کد خبر: ۱۳۸۱۷
تاریخ انتشار: ۲۴ دی ۱۳۹۸ - ۱۲:۵۹-14 January 2020
ملاحظاتی پیرامون اظهارات اخیر حضرت آیت الله جوادی آملی
جوهر و عرض  فلسفه و عرفان مصطلح اسلامی را نمی توان از یونان زدگی زدود

  حضرت آیت الله جوادی آملی ـ مد ظله العالی ـ  اخیرا در دیدار اعضای شورای سیاستگذاری همایش ملی «جایگاه حکمت اسلامی در  انقلاب اسلامی» اظهار داشته اند: 

ـ حکمت از یونان نیامده است، یونان در واقع معبر فلسفه و حکمت است و نه مبداء و مصدر آن! بیان ذلک این است که ابراهیم خلیل کاری انقلاب گونه کرد؛ ابتدا عده ای را به وسیله برهان، به راه راست هدایت کرد که تعداد این عده بسیار کم بود، در مرحله بعد دست به تبر برد و بت ها را شکست که در اثر آن عده بیشتری به حضرت گرویدند، اما وقتی جریان «بَرْداً وَ سَلاماً» پیش آمد با وجود اینکه رسانه به قدرت امروز نبود اما در اثر سنگینی و عظمت خبر، این خبر سراسر خاورمیانه را فراگرفت و یونان این پیام را دریافت کرد و افرادی چون سقراط را پروراند.
ـ وجود امام هشتم علیه السلام در دوران حضور خود در ایران که دوران ورود و نشر افکار و مکاتب مختلف شرق و غرب به ایران بود، هرگز جلو ورود یا ترجمه آثار فلسفی یونان و غیریونان را نگرفتند بلکه با آنها مواجه می شدند و به سوالات و شبهات آنها پاسخ می دادند، ما نیز باید به حضرت تاسی کنیم.
ـ  باید مشخص شود وقتی حکیم، بخواهد انقلابی را پایه ریزی کند چگونه می اندیشد، نمونه ای از این طرز اندیشیدن را می توان در کتاب «سه رساله» ملاصدرا دید که می گوید حسین بن علی علیه السلام در کربلا کشته نشد بلکه حضرت در سقیفه کشته شد! 
در نتیجه اساس همه انقلاب ها به حکمت بر می گردد لذا انقلاب اسلامی در حکمت اسلامی که همان دین است ریشه دارد. (https://b2n.ir/847699) 

 در مورد این اظهارات ملاحظات زیر وجود دارد: 

چرا باید فیلسوفان یونانی واسطه القا و انتقال معارف انبیایی و ابراهیمی و وحیانی به جهان اسلام باشند؟ آیا این معارف با نزول قران و بیان رسول الله صلی الله علیه و آله و سپس با بیانات حِکمی اهل بیت علیهم السلام به مسلمین عرضه نشد؟ و یا ناقص عرضه شد که بنی امیه و بنی عباس برای انتقال معارف و الهیات یونانی یک قرن پس از بعثت دست به کار شوند و محصول این انتقال و ترجمه، فلسفه و عرفان اسلامی باشد؟ 

آیا حضرتعالی که به تبعیت از مرحوم علامه طباطبایی به دلیل آیه شریفه «وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ»  قائل به تفسیر قران به قران و بی نیازی فهم کامل و جامع قران از بیان معصوم و حتی شخص پبامبر هستید!،  معتقدید که قران از بیان الهیات و معارف توحیدی فروگذار کرده که لازم باشد برای جبران آن به سراغ فلسفه یونانی برویم؟ 

تبعیت فیلسوفان یونان از انبیای الهی و از جمله حضرت ابراهیم علیه السلام ادعای بی سند و بدون دلیلی است که از سوی ملاصدرا و صدراییان مطرح شده و البته مهمترین دلیل بر رد چنین ادعایی تعارض مبانی فلسفی و عرفانی با آموزه های وحیانی است.

 از جمله این تعارضها این است که در حالی که مهمترین برهان خداشناسی و اثبات وجود خداوند در مدرسه عقل و وحی، برهان حدوث است که ابراهیم علیه السلام نیز با نشان دادن افول ستارگان و ماه و خورشید، تغیر عالم و حدوث آن و نیاز عالم به محدث و خالق را نتیجه گرفت اما این برهان در فلسفه صدرایی کمترین جایی ندارد و بلکه اساسا بلاموضوع است؛ چرا که ملاصدرا بر اساس نظریه وحدت وجود اساسا به دوگانه «علت و معلول» و «خدا و جهان» و «خالق و مخلوق» اعتقادی ندارد تا از حدوث عالم و نیاز آن به محدِث و خالق سخن بگوید.

در تاریخ اهل بیت علیهم السلام این مساله روشن است که آنان اغلب در شرایط خوف و تقیه از حاکمان جور بودند و از گفتن صریح و واضح بسیاری از احکام و حقایق و گاه حتی از گفتن یک فرع کوچک فقهی ـ که به معنای تفاوت و نه حتی تقابل با نظام و فقه حاکم بود ـ خودداری می کردند؛ حال آیا برای اهل بیت علیهم السلام از زمان امام سجاد علیه السلام که خالد بن یزید (زنده در سال 64 هجری قمری) نهضت ترجمه متون یونانی را آغاز کرد و در زمان مامون به اوج رسید، امکان مخالفت وجود داشت؟ 

 در عین حال که امامان علیهم السلام به خاطر تقیه از نفی صریح فلسفه یونانی و نهضت ترجمه ظاهرا سخن نگفتند اما با تصریحاتی که در باره ضرورت مراجعه به قران و اهل بیت در اخذ علوم و معارف و تکالیف داشتند و از مراجعه به شرق و غرب نهی کردند، این پیام را القا کردند که مسلمانان و شیعیان نباید به سراغ مدارس و مسالک دیگر برای علم و حکمت آموزی بروند و ساختار و ساختمان معرفتی خود را بر مبانی خارج از وحی بنا کنند.

از دیگر ادله مخالفت اهل بیت علیهم السلام با فلسفه یونانی این است که كتب‌ رجالي‌ و تراجم‌، از هشام‌ بن‌ حكم(متوفی‌ 199 هـ) ‌، متكلم‌ و شاگرد برجسته‌ امام‌ صادق و امام‌ كاظم عليهما السلام به‌ عنوان‌ يكي‌ از مخالفان‌ فلسفه‌ كه‌ اثري‌ نيز در رد بر ارسطو نوشته‌‌، ياد كرده‌اند. همچنين‌ به‌ اين‌ واقعه‌ تاريخي‌ اشاره‌ كرده‌اند كه‌ زماني‌ يحيي‌ بن‌ خالد برمكي‌ به‌ شواهد و نوشته‌هايي‌ از هشام‌ كه‌ حاوي‌ طعن‌ بر فلاسفه‌ بود، دست‌ يافت‌ و هارون‌ را عليه‌ هشام‌ تحريك‌ نمود تا وي‌ را به‌ قتل‌ برساند. 
  
آیت الله جوادی پس از طرح این ادعا که اهل بیت علیهم السلام به مقابله با نهضت ترجمه و فلسفه یونانی نپرداخته اند، به مناظرات امام رضا علیه السلام در برخورد با اندیشه های وارداتی اشاره فرموده اند. 
در این مورد گفتنی است که یکی از مناظرات مهم امام رضا علیه السلام با سلیمان مروزی است که در آن به موضوع اراده الهی پرداخته شده است. سلیمان اصرار بر این امر داشته که اراده صفت ذات الهی مانند علم و حیات و قدرت است اما امام رضا با استدلال و برهان عقلی اثبات می کند که اراده صفت فعل خداوند است و نه صفت ذات. 
ملاصدرا و همه صدراییان در این موضوع کاملا همرای با سلیمان مروزی اند و اراده را صفت ذات و همان علم به نظام اتم و اصلح می دانند. 

مطلب  ملاصدرا در باره سقیفه کاملا درست است اما گویا این نکته از دید صدراییان مغفول مانده که سقیفه، اهل بیت علیهم السلام را هم از زعامت سیاسی خلع کرد و هم از زعامت فکری و نظری و حِکمی. بنی امیه و بنی عباس که ادامه دهنده خط سقیفه بودند برای تثبیت حکومت و قدرت خود علاوه بر تضییقات و فشارهای سیاسی بر اهل بیت، نهضت ترجمه را برای ایجاد دکانی در برابر معارف قرانی و ولایی بنیاد گذاشتند و این مساله ای است که مورد قبول و اعتراف مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله مصباح یزدی نیز قرار گرفته است. 


پیشتر در مقاله ای توضیح داده ام که هیچ ربط ایجابی بین انقلاب اسلامی و فلسفه اعم از مشائی و اشراقی و صدرایی آن وجود ندارد. انقلاب اسلامی محصول آموزه های قرانی و روایی و متونی چون نهج البلاغه و حوادثی چون عاشورا بوده و نه آموزه های فلسفی ارسطو و افلاطون و مبانی صوفیانه افلوطین که در آثار ملاصدرا تبلور و بسط یافته است.
 مهدی نصیری 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان