کد خبر: ۱۳۸۱۶
تاریخ انتشار: ۲۴ دی ۱۳۹۸ - ۱۲:۴۷-14 January 2020
سال ها پیش در دورۀ دانشجویی ام در مقطع لیسانس، در کلاسِ استادی معمم، سخن از نسبت خدا و عالم هستی به میان آمد
. من گفتم؛ می گویند عالم "مظهر" خداست. استاد برآشفت و گفت که این سخن شرک و کفر است و دیگر تکرار نشود. گفتم؛ این سخن آیت الله خمینی است. انکار کرد و امر به خاتمۀ بحث داد.

هفتۀ بعد، استاد با خوشحالی اعلام کرد که حرف دقیق آیت الله خمینی این بوده است که عالم "محضر" خداست و ایشان سخنی از "مظهر" به میان نیاورده است.
من این بار سکوت کردم؛ اما پس از کلاس، خصوصی به او یادآور شدم که بهتر است نگاهی به تفسیر سورۀ حمد آیت الله خمینی بیاندازد؛ زیرا در آنجا آیت الله خمینی بیش از 15 بار از واژۀ مظهر در ارتباط با نسبت عالم هستی و خدا استفاده کرده است. استاد روی ترش کرد و سخنی به زبان آورد که نشان داد در این زمینۀ خاص، چندان ارادتی به آقای خمینی ندارد و تنها از سر ناچاری به پذیرش تمام آراء وی تظاهر می کند.

واقعیت این است که نه فقط آن استاد معمم، بلکه بسیاری از فقیهان، اصولاً نحلۀ عرفانی مرسوم در تاریخ فکر اسلامی را از جنید و بایزید گرفته تا شیخ حسن خرقانی و از ابن عربی گرفته تا سهروردی و حتی مولوی را جریانی منحرف به شمار می آورند و مشایخ صوفیه را تکفیر می کنند. ظاهراً به همین علت، پس از آنکه آیت الله خمینی در تفسیر سورۀ حمد خود به مزاح از به میان کشیدن "کفریات" سخن گفت؛ عملاً وادار به تعطیل درس و بحث اش شد.

قاعدتاً من در این عیبی نمی بینم که نحله ای، تفکر نحله ای دیگر را نپذیرد و رد کند. در عین حال، نپذیرفتن تمام یا بخشی از آراء آیت الله خمینی هم، حق هر فرد روحانی و غیر روحانی است. با این همه در مورد خاص آیت الله خمینی نوعی تناقض در بین برخی از حوزویان دیده می شود. آنها از یک سو، با تکیه بر بخشی از گفتارهای سیاسی آیت الله به عنوان کلامی مطلق و ابدی و ازلی، خواهان سخت گیری حکومت نسبت به منتقدان و رقیبان سیاسی و فکری خود می شوند و در همان حال، دیدگاه او در مورد عرفان و موقعیت عرفا را نادیده می گیرند و با عناوین تندی رد می کنند.
این رفتار طبعاً مصداق "یؤمن به بعض و یکفر به بعض" است که در مورد دستگاه فکری افراد بشر، محل هیچگونه اشکال و ایرادی نیست؛ اشکال آنجاست که همین رفتار هنگامی که از سوی رقبای اصطلاحاً "خط امامی" آنها، در پیش گرفته می شود؛ آنان را به تظاهر و ریاکاری و دروغگویی در وفاداری به اندیشۀ آقای خمینی متهم می کنند. 
البته این نوع بحث و نزاع ها به من چندان ربطی ندارد و فقط از باب نوعی جدل و نگرانی ناشی از بی احترامی و توهین برخی مقام های روحانی به مشایخ صوفی مورد احترام آیت الله خمینی؛ برای ورود به این بحث ترغیب شدم. 
حال که بحث به اینجا کشید؛ چه خوب است کسانی که به حوزویان مدعی تبعیت کامل از آیت الله خمینی که این روزها فریادشان علیه صوفی گری و عرفان گرایی بلند شده است؛ دسترسی دارند؛ نظر آنها را در بارۀ این دو فراز از سخنان آیت الله خمینی جویا شوند و نتیجه را در اختیار افکار عمومی قرار دهند.
فراز نخست: 
"قرآن مثل انسان می ماند، که یک موجودی است [که ] همه چیز دارد، منتها مثل یک انسان بالفعل می ماند. قرآن یک سفره ای است که خدا پهن کرده، برای همه بشر، یک سفره پهنی است هر که به اندازه اشتهایش از آن می تواند استفاده کند.... [قرآن ] یک سفره پهنی است که همه از آن استفاده می کنند؛ مثل اینکه دنیا هم یک سفره پهنی است که همه استفاده می کنند؛ یکی علفش را از آن استفاده می کند، یکی میوه را از آن استفاده می کند، یکی مسائل دیگر را استفاده می کند. از همین دنیا، هر یک، یک طور استفاده دارد، انسان یک طور استفاده دارد، حیوان یک طور، انسان در مقام حیوانیّت، یک طور، [و] هر چه بالاتر برود از این سفره پهن الهی که عبارت از وجود است، [بیشتر] استفاده می کند. قرآن هم این طوری است، یک سفره پهنی است برای همه، هر کس به اندازه آن اشتهایی که دارد و آن راهی که پیدا بکند به قرآن، استفاده می کند." (تفسیر سورۀ حمد؛ ص 169)

فراز دوم: 
"این عرفا و شعرای عارف مسلک، و فلاسفه هم، همه یک مطلب می گویند؛ مطالب مختلفه نیست. تعبیرات مختلفه است، زبانهای مختلفه [است.] زبان شعر، خودش یک زبانی است. حافظ، زبان خاصی دارد. همان مسائل را می گوید که آنها می گویند؛ اما با یک زبان دیگری. زبانهای مختلف است و نباید از این برکات مردم را دور کرد، باید مردم را به این سفره پهن الهی که قرآن و سنت و ادعیه باشد، دعوت کرد؛ تا هر کس به اندازه خودش استفاده بکند.‏

‌‏این مقدمه بود برای همه مسائلی که بعدها هم اگر پیش بیاید و عمری باشد که اگر ما هم یک وقتی یک احتمال دادیم، نگویید که این تعبیرات را شما آوردید دوباره در میدان، مثلًا دوباره [تعبیرات ] عرفا [را آوردید.] خیر، باید بیاید! مرحوم آقای شاه آبادی- رحمه الله- برای عده ای از کاسبها [که ] می آمدند آنجا، مسائل را همان طوری که برای همه می گفت، برای آنها هم می گفت. من به ایشان عرض کردم: «آخر این ها [که سنخیتی ندارند!]» گفت: «بگذار این کفریات به گوششان بخورد!» خوب، ما یک چنین اشخاصی داشتیم؛ حالا به سلیقه من درست در نمی آید که نمی شود گفت که این ها اشتباهات است." (تفسیر سورۀ حمد، ص 189) بعد از این سخنان، برنامۀ تفسیر سورۀ حمد آقای خمینی تعطیل شد.
ویرایش مطالب مربوط به ناشر است.

احمد زیدآبادی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان