کد خبر: ۱۳۷۷۱
تاریخ انتشار: ۲۲ دی ۱۳۹۸ - ۱۴:۵۴-12 January 2020
به بهانه سالگرد مرحوم "مهندس مهدی بازرگان تبریزی"
به نظرم سالگرد متفکران را باید تبدیل به "کارزار اندیشه" کرد و این بزرگترین تجلیل از اندیشمندان است.
 ۳۰ دیماه مصادف با بیست و پنجمین سال رحلت بازرگان می باشد ولی آنچه مهمتر از یادآوری تقویمی درگذشت بازرگان است، سنتی است که او به آن "تعلق" داشت و ذیل آن "سنت فکری" کارنامه او و بسیاری از همراهان معاصرش قابل تبیین و تشریح است و از قضا در "وضعیت کنونی" ایران و جهان اسلام از اهمیت محوری برخوردار است. سنت فکریی که بازرگان (شریعتی و طالقانی و مطهری و ...) از دلِ آن برخاسته بود سه محور کلیدی داشت که جامعه ایرانی کماکان با آنها درگیر است و هر سه به انحاء گوناگون یکدیگر را به صورت تاریخی تقویت و تحکیم و توسعه و بسط داده اند و بی التفاتی به "حیث تاریخی" این سه محور کلیدی منجر به امحاء آنها نگشته است بل موجب شده است ملت نتواند استراتژی جامع و بدون سویه های احساسی در برابر این مثلث تاریخی (که چارچوب مدرنیته ایرانی و نوع ورود جهان اسلام به زمینه مدرن را تحدید و کژ کرده است) داشته باشد. آن سه محور کلیدی که به انحاء گوناگون مهدی بازرگان نیز درگیر آن بود و پروژه فکری خویش را بر آن ابتناء داده بود ولی به سرانجام نرسید چیست؟ 

آن سه محور کلیدی مشتمل بر "استعمار" و "استبداد" و "اصلاح باورهای دینی" است و برای فهم پروژه بازرگان و برای فهم وضع کنونی جامعه نیازمند فهم این سه ضلعِ مثلث قدرت تصغیر و تسخیر جامعه هستیم. به سخن دیگر، روابط جهانی استعمار پس از جنگ جهانی دوم و نهضت ملی نفت به اتمام نرسید بل ذیل نظام برتون وودز از چارچوب بریتانیایی-فرانسوی-روسی به سمت استعمار نو آمریکایی با چارچوبی امپریالیسمی تغییر شکل داد و هنوز جهان را-منجمله ایران را- تحت شدیدترین سیاستگذاریهای خویش تسخیر و تصغیر می کند. و اما استبداد؛ انقلاب ۵۷ منجر به تغییر نظام شد ولی نه فرهنگ سیاسی جامعه و نه فرهنگ قدرت در جامعه ایران دچار دگردیسی دموکراتیک نشد بل ابعاد استبداد رنگ و بوی مذهبی گرفت (و این دقیقا آغازیدنگاهی بود که اصلاحگران اسلامی به زعم خود آن را پالوده بودند) که کنش ملی و جمعی را بنیاداً منکوب مرجعیت فردی یا "قشر خاص روحانیت" می نمود. ضلع سوم، اصلاح باورهای دینی بود که به مثابه آبشخوری چیرگی استعمار نو و استبداد نو را توجیه مذهبی برای توده های مذهبی می کرد و نام آن را "فلاح" و "عاقبت به خیری" می گذاشت. 

این سه محور کماکان در جامعه کنونی به طرق مختلف یکدیگر را تقویت می کنند و از قضا امحاء آنها از ساحت کنش سیاسی نمی گذرد بل ریشه در باورهای توده های ایرانی و ملل گوناگون در جهان اسلام دارد که همگی به نوعی با استبداد و استعمار نو و باورهای مذهبیِ نااصلاح شده درگیر هستند.

 بازرگان بخشی از این سنت فکری بود که تلاش می کرد این مثلث تصغیر و تسخیر را با اکسیر اندیشه بشکند ولی چرا موفق نشد؟ نه تنها او موفق نشد بل سنت اصلاحگران دینی در جهان اسلام شکست خورد و اغلب یا به حاشیه رفتند یا وارد قدرت شدند و یا به زندان افکنده شدند و یا به غرب پناه بردند و نتیجه هر چهار استراتژی نابودی این سنت فکری اصلاحگرایانه در ایران و جهان اسلام شد. این به نظر من بنیادی ترین موضوع در جامعه کنونی ما می باشد که از قضا پاسخش از "جنس سیاست" نیست بل در ساحت تفکر باید به آن باز-اندیشید.


سید جواد میری


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان