کد خبر: ۱۳۸۷۰
تاریخ انتشار: ۲۷ دی ۱۳۹۸ - ۲۰:۲۸-17 January 2020
اگر یک آدم مؤمن بخواهد در سیاست موضع‌گیری کند یا کنش داشته باشد، باید موارد زیر را رعایت کند و الا سیاست سبب دوری او‌ از اصل ایمان میگردد:
در تک‌تک حرفهایی که میزند یا کارهایی که میکند، نیّتش برای خدا باشد. ابداً جوّ گیر نشود و بخاطر اینکه دوستانش موضع میگیرند موضع نگیرد و بخاطر اینکه دوستانش را میکوبند وارد صحنهٔ دفاع از آنها نشود. در لحظه‌لحظهٔ وقایع ببیند دارد برای خدا عمل میکند یا در جریان افتاده. مسیر سیاست را معمولاً عدّه‌ای جریانساز تعیین میکنند. او تابع آنها نباشد. تابع فهم و نیّت خودش باشد. 

تفرقه در میان مؤمنین، مدّ نظر خدا نیست و بارها قرآن مؤمنین را از تفرقه بازداشته. تفرقه وقتی شعله میکشد، به فتنه‌ای بدل میشود که به جامعه لطمه میزند. مراقب باشد کنش یا واکنش‌های او در عالم سیاست، در جهت تعمیق شکافهای بین مؤمنین نباشد بلکه وحدت‌آفرین باشد. 

از غیر خدا نترسد و نهی کند از اینکه مؤمنین از جز خدا بترسند. به مؤمنین دائماً روحیه بدهد که در صورت صبر و رعایت تقوی در امان خدا هستند. نصرت خدا را به مؤمنین یادآور شود.  

 ابداً به کسی اهانت نکند، سبّ نکند، فحش ندهد، تحقیر نکند، اتّهام نزند، نیّت‌خوانی نکند، سعی کند خطاهای مخالفین مؤمنش را بپوشاند نه اینکه آنها را اظهار کند. غیبت نکند. از غیبت شونده دفاع کند. اگر لازم به نقد است اَعمال افراد را نقد کند نه شخصیت آنها را. شایعات را دامن نزند و نقل نکند. خیرخواه همهٔ مؤمنین بلکه تمام مردم باشد و مصلحت آنها را در نظر بگیرد و به همه مهربان باشد. رحمت واسعه باشد. تنفّر و حِقد نسبت به مؤمنین، ایمان انسان را ذوب میکند.  

صبور باشد و روی موضع درست استقامت به خرج دهد. از حق کوتاه نیاید، بر سر حق معامله نکند، سست نشود، جا نزند. 

قرار نیست ما پیروز شویم، قرار است بندگی را به آخر برسانیم و به رستگاری برسیم. در پی پیروزی نباشد، در پی رضایت خدا باشد. دنیا برایش بازی باشد. فوقش مغلوب میشود، فوقش او‌ را میکشند. طوری نیست. او‌ برای خدا کار کرده، برای ابدیّت، نه برای دنیا. هدف را که عمل به وظیفه است گم نکند و به‌قدرت‌رسیدن و‌ درقدرت ماندن برایش هدف نشود. 

 خشم بر او‌ مسطولی نشود و اگر خشم گرفت کاری نکند. نفسانیت، آخرش شکست است. شور، متعادلش خوب است و جرئت میدهد اما اگر تعاملاتش فقط با احساس باشد، از دشمنان عاقل شکست میخورد. عقل بنای استواری است و شور را در مسیر درست قرار میدهد اما شور اگر بر عقل غالب شود، انسان را به در و دیوار میزند و به تهلکه میاندازد، خدا هم نصرتش نمیکند. 

سلسله مراتب حاکمیت را در جامعهٔ ایمانی حتی‌الامکان رعایت کند. این سلسله مراتب که امروزه از آن به ولایت‌پذیری تعبیر میشود، به جامعهٔ مؤمنین قدرت میدهد. 
 بداند که اجل امّت و حکومتی که رسید، نگه‌داشتنش نشدنی است و اجلشان که هنوز نرسیده، از میان رفتنشان نشدنی است. فکر نکند تلاش او حتماً‌ اجل حکومت و دولتی را تعجیل میکند یا به تعویق میاندازد. 

روی هیچ شخصی بیش از حدّ تأکید یا اعتماد نکند. اصولاً دین برایش مهم باشد نه رجال. اشخاص در طیّ زمان ممکن است بلغزند. اشخاص را تا در مدار درست دین‌داری‌اند تأیید کند. ته ذهنش بخاطر داشته باشد که غیرِمعصوم، در معرض خطاست. انتخابش را بطور مطلق دست این و آن ندهد، در اطاعت هم حدّ و مرز داشته باشد. آنکس که ماشه را میچکاند، باید شخص خودش پیش خدا حجّت داشته باشد، نمیتواند بگوید مافوقم امر کرد. متأسفانه در این کرهٔ خاکی سربازهای تمام سرزمین‌ها همین را میگویند. اما آیا خدا از آنها میپذیرد؟!

 کم‌عمل باشد اما بجا و درست عمل کند. آنها که در هرچیزی نظر میدهند و زود موضع میگیرند، خودشان را هزل میکنند و ضررشان برای جامعه بیش از نفع است. همیشه با خودش بگوید: آیا اظهار نظر لازم است؟ آیا مفید است؟ آیا وظیفه است؟ آیا همین لحظه باید جواب داد؟

 امور لغو در عالم سیاست کم نیست بلکه اکثر امور در عالم سیاست لغو است. کمی صبر داشته باشد تا حقیقت امور معلوم شود. معلوم هم که شد دیگر اظهار نظر لازم نیست. وانگهی اظهار نظر اکثراً مربوط به ما نیست کس دیگری باید جواب بدهد یا بیانیه بدهد یا اظهار نظر کند. کثرت قضاوت، قوهٔ معنوی انسان را تحلیل میبرد.

مصطفی نیک اقبال
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان