کد خبر: ۱۴۰۷۰
تاریخ انتشار: ۰۴ بهمن ۱۳۹۸ - ۲۰:۰۸-24 January 2020
چند وقت پیش یکی از خبرنگارهای ادبی که معمولاً یادداشت‌های کوتاه پیرامون حواشی ادبیات می‌نویسد در مصاحبه‌ای که پاسخ به برخی پرسش‌هایش خارج از حد و توان فکری او بود دلایلی را برای عدم موفقیت ایران در اخذ جایزه‌ی نوبل مطرح کرد که با در نظر گرفتن اطلاعات متوسط یک خواننده‌ی عادی هم می‌شد بر آن‌ها خط بطلان کشید
. او در بیان علل عدم موفقیت و نادیده ‌گرفته‌شدن ادبیات ایران در ادبیات جهان، به تیراژ کتاب اشاره می‌کند و می‌پندارد با بالا رفتن شمار چاپ کتاب، موفقیت در اخذ جوایز درجه اول ادبی در عرصه‌ی جهانی، برای ادبیات به ‌حاشیه‌ رانده‌شده‌ای چون ادبیات ایران، میسر خواهدشد. پیداست که بیچاره چیزی از مناسبات حاکم و روابط قدرت در «جمهوری جهانی ادبیات» حالی‌اش نیست و صدالبته از کسانی که روز و شب خود را با سلبریتی‌های رنگارنگ رسانه‌ای و به خیال خود در تبلیغ کتاب و کتاب‌خوانی می‌گذرانند نباید انتظاری فراتر از این داشت. این هم از بدبختی‌های ما است که خبرنگاری که در مورد سایز کفش، غذای موردعلاقه، ساعات خواب و رنگ پیراهن‌ نویسندگان مطلب می‌نویسد، در مقام تحلیلگر ادبی ظاهر می‌شود و برای «نوبل گرفتن ما» نسخه می‌پیچد. باری، هر دوی مقالاتی که در اینجا به اشتراک گذاشته‌ام، از نمونه‌های اعلای نقد نوبل ادبی و داوری‌های آن است.

 تفاوت میان تحلیل عمیقی که این مقالات ارائه می‌دهند با نسخه‌ای که خبرنگار وطنی برای ادبیات ما می‌پیچد، به بهترین وجه ممکن، بیانگر وضعیت ناامید‌کننده‌ای است که در آن گرفتار شده‌ایم؛ له‌له زدن برای دریافت جایزه‌ای که با منطق حاکم بر ذهنیت داوران آن، بعید است در آینده‌ی نزدیک چیزی نصیب ادبیات ایران بکند. اما گویی، نه آن نویسنده‌ای که هرجا می‌رود می‌گوید باید به من نوبل بدهند و نه این خبرنگاری که مخاطبان ادبیات ایران را مقصر نوبل‌نگرفتن ما می‌داند و می‌گوید «ما خودمان حق خودمان را می‌خوریم و خودمان به خودمان بد می‌کنیم»، هیچ‌کدام نتوانسته‌اند از حد تخیلات خود فراتر رفته و با دیدی واقع‌گرایانه به سنجش منطق حاکم بر توزیع جوایز ادبی در جهان معاصر بپردازند. 

بخشی از مقاله‌ی LAURELLED LIVES

the typical Nobel Prize for Literature laureate in the post-Cold War era is a male novelist working in a language from the Anglo-Germanic family. He is ethnically European and probably lives on that continent. He is a risk-taker, an individualist, the right kind of rebel. He has risen to international prominence from humble (or at least unremarkable) roots. His work has been influenced by, or can be compared to, that of named Western artists; if it also reveals non-Western influences, these will not be specifed. His art is inspired by events in his own life. He is probably not a translator.

مهرداد رحیمی مقدم
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها