کد خبر: ۱۴۰۳۵
تاریخ انتشار: ۰۳ بهمن ۱۳۹۸ - ۲۱:۳۹-23 January 2020
پیوند بوریس یلتسین با ظهور دمکراسی در روسیه پیوندی محو ناشدنی است. ایستادگی او مقابل صفوف تانک ها در اطراف پارلمان روسیه نشان داد که افکار عمومی قدرت فائق آمدن بر استبداد را دارد.
این اندازه شهامت و اصولگرایی باعث کسب اعتبار ملی و توجه جهانی برای او و به سوی او شد و قبضه کمونیسم بر قدرت، همان نظامی که او را تغذیه کرد و ابتدا به قدرت ملی رساند، گسست.

اما دوران زمامداری او به ایجاد نوعی "غرب وحشی" از سرمایه داری که در آن یک گروه کوچک از بازرگانان در فاصله ای کوتاه به ثروت های هنگفت دست یافتند منجر شد.

بوریس نیکلایویچ یلتسین، که در سال 1931 از پدر و مادری دهقان در کوه های اورال چشم به جهان گشود، سلسله مراتب حزب کمونیست را به تدریج طی کرد.

وی در اِسوِردِلووسک، شهری مرموز که در ساخت تجهیزات دفاعی تخصص داشت، به دبیری حزب کمونیست رسید.

در سال 1985، میخائیل گورباچف آقای یلتسین را برای به عهده گرفتن کنترل مسکو و تکاندن فساد از ساختار فرسوده حزبی آن، به پایتخت فراخواند.

عطش یلتسین برای اصلاحات، که خود را رهبری آبدیده و نه یک بوروکرات بی احساس، عرضه کرد خشم حافظان نظام کهنه را برانگیخت.

وی که در نهایت حتی از سوی میخائیل گورباچف مورد حمله قرار گرفت، در سال 1988 پولیتبورو (دفتر سیاسی حزب کمونیست) را ترک کرد و دو سال بعد حزب کمونیست را وداع گفت.

اما آقای یلتسین به عنوان شخصیت مطرود حزبی همچنان محبوبیت خود را حفظ کرد. در سال 1991، وی به عنوان نخستین رئیس جمهور منتخب روسیه سر بر آورد.

 
در ماه اوت همان سال، محافظه کاران تندرو دست به کودتا زدند. آقای یلتسین با بسیج کردن لیبرال ها گورباچف را به مقام رهبری حزب بازگرداند. با این حال وی از کودتا، هم برای بی اعتبار کردن دسیسه گران و هم گورباچف استفاده کرد.

گوباچف و یلتسین
یلتسین پس از کودتا گورباچف را سرافکنده کرد
وی حزب کمونیست که هنوز سنگ بنای قدرت در شوروی بود را ممنوع کرد. تا پایان آن سال اتحاد جماهیر شوروی فروپاشیده بود. بوریس یلتسین اکنون رئیس جمهور روسیه ای مستقل بود.

ظرف دو سال پس از آن پارلمان روسیه بار دیگر تحت محاصره قرار گرفت، اما این بار تانک ها به دستور پرزیدنت یلتسین صف آرایی کردند.

وی با اعلام برگزاری انتخابات تازه سعی کرد مخالفان خود را کنار بزند. آنها مقاومت کردند، در داخل پارلمان سنگر گرفتند و کوشیدند کنترل تلویزیون دولتی را به دست گیرند.

وقتی نیروهای وفادار به یلتسین ساختمان پارلمان را به توپ بستند، شورشیان تسلیم شدند، اما پارلمان تازه تقریبا به اندازه پارلمان قبلی ستیزه جو از آب در آمد.

نیاز به سرمایه گذاری غرب

ملی گرایان افراط گرا یک نیروی عمده تازه در پارلمان بودند و به دولت یلتسین و برنامه های سیاسی آن می پریدند.

فروپاشی نظم کهن آزادسازی اقتصادی را به دنبال داشت. اما این به معنی پیدایش بازارهای بورس و تورم افسارگسیخته، تجمع ثروت سرسام آور در دست عده ای اندک، فقر و فلاکت برای بسیاری از مردم و یک شوک شدید روانی برای کشوری بود که به هدایت از بالا عادت داشت.

 پارلمان با دستور یلتسین هدف حمله قرار گرفت
در صحنه جهانی، آقای یلتسین خواهان احترام گذاشتن به روسیه به عنوان قدرت جهانی بود، اما وی همچنین به سرمایه گذاری غرب نیاز داشت.

فراتر از هر چیز، آمریکا نتیجه گیری کرد بوریس یلتسین بهترین امید ثبات بخشیدن به روسیه است و او را از پشتیبانی بی دریغ خود برخوردار کرد.

به تدریج اقتصاد روسیه رنگ و رو گرفت. بازارهای تازه محصولات پرطرفدار را با قیمت های قابل تهیه در اختیار مصرف کننده گذاشت. اما محبوبیت خارق العاده آقای یلتسین دیگر زایل شده بود.

خلاء اجتماعی

با رسیدن سال 1994، دستان روسیه به خون آغشته و کشور اسیر سردرگمی بود. تلاش نیروهای امنیتی روسیه برای سرکوب شورش ها در جمهوری جنوبی چچن رسوایی به بار آورد.

نبردهای بدون تبعیض باعث ویران شدن نواحی پرجمعیت و قتل بسیاری از غیرنظامیان شد. گروه های لیبرال این اقدامات را غیرانسانی دانستند؛ ملی گرایان آن را بی تاثیر خواندند.

 یلتسین از حمایت بیل کلینتون برخوردار بود
جرم و فساد در روسیه همه گیر شد و استفاده از آدمکش های اجیر تقریبا به حادثه ای روزمره بدل شد.

در همین دوره خلاء اجتماعی بود که حزب جان گرفته کمونیست دوباره پا به میدان گذاشت و قول ترکیبی هوس انگیز از اطمینان خاطر کهن و توان تازه را داد.

اما با نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری سال 1996، بوریس یلتسین یک تجدید حیات سیاسی باورنکردی را از سر گرفت. وی برای پایان دادن به جنگ، شورشیان چچن را به کرملین دعوت کرد. او به مبارزه ای جانانه دست زد و فراتر از هر چیز سالم و مسلط بر امور ظاهر شد.

نتیجه انتخابات پیروزی بوریس یلتسین را تایید کرد. اکثریت رای دهندگان در آن انتخابات بازگشت به گذشته کمونیستی را رد کردند.

امپراتور ناتوان

در ماه نوامبر 1996، یلتسین در "بیمارستان کلینیکی مرکزی" مسکو تحت عمل جراحی موفق "بای پس" قلب قرار گرفت. دو ماه بعد وی دچار ذات الریه شدید شد.

از آن پس وی هرگز سلامت کامل خود را باز نیافت. وضع جسمانی اش تا پایان عمر ناپایدار ماند و او را گاه برای چندین هفته وادار به غیبت از انظار عمومی می کرد.

او اکنون به یک امپراتور ناتوان بدل شده بود و بارگاهش صحنه کشمکش، دسیسه و توطئه جناح های مختلف برای جانشینی او بود.

 یلتسین همواره رهبری دمدمی مزاج و غیرقابل پیش بینی شناخته می شد
پرزیدنت یلتسین همیشه سیاستمداری دمدمی مزاج و غیرقابل پیش بینی بود، اما یک رشته تغییرات سریع دولتی برای بسیاری این سوال را پدید آورد آیا او شامه خارق العاده سیاسی خود را برای همیشه از دست داده است؟

یلتسین در سال 1998 - پس از یک فروپاشی فاجعه بار اقتصادی - یک نخست وزیر و در سال 1999 دو نخست وزیر را اخراج کرد.

ولادیمیر پوتین، یک رئیس سابق سازمان های جاسوسی که در اوت 1999 نخست وزیر و چهار ماه بعد جانشین یلتسین شد، به زودی بار دیگر ارتش روسیه را روانه چچن کرد.

در عملیات ارتش برای آنچه انتقامجویی از شکست فضاحت بار سال 1996 می دانست و برای قرار دادن مجدد این جمهوری جدایی طلب تحت کنترل مسکو، هزاران نفر کشته و بی خانمان شدند.

یک بار دیگر، جهان خارج از شدت تهاجم روسیه در حیرت ماند.

اما اگر چچن را کنار بگذاریم، یکی از چشمگیرترین مشخصه های دوران حکومت یلتسین این بود که این کشور در مجموع تا چه حد در صلح و صفا باقی ماند.

وی کشورش را از یک برهه پرتلاطم با تحولات عمیق گذراند بی آنکه آن اندازه که خیلی ها وحشت داشتند خون بر زمین ریخته شود.

روسیه نو میراث بوریس یلتسین است.

BBC
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان