کد خبر: ۱۳۹۸۷
تاریخ انتشار: ۰۱ بهمن ۱۳۹۸ - ۲۱:۳۴-21 January 2020
در اين مجال،سعي دارم تا برخي يافته هايم در باره مهندس مهدي بازرگان را با شما در ميان بگذارم.این عبارات باید دو روز قبل و در بیست و پنجمين سالمرگ وی به قلم می‌آمد.شوربختانه فشردگی برنامه‌ها، نگارنده را در این فقره ناکام گذارد.الحال در این باره، تنها اشاره می‌کنم به چند نکته:
یک: برخلاف تصور برخی که مبداء زندگی سیاسی مهندس بازرگان را، دوره حضور وی در هیئت خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس می‌پندارند، باید گفت که نقش وی در آن دوره و البته با واسطه گری کاظم حسیبی، در حد یک ماموریت اداری و کاری است.نگاه او در آن دوره به سیاست ورزی متداول، از جزوه «بازی جوانان با سیاست» هویداست.

دو: مهدي بازرگان و يدالله سحابی، پس از بیست ‌وهشت مرداد به اندیشه سیاست دینی افتادند (البته با تلقی خاص خویش از این دو).هرچند که نفس این رویکرد در آن دوره پر اختناق تحسین برانگیز می‌نمود و مخصوصاً به دانشجویان مسلمان در برابر چپ ها-که مبارزه و سیاست را به خود نام زده بودند-اطمینان به نفس می‌داد، اما تلقي بازرگان‌ از دین، واجد تاملات و نقد‌های جدی بود.

سه: بازرگان راه وصول به حقیقت و طبعاً تفسیر دین را در «منطق حسی» منحصر می‌ساخت و برای فلسفه و قیاس، محلی از اعراب قائل نبود.این نکته ‌ای بود که او را از طالقانی نیز-که گاه به فلسفه و عرفان نیز تمسک می کرد-متمایز می‌ساخت.هم از این روی کمیت دین پژوهی او در ساحت‌هایی که دست حس بدان نمی‌رسید، لنگ می‌زد! علاوه براین تئوری «راه انبیاء راه بشر» گاه وی را به نتایجی غریب رهنمون می‌ساخت! او در «راه طي شده» مدعی بود: روزنامه خواندن صبحگاهی غربیان با نماز، حمام رفتن آن‌ها با غسل و وضو، گوش دادن به اخبار رادیو با نماز ظهر و... داری منشاء و مقصد مشترک است! این دکترین علاوه بر تضاد‌های نظری، پیامد‌های عملی مهمی را نیز موجب گشت.بعد‌ها بسیاری از مجاهدین‌ چپ شده با استناد به همین نظریه، نیاز به دین را منکر شده و عقلِ صِرف را برای راهبری زندگی خود کافی دانستند! و نیز از همین سربند بود که بنیانگذاران مجاهدین و بیشتر از آنان متولیان بعدی سازمان، در برداشت‌های دینی خود، کاملا خود اتکاء بودند و میراث هزار ساله عالمان اسلامی را به هیچ می‌گرفتند و در بزنگاه‌های مهم، موانع مذهبی خود را با یک انقلاب ایدئولوژیک رفع ورجوع می‌کردند! بی شک ایشان چنین جراتی را در وهله نخست، از متد دین پژوهی بازرگان آموخته بودند، جراتی که موجب گشت که نهایتا از استاد سابق خویش نیز عبور وپروژه وی را محافظه کارانه و بی ثمر قلمداد کنند!... 

   چهار: از منظر این قلم یکی از مهمترین مواریث سیاسی بازرگان، در پی توصیه وی به اعضای جوان نهضت آزادی به ویژه محمد حنیف نژاد، برای مسلح شدن در برابر رژیم شاه شکل گرفت.نگارنده برای آغازین بار، این نکته را از لطف الله میثمی شنید و البته به دلیل باوری که به خشونت پرهیزی بازرگان و البته كم عياري اخبار و تحليل هاي ميثمي داشت، آن را جدی نگرفت.بعدها تعداد بیشتری از اعضای آن روز و امروز نهضت آزادی، این نقل قول را تکرار و کار داوری درباره پایه گذار گروه خود را سخت کردند! با پذیرش این نکته، حتی اگر بازرگان تنها چند گام بیشتر با رهبران سازمان مجاهدین پیش نرفته و با رفتارهای بعدی آنان نیز همدلی نکرده باشد، باز هم سهمی از وبال عملکرد آنان به وی خواهد رسید، چون حنیف نژاد در گام آغازین تاسیس سازمان، به توصیه بازرگان اسلحه برداشته است. تازه این در صورتی است که ادعای چند سال پیش مسعود رجوی درباره کمک‌های مخفیانه مالی وی به سازمان تا سال شصت را به چیزی نگیریم.به هر روی سهم بازرگان در کارنامه عملی مجاهدین، از مدخل‌های مهم شناخت اوست و تا کنون نیز به طور جدی، مورد واکاوی قرار نگرفته است.
 
پنج: دیگر فصل مهم دیگر در حیات سیاسی بازرگان، نخست وزیری وی در دولت موقت انقلاب است که بیشتر نتیجه فکر و پیشنهاد استاد مطهری بود.(کاندیدای امام خمینی برای نخست وزیری فرد دیگری بود که به لحاظ پاره ای ملاحظات، از او نام نمی برم!) مطهری اعتقاد داشت که صدارت فردی چون بازرگان-که مدرن و میانه رو می نماید-موجب کاهش حساسیت غرب و به خصوص آمریکا بر انقلاب ایران خواهد شد و گرنه محال است که آمریکا بگذارد به این سادگی شاه سقوط کند! این پیشنهاد نهایتا مورد قبول رهبری انقلاب و چهره های شاخص آن قرار گرفت و بازرگان بر مسند نخست وزیری تکیه زد.ابتدایی ترین چالش تمامی نیروهای سیاسی آن روز اعم از چپ و مسلمان و حتی بخش هایی از شاگردان سابق وی در نهضت آزادی با وی، این بود که او منهای حذف شاه، به تغییر چندانی در شرایط عمومی کشور نمی اندیشد و به راحتی در فردای بیست و دوی بهمن می گوید: "انقلاب تمام شد،بروید سرکارهایتان!" این درحالی بود که جامعه آن روز برای تغییرات بنیادین انقلاب کرده بود و محافظه کاری این دولت را به هیچ روی برنمی تافت.این شکاف نهایتا نیز پر نشد و در بزنگاه سیزده آبان پنجاه وهشت، دولت او را ساقط کرد!
 

محمد رضا کائینی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان