کد خبر: ۱۳۸۱۰
تاریخ انتشار: ۲۴ دی ۱۳۹۸ - ۱۰:۳۴-14 January 2020
تلویزیون جمهوری اسلامی، خانه یکی از مسئولان بلندپایه نظام را نشان می دهد و خبرنگار از آن شخص مسئول سوال می کند، چرا برای خانه تان فرش نو خریداری نمی کنید؟
 او هم می گوید نیازی به فرش نو نیست، و اینچنین او بعنوان فردی زاهد پیشه و اخلاقی معرفی می شود در همان حال نهاد زیر نظر آن مسئول ده ها عمل دور از عدالت را مرتکب می شود. 

این ادبیات در رسانه های رسمی و ایدئولوژیک جا افتاده است و اخلاق فردی به حوزه اخلاق عمومی تسری داده شده است و اخلاق عمومی با معیارهای اخلاق فردی داوری می شود. هر بار درباره عملکرد سیستم مدیریتی یک مدیر یا مسئول سخن گفته می شود، فضایل اخلاقی در حوزه فردی او را برجسته می کنند و می گویند او نان و پنیر می خورد، خانه اش با گلیم مفروش شده است، اضافی کاری نمی گیرد، خانه ندارد و مستاجر است، اینها اگر چه ممکن است در حوزه فردی، آن مدیر را اخلاقی جلو دهد اما معیارهای داوری درباره سیستم مدیرتی او نیست.

برای تخریب مدیران و شخصیت ها نیز همین روش استفاده می شود، بجای آنکه عملکرد مدیریتی سیستم یک مدیر مورد نقد و بررسی قرار گیرد، تصاویر خانوادگی یا فیلم های خانوادگی او را پخش می کنند و او را فردی بی اخلاق جلوه می دهند و همین بی اخلاقی را به سیستم مدیریتی آن مدیر تسری می دهند و حال آنکه ممکن است سیستم مورد هدایت آن مدیر عادلانه باشد.

وقتی از اخلاق در حوزه بانکداری سخن گفته می شود آیا منظور این است که رئیس بانک مرکزی دارای فضائل اخلاقی است، یا سخن درباره ساختار و خروجی سیستم بانکداری است؟ ساختاری که نه اجازه می دهد رئیس کار غیر اخلاقی انجام دهد و نه اجازه می دهد خروجی های ساختار غیر اخلاقی باشد. رئیس بانک مرکزی می تواند فردی با اخلاق باشد اما همزمان سیستم بانکی رباخوارترین سیستم بانکی دنیا باشد.
اخلاق در حوزه فردی به رعایت خوب و بد در رفتارهای فردی توجه می کند و در حوزه عمومی به عادلانه بودن یا ناعادلانه بودن رفتار یک نهاد یا ساختار یا یک سیستم می پردازد. اخلاقی بودن وصف یک نهاد است یا وصف رییس یا مدیر یک نهاد؟ در نظریه های کلاسیک سخن از ویژگی های فردی بود، و سوال این بود که چه کسی باید حکومت کند؟ و ویژگی هایی برای رئیس یا حاکم شمرده می شد همین نگاه در نظریه های کلاسیک اسلامی هم ادامه داشت و در  بررسی معیارهای حاکم یا خلیفه به قریشی بودن، علم، عقل، بلوغ، عدالت و... اشاره می شد، بنابر رویکردهای مدرن، عدالت و اخلاق صفت سیستم شمرده می شوند، سیستم باید به گونه ای طراحی شود تا خروجی های آن عادلانه و اخلاقی باشند. البته فضیلت شخصی حکمران مهم است اما همین فضایل باید با معیارهای همه فهم تبدیل به قانون شده باشند.

 مساله اصلی در اخلاق عمومی کیفیت اعمال قدرت در مدیریت امور عمومی برای جلوگیری از اعمال نابجای آن است. در اخلاق فردی با کنترل نفس مواجه هستیم اما در اخلاق عمومی عدالت مساله اصلی است. آنچه در اخلاق عمومی مورد بحث قرار می‌گیرد آن است که چگونه می‌توان قدرت را برای اجرای عدالت به کار برد و از کاربرد نابجای آن جلوگیری کرد. در اخلاق عمومی حاکمیت قانون و کنترل قدرت راهکار اصلی است. 

تفکیک اخلاق در حوزه فردی و اخلاق در حوزه عمومی از مساله هایی است که می تواند به بازسازی اخلاقی سیستم ها کمک کند، در بررسی هر یک از سیستم های می توان این سوال را مطرح کرد که آیا این نهاد، ساختار، یا سیستم، اخلاقی طراحی شده است؟ با این تفکیک است که یک مدیر با فضیلت نمی تواند بگوید «اگر می خواستیم نگوییم کسی نمی فهمید

رضا تاران 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان