کد خبر: ۱۳۷۸۹
تاریخ انتشار: ۲۳ دی ۱۳۹۸ - ۱۰:۵۶-13 January 2020
بنده معمولاً در مراحل اوليه هر رخداد پيگير اخبار آن نيستم. زيرا با وجود فضاي مجازي و شبكه‌هاي اجتماعي چنان اخبار و تحليل‌هاي ضد و نقيضي منتشر مي‌شود كه خواندن آنها جز اتلاف وقت و نيز اغتشاش روح و روان نتيجه ديگري ندارد. 
بنابراين، صبر مي‌كنم تا ابعاد ماجرا روشن شود؛ بعد داوري يا اظهارنظر كنم.
ولي در اين مورد خاص قضيه متفاوت بود. چون برخي از نزديكانم پيگير ماجرا بودند، سعي كردم كه مسأله را حداقل براي خودم روشن كنم. هر چند نكته‌اي كه از ابتدا برايم قطعی می‌نمود، اين است كه دروغگويي در اين مورد عملي احمقانه است.

شايد دروغگويي درباره زندانيان عجیب نباشد، چون تجربه چنین دروغ‌هایی را علیه خودم داشته‌ام؛ زیرا كسي آنجا نيست كه حقيقت را برملا كند، خدا هم كه آنجا هست، ظاهراً در اين دنيا اقدامي نمي‌كند، همه را گذاشته براي آن دنیا، ولي اين مورد قابل كتمان نبود، و دير يا زود مسأله روشن مي‌شد. بنابراين، احتمال مي‌دادم كه مسئولين حقيقت را مي‌گويند، نه به اين دليل كه دروغگو نيستند بلكه به اين دليل كه گمان مي‌كردم شعور دارند كه در اين مورد دروغ نگويند. با اين حال پيگير ماجرا شدم.
بعدازظهر پنج‌شنبه يكي از مقامات بالاي دولت را در جمعي ديدم. اولين پرسشم در باره اتفاق ناگوار كرمان و سپس سقوط هواپيما بود. كس ديگري هم سوال نكرد. قدري درباره كرمان توضيح داد و در مورد هواپیما در یک كلمه قاطعانه گفت كه آن نقص فني بوده. آنقدر قاطع بود كه ترديدي نداشتم كه خودش هم همين‌طور فكر مي‌كرد!

شب در خانه بودم كه زنگ زدم به يكي از مسئولين هواپيمايي كشوري كه او را مي‌شناختم. جواب نداد. بعد خودش زنگ زد، معلوم شد كه همراه رييس هواپيمايي كشوري در صداوسيما بوده تا توضيح دهند كه چرا موشک نبوده! البته برخي توجيهات برای ذهن ساده قابل‌فهم بود، اينكه در هوا منفجر نشده، اينكه با شكم روي زمين آمده و در زمين منفجر شده، كه سوخت هواپيما كامل و پر بوده و... ولي خوب چند نكته را هم نگفتند. اينكه تركش‌هاي روي بدنه چه معنايي دارد؟ اينكه موشک حرارتي به موتور مي‌خورد و بدنه را دو نيم نمي‌كند. اينكه چرا صحبتي میان خلبان با برج مراقبت نيست و اينكه فيلم ويديويي موجود را چگونه توجیه مي‌کنند؟ او گفت رييس قاطعانه رد مي‌كند. درحاليكه من نظر او را خواسته بودم و او هم يک‌جوري صحبت مي‌كرد كه حدس زدم خيلي هم جدي نيست. 
طبعا بايد به من حقيقت را مي‌گفت. يا حداقل اظهار عدم‌اطمينان مي‌كرد و با اما و اگر حرف مي‌زد. حداقل به صورت ضمني به من مي‌گفت كه حاضر نيست قاطعانه اظهارنظر كند. چون هواپيمايي كشوري و وزارت راه حتما بايد از ماجرا اطلاع مي‌داشتند. البته مهم‌تر از آنها پدافند هوايي است كه بايد به طور قطع مي‌دانست كه چه دسته‌گلي به آب داده است. گذشت. و كمابيش شک داشتم؛ ولي هنوز فكر مي‌كردم كه اينها آنقدر شعور دارند كه خلاف واقع نگويند. بويژه تكذيب سخنگوي دولت را كه ديدم، بيشتر اطمينان يافتم؛ ولي هنوز پرسش‌هاي اصلي حل نشده بود.
بعدازظهر جمعه بود كه آقاي ربيعي زنگ زد. پس از یک احوال‌پرسي كوتاه گفت نظرت چيه؟ چه كار كنم؟ گفتم درباره چي؟ گفت کل ماجرا دروغ است. و آبروي من رفته است. جالب است كه ربيعي هم در ابتدا فكر آبروي خودش بود! البته حق داشت، زيرا ساختاري كه تا اين حد حتي به خودش بی‌رحم است؛ دليلي ندارد كه افراد به فكر آبروي آن باشند.
توضيح داد كه روحاني به او زنگ زده كه بخش‌هاي آخر اطلاعيه‌ات درست نيست. درحاليكه او مي‌گفت وزير راه و رييس سازمان هواپيمايي كشوري قاطعانه برخورد موشک را رد كرده بودند. گفتم بگذار فكر كنم، اطلاع مي‌دهم؛ ولي فعلاً چيزي نگو. نيم ساعت بعد چند بار زنگ زدم، تلفنش پاسخ نداد، دو ساعت بعد خودش زنگ زد كه به كلي بهم ريخته است، دو تا قرص خورده كه بتواند بخوابد. الآن هم دارد مي‌رود جلسه. ديگه چيزي به او نگفتم. فایده‌ای هم نداشت تا الان هم به توصیه من عمل نکرده است. ياد مشورتش افتادم كه پرسيد به من پيشنهاد سخنگويي دولت شده بپذيريم يا خير؟ ظاهرا تنها كسي كه به او گفته بود نپذير، من بودم. نه به دليل اينكه معتقدم نبايد به دولت کمک كرد، بلكه مي‌دانستم كه اين كار مشكلات خودش را دارد و حالا دچار آن شده است. دلم برايش سوخت. امروز هم دیدمش؛ بنده خدا گریه می‌کرد!

بلافاصله اقدام كردم و به همه رسانه‌هايي كه مي‌شناختم، پيام دادم كه مبادا روي نفي اصابت موشک كار كنيد. بطور ضمنی اصل ماجرا را هم گفتم. ولی چون گفته بودند که پس از جلسه شوراي امنيت بيانيه خواهند داد؛ گفتم منتظر خبرهایی باشید و تا آنجا كه مي‌توانستم، به همه گفتم صبر كنيد. قرار است مسئوليت بپذيرند.
 در اين ميان، از یک كانال ديگر هم اقدام كردم كه نتايج آن وحشتناک بود. آنان پيگيري كردند با نزديک‌ترين ارتباطات ممکن برای کسب خبر، بعد قاطعانه رد كردند كه اصولا قضيه مربوط به شلیک موشک باشد. و من هرچه بیشتر تعجب مي‌كردم که اين چه ساختاري است كه به خودي‌ترين نيروهايش نيز دروغ مي‌گويد. بعدا معلوم شد كه مسأله فراتر از دروغگويي است. دروغي در ميان نبوده. یک پنهان‌كاري ساختاري كه به مراتب بدتر از دروغگويي است! و هنگامي كه صبح شد، تمامي آوار آن ساختار فاجعه‌بار بر روي هم خراب شد، و اتفاقا بر روي اصول‌گرايان بيشترين خرابي را داشت.
به نظر من، مسأله فراتر از دروغگويي است. با یک ساختار معيوب و ناكارآمد مواجهيم. از همه جالب‌تر دستورات صادرشده قضايي براي برخورد با مقصرین ماجرا است. مسأله اساسي در این ماجرا حتی اصل دروغگويي نيست. 
مسأله اين است كه آيا ممكن است چنين اتفاقي رخ داده باشد و با گذشت سه روز به اطلاع بالاترين مقام‌هاي سياسي و نظامي كشور نرسيده باشد؟ آيا ممكن است سطوحي از عوامل اجرايي اين اشتباه را مرتكب شده باشند و آن را مسكوت گذشته و اجازه ندهند كه خبر ماجرا از دايره خودشان بالاتر رود؟ 
متأسفانه آنان كه به مردم پاسخ دادند براساس داده‌هاي ديگران اظهارنظر كردند. داده‌هايي كه گمان مي‌كردند صددرصد درست است، ولي دروغ بود. پنهان‌كاري نظام‌مند ريشه اين بحران است كه فراتر از دروغ است.
خيلي صريح بگويم، پيشتر در مورد قتل‌هاي زنجيره‌اي هم گفته بودم كه بي‌اطلاعي مسئولين از آن قتل‌ها، به مراتب بدتر از اين بود كه آن قتل‌ها به دستور مسئولين رخ داده باشد. اكنون هم بايد گفت بي‌اطلاعي از ماجرا در هر رده‌اي كه بايد مطلع باشد، به‌مراتب و به مراتب بدتر از اصل اين اتفاق است.

اين رويداد فاجعه‌بار به ما چند نكته را گوشزد مي‌كند. اول از همه اينكه فقدان رسانه آزاد؛ مادر تمام مصائب جامعه ايران است. رسانه‌اي كه نتواند در همه امور سر بكشد، بودش زيان‌بارتر از نبودش است. رسانه است كه بايد ثابت مي‌كرد اين اتفاق بر اثر شليک موشک رخ داده. ولي مسئول كدام رسانه است كه حتي فكر چنین چیزی را به ذهن خود راه دهد، چه رسد به آنكه به مرحله عمل در آورد؟ 
شايد بپرسيد چطور مي‌توانست ثابت كند. كافي بود مكالمات موجود و ضبط‌شده خلبانان ديگر كه شاهد شليک موشک بوده‌اند را به دست مي‌آورد. كافي بود با چند خلبان مستقل و كارشناس هوايي مستقل صحبت مي‌شد.
كافي بود كه امكان دسترسي به نظاميان مرتبط با واقعه را داشتند. كافي بود كه مي‌توانستند چند پرسش اصلي درباره اجزاي گوناگون ماجرا از جمله قطع ناگهاني ارتباط خلبان با برج مراقبت يا نحوه سقوط بدون كنترل را مي‌نوشتند. كافي بود كه شاهدان عيني جرأت داشتند حرف بزنند و روزنامه‌نگار آن را منتشر كند. همه اينها براي روشن شدن ماجرا كفايت مي‌كرد.و البته اگر چنین شرایطی بود، نه کسی جرات می‌کرد که دروغ بگوید و از آن بدتر، ۳روز پنهان‌کاری کند. حتی بعد از روشن شدن ماجرا هم دروغ گفتند و تغییر مسیر را بهانه کردند.
علي‌رغم آنكه مسئوليت كامل ماجرا را فرمانده پدافند هوايي به عهده گرفته است، ولي اين بخشي از ماجرا است. ازیک‌سو، بايد مسئوليت پنهان‌كاري سيستماتیک نيز روشن شود كه به‌مراتب بدتر از اصل اشتباه است. چون اشتباه گريزناپذير است، كم و زياد رخ مي‌دهد؛ ولي پنهان‌كاري و دروغ گفتن به مردم، آن هم در چنين مسأله‌اي غيرقابل‌پذيرش است و اشتباه نيست، بلكه يك برنامه و رفتار انتخاب شده است.
مسئوليت هواپيمايي كشوري و نيز وزارت راه در این ماجرا غيرقابل‌كتمان است. آنان نمي‌توانند بگويند كه به ما دروغ گفته شده است و از خود رفع مسئوليت كنند. آنان به شيوه‌هاي گوناگون قادر بوده‌اند كه دروغ بودن اين ادعاها را ثابت كنند. برج كنترل، خلبانان ديگر، شواهد تجربي و معاينه‌هاي مستقيم و نيز فيلم‌هاي منتشر شده را مي‌توانستند بررسي كنند، و حداقل بايد مي‌گفتند كه منتظر اعلام نتايج بررسي مي‌مانيم نه آنکه قاطعانه رد کنند.
دراین‌باره، سخن بسیار است باید در روزهای آینده گفت؛ ولی مهمتر از همه اقداماتی است که باید صورت گیرد.

عباس عبدی 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان