کد خبر: ۱۳۹۶۲
تاریخ انتشار: ۳۰ دی ۱۳۹۸ - ۲۲:۳۹-20 January 2020
روی پروندۀ او چنین نوشته بود:
تاریخ ورود به زندان: ۸/۹/۱۳۱۲
اتهام: شرارت
تاریخ استخلاص: ۱۰/۱/۱۳۱۳
ملاحظات: فوت کرده است.

این چند واژه سرنوشت روایت غمبار دولتمردی است که شش سال وزیر جنگ ایران بود: «سردار اسعد بختیاری». در دهۀ نخست ظهور و قدرت‌گیری رضاشاه نام افرادی انگشت‌شمار دائم شنیده می‌شود که از جمله یاران نزدیک او بودند و در تحکیم قدرت او کوتاهی نکردند. یکی از آن‌ها سردار اسعد بود که وقتی در مقام وزارت جنگ در اوج قدرت به نظر می‌رسید، ناگهان به اتهام توطئه بازداشت شد و چهار ماه بعد جنازه‌اش را مسئولان زندان تحویل خانواده‌اش دادند.

جعفرقلی‌خان بختیاری، معروف به سردار اسعد (متولد ۱۲۵۸) هنگام انقلاب مشروطه ۲۷ سال داشت و از همان زمان تا هنگام مرگ در دستگاه نظامی ایران جایگاه بالایی داشت. پیش از او پدرش، علیقلی‌خان معروف به سردار اسعد بود و او نیز از رهبران نظامی دوران مشروطه بود. تا وقتی پدر زنده بود پسر معروف بود به «سردار بهادر». این سردار بهادر از بختیاری‌هایی بود که در فتح تهران و عزل محمدعلی شاه نقش داشت. به ویژه وقتی در ۱۲۹۰ محمدعلی شاه دوباره با دو سپاه کوشید تاج‌وتخت را پس بگیرد، سردار بهادر نقش نظامی پررنگی داشت. پس از درگذشت پدرش در ۱۲۹۶ لقب «سردار اسعد» به او رسید. از فتح تهران در ۱۲۸۸ تا ۱۳۰۲ شمسی فعالیت‌های سیاسی و نظامی متفاوتی داشت، از درگیری‌های نظامی این سو و آن سو تا وکالت مجلس و والیگری خراسان و کرمان. پس از آن مدتی وزیر پست و تلگراف شد و بعد از ۱۳۰۶ تا ۱۳۱۲ وزیر جنگ بود، اول در کابینۀ هدایت و بعد در کابینۀ فروغی. هیچ نشانه‌ای از کدورت و دشمنی از سوی رضاشاه نسبت به او وجود نداشت. اواخر آبان ۱۳۱۲ همراه رضاشاه به مازندران سفر کرد، ششم آذر حتی در مراسم اسب‌دوانی بندر ترکمن شرکت کرد و جوایز را او به برندگان اهدا کرد. اما فردای آن روز ناگهان بازداشت شد و هشتم آذر گوشه‌نشین زندان قصر شد.

مخبرالسلطنۀ هدایت که از ۱۳۰۶ تا ۱۳۱۲ نخست‌وزیر بود دربارۀ بازداشت و مرگ سردار اسعد می‌نویسند: 

«کار سردار اسعد، به محاکمه نکشید. گفته شد که محرمانه اسلحه به [میان ایل] بختیاری وارد کرده است. بعدها در ملاقات از شاه شنیدم: بلی، می‌خواهند محمدحسن میرزا [= برادر احمدشاهِ مخلوع] را بیاورند، شهوت‌رانی که از این بیشتر نمی‌شود! بیش از این چیزی نفرمودند و معلوم بود که صحبت از اسعد است. من از سردار اسعد جز صمیمیت نسبت به پهلوی ندیدم و در نسبتی که به او دادند، تردید دارم. فرمایش شاه را تا درجه[ای] سیاست می‌دانم.»

در روزهای نخست فروردین، وقتی سردار اسعد هنوز در زندان قصر بود، گویا با خون خود و چوب کبریت چیزهایی بر کاغذهایی نوشته و در وسایلش پنهان کرده بود. بعدها وقتی این وسایل تحویل خانواده‌اش شد این نوشته‌های کوتاه پیدا شد و گویا در این نامه‌ها او گفته است که مقامات زندان غذایش را مسموم کرده‌اند و با آنکه به شدت مسموم شد از مرگ جان به در برده بود. او بر یکی از کاغذها چنین نوشته است:

«ای خواننده‌ای که بعد از این ملاحظه می‌کنید. فکر کنید حال مرا. هر قدر بتوانم غذا و آب نمی‌خورم. این قدرها از مرگ نمی‌ترسم. دلم به حال خدمات گذشته و فامیلم، مخصوصاً مَلک [= همسرش] خیلی می‌سوزد که خبر مرگ من چه اثری بر آن‌ها می‌نماید. اگر بدانید چه حالی دارم با قلبی پاک و شرافت پناه به خدا برده، تسلیم قضا و قدر هستم. این است نتیجۀ فداکاری به ملت»

اما واپسین منزل سردار اسعد زندان قصر نبود. برنامۀ قتل او قرار بود جای دیگری صورت گیرد؛ در زندان نمره یک که نزدیک میدان سپه بود. پنجم فروردین او را به زندان نمره یک منتقل کردند و برای این منظور سلولی ویژه آماده کردند: «سلول ۲۸» که ‌هیچ روزنی نداشت تا صدا به بیرون نرود. آن‌گونه که سال‌ها بعد دو نفر از مأموران زندان (به ویژه محمد ابراهیم بیک) در محاکمۀ قاتلان سردار اسعد اعتراف کردند، پزشک احمدی در دهم فروردین ۱۳۱۳ با تزریق سم سردار اسعد را کشت. چند روزی از دادن غذا و آب به سردار اسعد خودداری کردند تا ضعیف شود و نتواند مقاومت کند. ابراهیم بیک، مأمور ویژۀ سلول او، در اعترافاتش گفته بود شبی که با پزشک احمدی به اتاق او رفتیم، وقتی سردار پزشک احمدی را دید، در حالی که بسیار ضعیف شده بود گفت: «آمدی آقا، انا لله و انا الیه راجعون».

پی‌نوشت:
۱. در این نوشته بیش از همه از کتاب «ماجرای قتل سردار اسعد» استفاده کردم، گردآوری حمیدرضا دالوند.
۲. برای توضیحات بیشتر و پست‌های مرتبط پست بعدی را ببینید.


مهدی تدینی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان