کد خبر: ۱۳۹۳۰
تاریخ انتشار: ۲۹ دی ۱۳۹۸ - ۲۲:۱۰-19 January 2020
تاریخ - مرگ ژوزف استالین، رهبر اتحاد جماهیر شوروی، هنوز در هاله ای از ابهام قرار دارد.
آیا استالین پس از خونریزی مغزی به دلایل طبیعی جان باخت یا چون قصد هدایت اتحاد جماهیر شوروی به سوی جنگی نافرخنده را داشت توسط اطرافیانش به قتل رسید؟

دستور غیرعادی

استالین و محفل سیاسی اطراف او از جمله لاورنتی بریا (رئیس کا گ ب)، نیکیتا خروشچف (رهبر بعدی شوروی)، نیکولای بولگانین و جورجی مالنکوف، شب 28 فوریه را طبق معمول آغاز کردند.


آنها ابتدا به تماشای فیلمی در کاخ کرملین نشستند و سپس برای شرکت در ضیافت شبانه دیگری به ویلای استالین در فاصله ده دقیقه ای مسکو رفتند.


در ساعات اولیه روز بعد یعنی روز اول ماه مارس، مهمانان استالین به خانه های خود در مسکو بازگشته بودند.


آنچه پس از آن روی داد برای مردی مانند استالین که وسوسه ای جنون آمیز نسبت به امنیت خود داشت عجیب به نظر می رسد. او محافظان خود را مرخص کرد و گفت تمام شب مزاحمش نشوند.


همین تغییر در نحوه رفتار استالین بود که توجه ادوارد رادزینسکی، مورخ روس را جلب کرد. او چند سال قبل موفق شد "پیوتر لوزگاچف" یکی از محافظان آن شب استالین را یافته و با او ملاقات کند.

نگرانی محافظان

خاطرات لوزگاچف از وقایع آن شب، رادزینسکی را درباره علت واقعی خونریزی مغزی و مرگ استالین به شک انداخت
محافظ استالین تایید کرد که آن شب نه خود استالین بلکه خروستالف، سرمحافظ استالین بود که دستور آزادباش را داده بود.
لوزگاچف گفت: "اگر استالین بود به طعنه از محافظان می پرسید: "می خواهید به رختخواب بروید؟" و چنان به ما خیره می شد که ما جرات نمی کردیم بگوییم بله! بنابراین ما از شنیدن دستور خروستالف حسابی شاد شدیم و بدون آنکه به آن فکر کنیم به رختخواب رفتیم."


صبح روز بعد استالین تا دیروقت از اتاقش خارج نشد.


محافظان به تدریج نگران حال او شدند، اما هیچکدام جرات نداشتند به اتاق او بروند. آنها حق نداشتند مزاحم استالین شوند مگر آنکه او شخصا آنها را فرابخواند.


بالاخره ساعت شش و نیم صبح نوری از اتاق استالین تابید و از نگرانی محافظان کاسته شد. اما وقتی ساعت 10 شد آنها وحشت کرده بودند. بالاخره لوزگاچف برای پرس و جوی حال استالین به اتاق او رفت.


او می گوید: "من به سوی او دویدم و پرسیدم: « رفیق استالین چه اتفاقی افتاده است؟»، آخر می دانید او روی زمین دراز کشیده بود و خود را خیس کرده بود و صداهای نامفهومی از خودش درمی آورد. ساعت جیبی و روزنامه پراودا روی زمین افتاده بود. ساعت شش و نیم صبح را نشان می داد. احتمالا این اتفاق ساعت شش و نیم روی داده بود."

جنگ جهانی سوم
محافظان فورا با اعضای پولیتبورو (کمیته مرکزی حزب کمونیست) یعنی یاران شب های عیش و نوش استالین تماس گرفتند. اما واکنش خونسرد و کند آنها به این موقعیت اضطراری و سستی آنها در فراخواندن کمک های پزشکی، پرسش هایی را برای رادزینسکی، مورخ روس پیش آورده است.


آیا آنها از ماجرا خبر داشتند و به همین دلیل نیازی نبود به بستر استالین بشتابند؟


آقای رادزینسکی می گوید همینطور است. او تاکید می کند که خروستالف، سرمحافظ استالین، به فرمان لاورنتی بریا، رئیس کا گ ب (سازمان جاسوسی اتحاد جماهیر شوروی سابق) سمی به او تزریق کرده بود. اما علت قتل استالین چه بود؟


آقای رادزینسکی می گوید: "تمام اطرافیان نزدیک استالین به نیات او برای جنگی که می توانست به جنگ جهانی سوم بدل شود پی برده بودند. استالین تصمیم گرفته بود کشور را برای این جنگ آماده کند."


"او گفته بود ما فرصت مناسبی برای ایجاد یک اروپای کمونیستی داریم اما باید عجله کنیم. اما بریا، خروشچف، مالنکوف و هر آدم عاقلی می فهمید که آغاز جنگ با آمریکا وحشتناک است زیرا روسیه صاحب یک اقتصاد پابرجا نبود."


"شوروی نه تنها یک کشور فقیر بلکه در واقع کشوری فلک زده بود که در نتیجه حمله آلمان ها ویران شده بود، کشوری که از هیچ گونه منبعی به جز سلاح های اتمی برخوردار نبود."

آقای رادزینسکی می افزاید: "دلیل مبارزات ضد یهودی استالین نیز همین بود، او با این کار قصد تحریک آمریکا را داشت. او منتظر بود آمریکا واکنش نشان دهد و بریا می دانست استالین برنامه ریزی کرده بود اخراج یهودیان از مسکو را روز 5 مارس (روز درگذشتش) آغاز کند."

روسیه در این زمینه نیز سرشار از تئوری های توطئه است. برخی می گویند در آن دوره اتوبوس هایی در اطراف مسکو دیده اند که برای انتقال یهودیان مستقر شده بود. برخی نیز می گویند شاهد انبارهایی بوده اند که برای نگهداری یهودیان در قزاقستان برپا شده بود

اما درحالی که وقایع روزهای بعد در ویلای استالین آشکار می شد، شهروندان اتحاد جماهیر شوروی سابق در واکنش به مرگ قریب الوقوع پیشوای خود به دو دسته تقسیم شده بودند

بسیاری در انظار عمومی برای کسی که "پدر"، "آموزگار" و "خدای" خود می خواندند اشک ریختند. برخی نیز که در اردوگاه های اجباری در اطراف کشور به سر می برند در خفا لبخندهای شادمانی رد و بدل کردند و به آینده ای بهتر امید بستند

استالین ساعت نه و پنجاه دقیقه روز پنج مارس جان باخت. جسد او روز بعد در "تالار ستونها" در حوالی میدان سرخ مسکو قرار داده شد و تخمین زده می شود که میلیون ها نفر به وداع او رفتند. شایع است که در ازدحام وداع با استالین صدها نفر زیر دست و پا خفه شدند

با گذشته پنجاه سال از مرگ استالین، شایعات درباره او همچنان ادامه دارد
برای دیکتاتوری مثل استالین، ترک دنیا به این سادگی غیرقابل هضم است.

منبع: تحقیقی از لئونیدا کروشلنیکی، خبرنگار اروپایی
آیا استالین پس از خونریزی مغزی به دلایل طبیعی جان باخت یا چون قصد هدایت اتحاد جماهیر شوروی به سوی جنگی نافرخنده را داشت توسط اطرافیانش به قتل رسید؟

دستور غیرعادی

استالین و محفل سیاسی اطراف او از جمله لاورنتی بریا (رئیس کا گ ب)، نیکیتا خروشچف (رهبر بعدی شوروی)، نیکولای بولگانین و جورجی مالنکوف، شب 28 فوریه را طبق معمول آغاز کردند.


آنها ابتدا به تماشای فیلمی در کاخ کرملین نشستند و سپس برای شرکت در ضیافت شبانه دیگری به ویلای استالین در فاصله ده دقیقه ای مسکو رفتند.


در ساعات اولیه روز بعد یعنی روز اول ماه مارس، مهمانان استالین به خانه های خود در مسکو بازگشته بودند.


آنچه پس از آن روی داد برای مردی مانند استالین که وسوسه ای جنون آمیز نسبت به امنیت خود داشت عجیب به نظر می رسد. او محافظان خود را مرخص کرد و گفت تمام شب مزاحمش نشوند.


همین تغییر در نحوه رفتار استالین بود که توجه ادوارد رادزینسکی، مورخ روس را جلب کرد. او چند سال قبل موفق شد "پیوتر لوزگاچف" یکی از محافظان آن شب استالین را یافته و با او ملاقات کند.

نگرانی محافظان

خاطرات لوزگاچف از وقایع آن شب، رادزینسکی را درباره علت واقعی خونریزی مغزی و مرگ استالین به شک انداخت
محافظ استالین تایید کرد که آن شب نه خود استالین بلکه خروستالف، سرمحافظ استالین بود که دستور آزادباش را داده بود.
لوزگاچف گفت: "اگر استالین بود به طعنه از محافظان می پرسید: "می خواهید به رختخواب بروید؟" و چنان به ما خیره می شد که ما جرات نمی کردیم بگوییم بله! بنابراین ما از شنیدن دستور خروستالف حسابی شاد شدیم و بدون آنکه به آن فکر کنیم به رختخواب رفتیم."


صبح روز بعد استالین تا دیروقت از اتاقش خارج نشد.


محافظان به تدریج نگران حال او شدند، اما هیچکدام جرات نداشتند به اتاق او بروند. آنها حق نداشتند مزاحم استالین شوند مگر آنکه او شخصا آنها را فرابخواند.


بالاخره ساعت شش و نیم صبح نوری از اتاق استالین تابید و از نگرانی محافظان کاسته شد. اما وقتی ساعت 10 شد آنها وحشت کرده بودند. بالاخره لوزگاچف برای پرس و جوی حال استالین به اتاق او رفت.


او می گوید: "من به سوی او دویدم و پرسیدم: « رفیق استالین چه اتفاقی افتاده است؟»، آخر می دانید او روی زمین دراز کشیده بود و خود را خیس کرده بود و صداهای نامفهومی از خودش درمی آورد. ساعت جیبی و روزنامه پراودا روی زمین افتاده بود. ساعت شش و نیم صبح را نشان می داد. احتمالا این اتفاق ساعت شش و نیم روی داده بود."

جنگ جهانی سوم
محافظان فورا با اعضای پولیتبورو (کمیته مرکزی حزب کمونیست) یعنی یاران شب های عیش و نوش استالین تماس گرفتند. اما واکنش خونسرد و کند آنها به این موقعیت اضطراری و سستی آنها در فراخواندن کمک های پزشکی، پرسش هایی را برای رادزینسکی، مورخ روس پیش آورده است.


آیا آنها از ماجرا خبر داشتند و به همین دلیل نیازی نبود به بستر استالین بشتابند؟


آقای رادزینسکی می گوید همینطور است. او تاکید می کند که خروستالف، سرمحافظ استالین، به فرمان لاورنتی بریا، رئیس کا گ ب (سازمان جاسوسی اتحاد جماهیر شوروی سابق) سمی به او تزریق کرده بود. اما علت قتل استالین چه بود؟


آقای رادزینسکی می گوید: "تمام اطرافیان نزدیک استالین به نیات او برای جنگی که می توانست به جنگ جهانی سوم بدل شود پی برده بودند. استالین تصمیم گرفته بود کشور را برای این جنگ آماده کند."


"او گفته بود ما فرصت مناسبی برای ایجاد یک اروپای کمونیستی داریم اما باید عجله کنیم. اما بریا، خروشچف، مالنکوف و هر آدم عاقلی می فهمید که آغاز جنگ با آمریکا وحشتناک است زیرا روسیه صاحب یک اقتصاد پابرجا نبود."


"شوروی نه تنها یک کشور فقیر بلکه در واقع کشوری فلک زده بود که در نتیجه حمله آلمان ها ویران شده بود، کشوری که از هیچ گونه منبعی به جز سلاح های اتمی برخوردار نبود."

آقای رادزینسکی می افزاید: "دلیل مبارزات ضد یهودی استالین نیز همین بود، او با این کار قصد تحریک آمریکا را داشت. او منتظر بود آمریکا واکنش نشان دهد و بریا می دانست استالین برنامه ریزی کرده بود اخراج یهودیان از مسکو را روز 5 مارس (روز درگذشتش) آغاز کند."

روسیه در این زمینه نیز سرشار از تئوری های توطئه است. برخی می گویند در آن دوره اتوبوس هایی در اطراف مسکو دیده اند که برای انتقال یهودیان مستقر شده بود. برخی نیز می گویند شاهد انبارهایی بوده اند که برای نگهداری یهودیان در قزاقستان برپا شده بود

اما درحالی که وقایع روزهای بعد در ویلای استالین آشکار می شد، شهروندان اتحاد جماهیر شوروی سابق در واکنش به مرگ قریب الوقوع پیشوای خود به دو دسته تقسیم شده بودند

بسیاری در انظار عمومی برای کسی که "پدر"، "آموزگار" و "خدای" خود می خواندند اشک ریختند. برخی نیز که در اردوگاه های اجباری در اطراف کشور به سر می برند در خفا لبخندهای شادمانی رد و بدل کردند و به آینده ای بهتر امید بستند

استالین ساعت نه و پنجاه دقیقه روز پنج مارس جان باخت. جسد او روز بعد در "تالار ستونها" در حوالی میدان سرخ مسکو قرار داده شد و تخمین زده می شود که میلیون ها نفر به وداع او رفتند. شایع است که در ازدحام وداع با استالین صدها نفر زیر دست و پا خفه شدند

با گذشته پنجاه سال از مرگ استالین، شایعات درباره او همچنان ادامه دارد

برای دیکتاتوری مثل استالین، ترک دنیا به این سادگی غیرقابل هضم است.

منبع: تحقیقی از لئونیدا کروشلنیکی، خبرنگار اروپایی
آیا استالین پس از خونریزی مغزی به دلایل طبیعی جان باخت یا چون قصد هدایت اتحاد جماهیر شوروی به سوی جنگی نافرخنده را داشت توسط اطرافیانش به قتل رسید؟

دستور غیرعادی

استالین و محفل سیاسی اطراف او از جمله لاورنتی بریا (رئیس کا گ ب)، نیکیتا خروشچف (رهبر بعدی شوروی)، نیکولای بولگانین و جورجی مالنکوف، شب 28 فوریه را طبق معمول آغاز کردند.


آنها ابتدا به تماشای فیلمی در کاخ کرملین نشستند و سپس برای شرکت در ضیافت شبانه دیگری به ویلای استالین در فاصله ده دقیقه ای مسکو رفتند.


در ساعات اولیه روز بعد یعنی روز اول ماه مارس، مهمانان استالین به خانه های خود در مسکو بازگشته بودند.


آنچه پس از آن روی داد برای مردی مانند استالین که وسوسه ای جنون آمیز نسبت به امنیت خود داشت عجیب به نظر می رسد. او محافظان خود را مرخص کرد و گفت تمام شب مزاحمش نشوند.


همین تغییر در نحوه رفتار استالین بود که توجه ادوارد رادزینسکی، مورخ روس را جلب کرد. او چند سال قبل موفق شد "پیوتر لوزگاچف" یکی از محافظان آن شب استالین را یافته و با او ملاقات کند.

نگرانی محافظان

خاطرات لوزگاچف از وقایع آن شب، رادزینسکی را درباره علت واقعی خونریزی مغزی و مرگ استالین به شک انداخت
محافظ استالین تایید کرد که آن شب نه خود استالین بلکه خروستالف، سرمحافظ استالین بود که دستور آزادباش را داده بود.
لوزگاچف گفت: "اگر استالین بود به طعنه از محافظان می پرسید: "می خواهید به رختخواب بروید؟" و چنان به ما خیره می شد که ما جرات نمی کردیم بگوییم بله! بنابراین ما از شنیدن دستور خروستالف حسابی شاد شدیم و بدون آنکه به آن فکر کنیم به رختخواب رفتیم."


صبح روز بعد استالین تا دیروقت از اتاقش خارج نشد.


محافظان به تدریج نگران حال او شدند، اما هیچکدام جرات نداشتند به اتاق او بروند. آنها حق نداشتند مزاحم استالین شوند مگر آنکه او شخصا آنها را فرابخواند.


بالاخره ساعت شش و نیم صبح نوری از اتاق استالین تابید و از نگرانی محافظان کاسته شد. اما وقتی ساعت 10 شد آنها وحشت کرده بودند. بالاخره لوزگاچف برای پرس و جوی حال استالین به اتاق او رفت.


او می گوید: "من به سوی او دویدم و پرسیدم: « رفیق استالین چه اتفاقی افتاده است؟»، آخر می دانید او روی زمین دراز کشیده بود و خود را خیس کرده بود و صداهای نامفهومی از خودش درمی آورد. ساعت جیبی و روزنامه پراودا روی زمین افتاده بود. ساعت شش و نیم صبح را نشان می داد. احتمالا این اتفاق ساعت شش و نیم روی داده بود."

جنگ جهانی سوم
محافظان فورا با اعضای پولیتبورو (کمیته مرکزی حزب کمونیست) یعنی یاران شب های عیش و نوش استالین تماس گرفتند. اما واکنش خونسرد و کند آنها به این موقعیت اضطراری و سستی آنها در فراخواندن کمک های پزشکی، پرسش هایی را برای رادزینسکی، مورخ روس پیش آورده است.


آیا آنها از ماجرا خبر داشتند و به همین دلیل نیازی نبود به بستر استالین بشتابند؟


آقای رادزینسکی می گوید همینطور است. او تاکید می کند که خروستالف، سرمحافظ استالین، به فرمان لاورنتی بریا، رئیس کا گ ب (سازمان جاسوسی اتحاد جماهیر شوروی سابق) سمی به او تزریق کرده بود. اما علت قتل استالین چه بود؟


آقای رادزینسکی می گوید: "تمام اطرافیان نزدیک استالین به نیات او برای جنگی که می توانست به جنگ جهانی سوم بدل شود پی برده بودند. استالین تصمیم گرفته بود کشور را برای این جنگ آماده کند."


"او گفته بود ما فرصت مناسبی برای ایجاد یک اروپای کمونیستی داریم اما باید عجله کنیم. اما بریا، خروشچف، مالنکوف و هر آدم عاقلی می فهمید که آغاز جنگ با آمریکا وحشتناک است زیرا روسیه صاحب یک اقتصاد پابرجا نبود."


"شوروی نه تنها یک کشور فقیر بلکه در واقع کشوری فلک زده بود که در نتیجه حمله آلمان ها ویران شده بود، کشوری که از هیچ گونه منبعی به جز سلاح های اتمی برخوردار نبود."

آقای رادزینسکی می افزاید: "دلیل مبارزات ضد یهودی استالین نیز همین بود، او با این کار قصد تحریک آمریکا را داشت. او منتظر بود آمریکا واکنش نشان دهد و بریا می دانست استالین برنامه ریزی کرده بود اخراج یهودیان از مسکو را روز 5 مارس (روز درگذشتش) آغاز کند."

روسیه در این زمینه نیز سرشار از تئوری های توطئه است. برخی می گویند در آن دوره اتوبوس هایی در اطراف مسکو دیده اند که برای انتقال یهودیان مستقر شده بود. برخی نیز می گویند شاهد انبارهایی بوده اند که برای نگهداری یهودیان در قزاقستان برپا شده بود

اما درحالی که وقایع روزهای بعد در ویلای استالین آشکار می شد، شهروندان اتحاد جماهیر شوروی سابق در واکنش به مرگ قریب الوقوع پیشوای خود به دو دسته تقسیم شده بودند

بسیاری در انظار عمومی برای کسی که "پدر"، "آموزگار" و "خدای" خود می خواندند اشک ریختند. برخی نیز که در اردوگاه های اجباری در اطراف کشور به سر می برند در خفا لبخندهای شادمانی رد و بدل کردند و به آینده ای بهتر امید بستند

استالین ساعت نه و پنجاه دقیقه روز پنج مارس جان باخت. جسد او روز بعد در "تالار ستونها" در حوالی میدان سرخ مسکو قرار داده شد و تخمین زده می شود که میلیون ها نفر به وداع او رفتند. شایع است که در ازدحام وداع با استالین صدها نفر زیر دست و پا خفه شدند

با گذشته پنجاه سال از مرگ استالین، شایعات درباره او همچنان ادامه دارد

برای دیکتاتوری مثل استالین، ترک دنیا به این سادگی غیرقابل هضم است.

منبع: تحقیقی از لئونیدا کروشلنیکی، خبرنگار اروپایی

***
ساعت ۱۰ شب روز اول مارس سال ۱۹۵۳، «لوزگاچف» وقتی وارد اتاق کار استالین شد، با صحنه عجیبی مواجه شد: او در حالی که زیرپیراهنی و پیژاما به تن داشت، کف زمین افتاده بود، دچار بی‌اختیاری ادراری شده بود و خودش را خیس کرده بود. ساعت رومیزی که کنارش افتاده بود و متوقف شده بود، ساعت شش و نیم را نشان می‌داد که مقارن با زمان فروافتادن استالین بود.


لوزگاچف وزیر اطلاعات -ایگناتیف-، بریا -رئیس پلیس مخفی و سازمان اطلاعات روسیه-، خورشچف و مالینگوف را خواست. اما در حالی که مبارزه برای کسب قدرت شروع شده شده بود، تصمیم‌گیری برای احضار پزشکان، توسط این افراد بسیار دشوار بود.

کوتاه‌زمانی پیش از این حادثه، استالین ادعا کرده بود که پزشکان معالجش که نیمی از آنها یهودی بودند، قصد جانش را کرده‌اند و همه آنها را به زندان انداخته بود. حتی پروفسور مشهوری به نام ویناگرادف که به استالین توصیه کرده بود، از کار کنار بکشد و استراحت کند، دستگیر و شکنجه شده بود. گمان می‌رود که این کار، افترایی در راستای سیاست یهودی‌ستیزی استالین بوده باشد.

به همین خاطر معلوم نبود که که کدام پزشک باید فراخوانده شود. اما این مسئله نمی‌توانست تأخیر ۱۲ ساعته، تاز مانی که نخستین پزشک در صبح روز بعد، استالین را ویزیت کرد، توجیه کند.

بله! استالین ۱۲ ساعت بدون پزشک مانده بود و هیچ اقدام درمانی برایش انجام نشده بود، او در این دوازده ساعت همچنان همان لباس‌های آغشته به ادرار را به تن داشت.

گمان می‌رود که بریا و مالینکوف -معاون اول‌های استالین- از سویی و خروشچف و بولانگین از سوی دیگر از این ساعات برای تقسیم مقامات و مناصب استفاده کرده باشند.

اما از سوی دیگر گروهی می‌گویند که در دهه پنجاه واقعا برای یک بیمار مبتلا به سکته مغزی خونریزی‌دهنده چه کار پزشکی‌ای می‌شد انجام داد؟ نگاهی به اقدامات درمانی که برای استالین در روزهای بعدی انجام شد، تصدیق می‌کند که این درمان‌ها، فاصله زیادی با استانداردهای امروزی دارند که برای هر بیمار عادی در دسترس هستند.

اما از این مسئله که بگذریم، فرضیه مسموم شدن استالین با داروی وارفارین یا مرگ موش که موجب خونریزی می‌شود، هم در بین تاریخ‌دان‌ها از حمایت زیادی برخوردار است. خیلی‌ها عقیده دارند که بریا، ترتیب مسموم کردن استالین را داد و حتی اینکه خروشچف در این کار با او همدست بود!

عاقبت وزیر بهداشت روسیه مطلع شد و تعدادی پزشک غیریهودی که پیش از این استالین را ویزیت نکرده بودند و از وضعیت سلامت او اطلاع نداشتند، ساعت هفت روز بعد بر بالین او حاضر شدند. پزشکها هراسان و در حالی که دستشان می‌لرزید، فشار خون و نبض او را اندازه گرفتند. تعداد ضربان قلب استالین در آن هنگام ۷۸ و فشار خون وی ۱۹۰ روز ۱۱۰ میلیمتر جیوه بود. سمت راست بدن استالین فلج شده بود و تکان نمی‌خورد.

پزشکان تشخیص دادند که بخش میانی سمت چپ مغز استالین دچار سکته خونریزی‌دهنده شده است. اقدامات درمانی شامل تجویز سولفتالن منیزیوم ۱۰ درصد به صورت خوراکی، کمپرس سرد سر، تزریق کافور و قرار دادن هشت زالو زیر گوش‌های استالین بود.

سپس دختر و پسر استالین بر بالین پدر حاضر شدند و مقامات حاضر را به اهمال‌کاری متهم کردند. بریا، فریب‌کارانه هر وقت استالین در اغمای کامل بود، بی‌پرده‌پوشی، بد استالین را می‌گفت و هر وقت چشمان وی اندکی تکان می‌خورد، زانو می‌زد و برای سلامتی استالین دعا می‌کرد.


زمان برای کسی که بیست میلیون نفر را قربانی کرده بود، ۲۸ میلیون نفر را کوچ اجباری داده بود و هجده میلیون نفر را گرفتار گولاک‌ها کرده بود، به سرعت سپری می‌شد.

ساعت ده و چهل دقیقه روز دوم جلسه‌ای در دفتر کار استالین برای تصمیم‌گیری در مورد وضعیت پزشکی وی، برپا شد. به دکترها تأکید شد که مسئول سلامت استالین هستند و بایستی به صورت ۲۴ ساعته و به صورت جفتی بر بالین وی کشیک بدهند.

یکی از پزشکان، عمل جراجی برای خارج کردن لخته را توصیه کرد، اما کدام جراح ریسک چنین عملی را بر خود هموار می‌کرد؟

ساعت بیست و سی روز دوم، سولفات منیزیوم به استالین تنقیه شد و کمی چای شیرین به او داده شد. فشار خون استالین افزایش یافته بود و به ۲۱۰ روز ۱۲۰ رسیده بود.

در ساعات پایانی روز دوم، تنفس ایتالین شین استوکس شد (تنفس منقطع و متناوب)، صلاح دیده شد که مشاوره پزشکی خواسته شود. اما همه پزشکان عالی‌مقامی که صلاحیت رسیدگی در این وضعیت خطیر را داشتند، در زندان بودند!

ظهر روز سوم، استالین استفراغ خونی کرد که بعضی از پزشکان را مشکوک به مسمومیت با وارفارین کرد. البته این خونریزی می‌توانسته ناشی از سکته او نیز بوده باشد. (cushing ulcer)

ساعت پانزده روز سوم، وضعیت استالین بدتر شد، بریا تصمیم گرفت که مخفیانه اسناد و نامه‌ها و وصیت‌نامه استالین را نابود کند و به این ترتیب مدارک دال بر جنایتش را محو کند.

در شرایطی که دیگر همه مقامات و مناصب در روسیه بعد از استالین عملا تقسیم شده بود، در ساعت ۲۱ روز پنج مارس استالین کبود شد، با ناپدید شدن نبض، در ساعت ۲۱:۴۰ به استالین کافور و آدرنالین تزریق شد و تنفش مصنوعی به او داده شد. عملیات احیا موفق نبود و به اشاره خروشچف، پزشکان پیکر بی‌حان استالین را رها کردند. او در هنگام مرگ، ۷۴ سال داشت.

روز نهم مارس سال ۱۹۵۳، پیکر مومیایی‌شده استالین در کنار پیکر لنین قرار گرفت و در مراسم یادبودش سخنرانی‌هایی از سوی مقامات انجام شد.

منبع:یک پزشک
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان