیعی ووکسی، سوانتو و تایپالینجوکی از محافظت بهتری برخوردار بود. مانرهایم به عنوان رئیس ستاد مشترک و فرمانده نیروهای سفید در جنگ داخلی دستور ایجاد خطوط دفاعی در این قسمت را صادر کرد. اولین طرح توسط یک داوطلب سوئدی به نام سرهنگ رپ در شروع ماه می سال 1918 طرح ریزی شد.


 طرح رپ شامل ایجاد خطوط دفاعی در نزدیکی مرز و دفاع از دو خط راه آهن بود که می توانستند در ضد حمله به سمت پتروگراد مورد استفاده قرار بگیرند. ولی با استعفای مانرهایم در پایان ماه می نقشه رپ نیز کنار گذاشته شد. در ژوئن 1918 امنیت مرز در ناحیه ایستموس بر عهده لشکر دوم و واحدهای گارد سفید محلی بود. آنها مسئول حفاظت از استحکامات دفاعی بودند. اولین تلاش ها برای ساخت و سازها انبارهای ضعیف و فاقد بتون بودند.
آلمانی ها به سرهنگ فون براندنشتاین دستور دادند تا در مورد مکان های دفاعی کارلیان استموس به تحقیق بپردازد و او طرح خود را در 16 جولای ارائه داد. برای اولین بار او پیشنهاد داد که دریاچه های کوچک ناحیه کارلیان ایستموس مانند کولماجاروی ، مولا، سووانتو و رود تایپالینجوکی می تواند نفاط دفاعی خوبی برای ساختن یک خط دفاعی باشد. طرح او در ابتدا توسط فرماندهی عالی فنلاند در آگوست 1918 پذیرفته شد. در اکتبر 1918 دولت فنلاند مبلغ 300000 مارک را برای این منظور اختصاص داد و قرار شد از کارگران فنلاندی و اسرای جنگی روسی نیز برای این منظور استفاده شود. با این وجود این مبلغ برای کار کافی نبود و کارگران نیز از مهارت کافی برخوردار نبودند. با شکست آلمان در جنگ جهانی اول طرح فون برندنشتاین ناقص از آب در آمد.
در طی اکتبر 1919 رئیس ستاد مشترک ارتش فنلاند ژنرال اسکار انکل مکان خطوط جدید را بیشتر بر مبنای همان جاهایی که فون برندشتاین مشخص کرده بود تایید کرد. بدین ترتیب کار ساخت استحکامات غیر بتونی از 1919 آغاز شد و به علت کمبود بودجه در سال 1924 متوقف شد. در این مدت صد سنگر غیر بتونی که نمی توانستند در مقابل توپخانه سنگین هیچ مقاومتی بکنند ساخته شد.


 

فاز دوم ساخت استحکامات از اول آوریل 1934 با فرماندهی فابریتیوس آغاز شد. او دو نوع جدید از پناهگاه را با نام های lnk1 و lnk2 طراحی کرد. این پناهگاه ها عموما برای استقرار سربازان ساخته شده بودند و نقاط ضعف آنها باعث شد در سال های 1938 و 1939 به صفحات زرهی مجهز شوند. یک پناهگاه 15 تا 20 متر طول و 5 تا 6 متر عرض داشت.
بین سال های 1932 تا 1938 بودجه دفاعی به اندازه ای بود که تنها اجازه ساخت 2 یا 3 پناهگاه در سال را به فنلاندی ها می داد. در 1936 و 1937 آنها دو مرکز بزرگ به نام های Sk10  و Sj4 را در سومانیکا و سوماجاروی ساختند. دو پناهگاه کوچکتر Le6 و Le7 در لیپاسو و lnk6 در اینکیلا ساخته شدند. در پناهگاه های جدید برای صرفه جویی در هزینه ها از بتون مسلح تنها در دیوارها استفاده شده بود و سقف از حدود 2 تا 3 متر خاک و 1 تا 3 متر خرده سنگ پوشیده شده بود.

 
از سال 1938 با وخیم تر شدن اوضاع کشورهای اروپایی استحکامات دفاعی کارلیان بودجه و منابع مالی بیشتری دریافت نمود. فنلاندی ها استحکامات جدیدی ساختند و استحکامات قدیمی را مدرنیزه کردند. در سوماکیلا و سواجاروی آنها دو سنگر Sk11 ، یک Sj5  و یک Sk17 ناقص را بنا نهادند. این پناهگاه ها از قدرت آتش بهتر، تهویه مطبوع و یک محفظه دیدبانی زرهی برخوردار بودند.

 
در سورنیمی نزدیک مولانجاروی فنلاندی ها شروع به ساخت هفت پناهگاه جدید Su1-7 کردند. دوتای آنها برای استقرار سربازان بود و مابقی برای سنگرهای تیربار ساخته شد. آنها همچنین سنگرهایی را که از دهه 1920 ساخته بودند مدرنیزه کردند. سنگرهای قدیمی از قدرت آتش بیشتری برخوردار شدند و اندازه آنها بزرگتر شد. نقاط ضعف بعضی از آنها به سادگی برطرف شد تا به عنوان مکان های استقرار سربازان و پست های فرماندهی مورد استفاده قرار بگیرند. خط در نوامبر 1939 هنوز تکمیل نشده بود.

 


این اقدامات مخفی باقی نماند و گزارش ساخت این تاسیسات به ارتش سرخ رسیده بود. نیروهای اطلاعاتی شوروی در فنلاند در سطوح مختلف کار می کردند. حزب کمونیست فنلاند گزارش خودش را درباره موضوعات نظامی به کمیته مرکزی در شوروی می داد. اطلاعات آنها بر ارتش فنلاند و مکان های استقرار توپخانه و مواضع دفاعی آنها تمرکز داشت. مهمترین سازمان های اطلاعاتی شوروی در فنلاند NKVD و دفتر چهارم ستاد مشترک ارتش بودند. ناحیه نظامی لنینگراد، ناوگان دریایی بالتیک و نیروهای مرزی وابسته به NKVD نیز به عملیات جاسوسی می پرداختند.

فنلاندی ها در دهه 1930 متوجه دو مورد جاسوسی شدند. یکی ویلهو پنتیکاینن به عنوان یک عکاس در ستاد مشترک که در 1933 به شوروی فرار کرد و دومی نیز سیمو هواکا بود که برای شوروی از راهها و زمین های مورد نظر عکاسی و نقشه برداری می کرد.

سازمان اطلاعات شوروی در سال 1938 کتابچه تصویری را از زمین و استحکامات فنلاندی با جزئیات زیاد به صورت محرمانه منتشر کرد. این کتاب شامل 7 صفحه گزارش و 22 صفحه عکس و نقشه بود. همه مسائل به شمار آمده بود. این کتاب نهایتا با عنوان راهنمای حمله ارتش سرخ به فنلاند برای افسران ارتش سرخ منتشر شد که شامل 200 صفحه از نقشه ها و عکس های راهنما بود. همچنین یکی از وابسته های نظامی ارتش آلمان در هلسینکی به نام ژنرال آرنیکه توانست با یک نقشه شامل جزئیات استحکامات ناحیه ایستموس در سپتامبر 1939 به مسکو بگریزد.
خطوط دفاعی از ساحل خلیج فنلاند در غرب شروع می شد و از طریق سوما به رودخانه ووکسی امتداد پیدا می کرد و در تایپیل در شرق پایان می یافت. این خط شامل 157 موضع تیربار و 8 موضع توپخانه با استحکامات بتونی بود. محیط اطراف سوما بدلیل آنکه فکر می شد آسیب پذیرترین نقطه باشد به شدت مسلح شده بود.

خلیج فنلاند توسط پادگان سارنپا و اطراف دریاچه لادوگا توسط پادگان جاریسوا محافظت می شدند. این مواضع توپخانه ساحلی به وسیله 5 تا 10 قبضه توپ آماده شلیک بودند.
برخلاف دژ ماژینو در فرانسه و استحکامات دندان های اژدها در آلمان، خط مانرهایم در بسیاری از موارد از محیط طبیعی اطرافش بهره می برد. بسیاری از موارد مانند درختان قطع شده و تخته سنگ ها در تقویت مواضع دفاعی شرکت پیدا کردند. فنلاندی های همچنین از تکنیک های استتار به دقت در مواضع و پناهگاه ها استفاده کردند.

خط مانرهایم با هزینه زیادی ساخته نشد و هدف آن بیشتر از دفع نیروهای مهاجم در به تاخیر انداختن آنها بود.

 


استحکامات ضد تانک ساخته شده از سنگ های طبیعی محیط

در طول جنگ زمستانه خط مانرهایم برای مدت دو ماه نیروهای شوروی را زمین گیر کرده بود. پادگان سارنپا در طی ماه های دسامبر 1939 و ژانویه 1940 بارها هدف حمله ناوهای مارات و اوکتیابرسکایا ریولوستیا واقع در دریای بالتیک قرار گرفت ولی فنلاندی ها توانستند این حملات را دفع کنند و آنها را از نزدیکی ساحل دور نمایند.


نیروهای ارتش هفتم از ارتش سرخ در حال حرکت به سمت خطوط مانرهایم

در این جنگ در ناحیه ایستموس در حدود 250 هزار نفر از نیروهای شوروی در مقابل 130 هزار نفر از فنلاندی ها صف آرایی کردند. در ابتدا فنلاندی ها 21 هزار نفر از نیروهای خود را برای ایجاد تاخیر و نابودی هرچه بیشتر نیروهای روسی در مقابل خط مانرهایم مستقر کردند و آنگاه در خط اصلی به مقابله با دشمن شتافتند. در نبرد مهمترین دلیل سردرگمی فنلاندی ها تانک های شوروی بودند. فنلاندی ها تعداد کمی سلاح ضد تانک در اختیار داشتند و آموزش کمی نیز در مورد تاکتیک های ضد تانک دیده بودند. به هر حال تاکتیک مورد علاقه روس ها در آن زمان بسیار ساده بود تانک ها بایست روبه جلو فشار می آوردند و نقایص این تاکتیک به زودی آشکار می شد. فنلاندی ها دریافتند که در فاصله بسیار نزدیک تانک ها را می توان به روش های گوناگون شکست داد. با انداختن دیلم در شنی و چرخ ها در بسیاری از موارد تانک متوقف می شد. وسیله دیگری نیز که در این مورد بکار می رفت کوکتیل مولوتف بود که شامل یک بطری شیشه ای و مواد قابل اشتعال و یک فیوز ساده بود.


با این روش ها در حدود 80 تانک شوروی در ناحیه مرزی و خط از کار انداخته شد.

 

تا 6 دسامبر همه نیروهای پوششی به خط مانرهایم عقب نشینی کردند. ارتش سرخ اولین حمله اصلی خود به خط مانرهایم را در تایپال انجام داد. در جهت سوانتو فنلاندی ها برتری مختصری از نظر ارتفاع داشتند. توپخانه فنلاندی ها منطقه را بخوبی پوشش داد و موقعیت نیروهای پیش رونده روسی را هدف قرار می داد. بعد از چهل ساعت گلوله باران مواضع فنلاندی ها توسط توپخانه ارتش سرخ در نبرد تایپیل نیروهای پیاده شروع به پیشروی کردند ولی توسط فنلاندی ها دفع شدند و با تلفات زیاد مجبور به عقب نشینی شدند.

 
از 6 تا 12 دسامبر ارتش سرخ تلاش کرد با تنها یک لشکر به پیشروی ادامه دهد ولی بعد با تقویت آن با توپخانه و تانک و یک لشکر تفنگدار دوباره به تایپیل حمله کرد. در 14 دسامبر نیروهای تقویت شده روسی دوباره حمله را آغاز کردند ولی باز هم راه به جایی نبردند. لشکر سوم نیز به کمک نیروهای قبلی آمد ولی نتیجه ای حاصل نشد. نبرد بدون موفقیت برای ارتش سرخ ادامه می یافت و آنها از تلفات زیادی رنج می بردند. تنها یکی از نبردها که فقط یک ساعت طول کشیده بود منجر به 1000 نفر تلفات و از دست رفتن 27 تانک برای ارتش سرخ شد.

 

زمین در کارلیان ایستموس برای تاکتیک های چریکی چندان مناسب نبود و فنلاندی ها بیشتر بر خط مانرهایم به همراه رودها و دریاچه هایش اتکا می کردند. در حدود 200 سنگر و پناهگاه در این ناحیه احداث شده بود که بیشتر آنها برای دهه 1920 بودند ولی بعدا تقویت شده بودند. با این حال مستحکمترین نقاط خط تنها یک سنگر بتونی در هر کیلومتر در خود داشت.

 

توپخانه شوروی به شدت خطوط دفاعی را با توپ های کالیبر سنگین گلوله باران می کند

در سمت شرق ایستموس ارتش سرخ تلاش کرد تا خط مانرهایم را در نبرد تایپیل بشکند ولی موفق نشد. در سمت غرب واحدهای شوروی در 16 دسامبر با خط فنلاندی ها در سوما نزدیکی شهر ویپوری مواجه شدند. فنلاندی ها در ناحیه سوما حدود 41 سنگر بتونی ساخته بودند که آن را از بقیه نقاط ایستموس قوی تر می کرد ولی به علت یک اشتباه در طراحی در نزدیکی موناسو یک شکاف 1 کیلومتری بین خطوط وجود داشت.

در طی اولین نبرد سوما تعدادی از تانک های شوروی توانستند خط را برای مدتی کوتاه بشکنند ولی به دلیل عدم هماهنگی بین واحد های مختلف آنها نتوانستند از این امر استفاده کنند. فنلاندی ها در داخل سنگرهایشان باقی مانده بودند وبه نیروهای شوروی اجازه داده بودند که آزادانه به پشت خطوط فنلاندی ها گام نهند. به هر حال فنلاندی ها موفق به دفع این حمله شدند. تانکهای باقی مانده نیز بعد از مدتی سرانجام توسط فنلاندی ها نابود شدند.

 


شدت آتش نیروهای شوروی بر روی استحکامات مانرهایم

پیشروی نیروهای ارتش سرخ در خط مانرهایم متوقف شد. ارتش سرخ از روحیه ضعیف و کمبود تدارکات رنج می برد و نیروهای آن از شرکت در نبردهایی که نتیجه ای جز خودکشی به همراه نداشت سرباز می زدند. در 23 دسامبر فنلاندی ها به رهبری ژنرال هارالد اوهکویست تصمیم گرفتند که با ضد حمله ای سه لشکر شوروی در نزدیکی شهر ویپوری را محاصره کنند ولی این نقشه منجر به شکست فنلاندی ها شد. آنها 1300 نفر از دست دادند.
تا 5 مارس 1940 تغییر چندانی در این ناحیه ایجاد نشد. در این تاریخ ارتش سرخ توانست 10 تا 15 کیلومتر در پشت خط مانرهایم نفوذ کند و وارد شهر ویپوری شود. در همان روز ارتش سرخ یک سرپل را در غرب خلیج ویپوری ایجاد کرد. فنلاندی ها در آن روز پیمان آتش بس را پیشنهاد دادند ولی شوروی که می خواست فشار را بر دولت فنلاند افزایش دهد، قبول این پیشنهاد را یک روز به تاخیر انداخت. مذاکرات صلح در 7 مارس با سفر هیئت فنلاند به مسکو از طریق استکهلم آغاز شد. به دلیل آنکه موقعیت نظامی شوروی در کارلیان ایستموس تقویت شده بود و نیروهای فنلاندی هم با تلفات بالا و هم با کمبود مهمات مواجه بودند شوروی درخواست کرد ناحیه کارلیان ایستموس به او واگذار شود و دولت فنلاند به ناچار پذیرفت. در آن زمان فنلاندی ها به نیروهای مشترک فرانسوی-انگلیسی برای کمک دل بسته بودند که به دلایل مختلف و اجازه ندادن سوئد و نروژ به آنها برای عبور از خاکشان آنها هرگز به فنلاند نرسیدند. سرانجام پیمان صلح در 12 مارس در مسکو امضا شد و آتش بس در روز بعد حاکم شد.

 


پیشروی نهایی ارتش سرخ در کارلیان ایستموس در 13 مارس 1940

در طی جنگ هم فنلاندی ها و روس ها سعی در بزرگنمایی استحکامات خط مانرهایم در تبلیغاتشان کردند. فنلاندی ها سعی در تقویت روحیه ملی ملتشان داشتند و شوروی نیز سعی داشت پیشروی آهسته نیروهای خود را توجیه کند. بدین صورت اصطلاح خطوط به شدت مسلح شده مانرهایم وارد تاریخ جنگ شوروی و بعضی کشورهای دیگر شد در حالی که بیشتر خط مانرهایم از کانال و خندق تشکیل شده بود و تنها در برخی نقاط استحکامات میدانی وجود داشت. پناهگاه های مستقر در خط نیز کوچک و پراکنده بودند و توپخانه نیز به ندرت در آنجا دیده می شد.
بعد از جنگ زمستانه مهندسان نظامی شوروی باقیمانده تاسیسات خط را نابود کردند. خط در طی نبردهای دنباله دار دیگر به حالت سابقش برنگشت ولی با این حال فنلاندی ها و شوروی ها از مزایای طبیعی آن در طی پیشروی فنلاندی ها در سال 1941 به نفع خود استفاده کردند.

 

استحکامات مانرهایم پس از تصرف توسط شوروی

در اولین ماه حمله شوروی در نبرد زمستانه فنلاندی ها توانستند روس ها را تحقیر کنند. در هفته سوم نبرد تبلیغات شوروی درصدد برآمد تا علت شکست خود را توجیه کند و به همین علت ادعا کرد که خط مانرهایم از خط ماژینو نیز مستحکم تر است. فنلاندی ها نیز برای نشان دادن نفوذ ناپذیری خط به این ادعا کمک کردند ولی در مقایسه با دژ ماژینو باید گفت که این خط بسیار کوچکتر از آن بوده است. فنلاندی ها تنها منابع برای ساخت 101 پناهگاه بتونی داشتند که در مقایسه، خط ماژینو در طول برابر 5800 مورد از این پناهگاه ها را داشت که توسط ریل هایی به هم متصل بودند. نقطه ضعف خط در این حقیقت نهفته است که مقدار بتون مورد استفاده در کل خط مانرهایم 513000 فوت مکعب (14500 متر مکعب) بود که در مقایسه با مقدار بکار رفته در  اپرای هلسینکی با مقدار 15500 متر مکعب بسیار ناچیز به نظر می آید. خط بسیار کوچکتر VT نیز که بعدها ساخته شد در حدود 400000 متر مکعب بتون مصرف کرد.

 

 

منابع

 

https://en.wikipedia.org/wiki/Mannerheim_Line

Bair Irincheev The Mannerheim Line 1920 1939 Finnish Fortification of Winter war osprey publishing

Antero Uitto  Carl Fredrik Geust Mannerheim Linj Talavisodan Legenda

https://en.wikipedia.org/wiki/Winter_War

http://www.winterwar.com/M-Line/M-Line2.htm

 
 

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان