کد خبر: ۱۳۷۲۷
تاریخ انتشار: ۲۱ دی ۱۳۹۸ - ۱۸:۰۲-11 January 2020
در این وضعیت نوشتن این کلمات سخت است؛ اما گمانم این است که باید از «برخی» روزنامه‌نگاران و صاحبان رسانه دفاع کنم.
منِ مخاطب هیچ دسترسی‌ای به واقعیت ماجرا نداشتم. شواهدی که در رسانه‌ها آمد، برای من قانع‌کننده نبودند. سیر شک و تردیدهایم را می‌نویسم. اولین لحظه‌ای که خبر هواپیما آمد، این تردید را داشتم که مبادا حرکت تروریستی باشد. پس از آن خبرها اندکی به سمت نفی رفت. وقتی جیک بهنامِ قلی‌پور در توییتر را دیدم که نوشته بود «تردیدی ندارم که حمله موشکی بوده» تردیدم به سمت حمله موشکی رفت. شواهدش قانع‌کننده نبود؛ اما تردیدبرانگیز بود. اما از آن جیک این «تردیدی ندارم» بیشتر برای من مهم بود تا چند تصویر. خیال می‌کردم این جیکش «تحلیل» نیست و «خبر» است. کسانی که می‌گفتند «حمله موشکی» است، جنسِ گفتن‌شان جنس خبر بود؛ این تردید مرا بیشتر می‌کرد.

نوبت به پاسخ‌های کسانی رسید که می‌گفتند «مشکل فنی» است. پاسخ‌های‌شان تا حدودی تردیدها را برطرف می‌کرد؛ اما نه کامل. خبرنگارانی که از اول وقت آنجا رفته‌بودند، می‌گفتند نشانه‌ای از موشک ندیده‌اند. نوع همکاری با رسانه‌ها برای بازدید از آنجا و حتی بعد دعوت از دیگر کشورها و حتی تکذیب قوی، مخاطبِ بی‌طرفی را که هیچ دسترسی به واقعیت ندارد، در تردید نگه می‌داشت و گاه به این سو و گاه به آن سو می‌کشاند. 

من ناآگاه در انبوه تحلیل‌ها و خبرها و نظر کارشناسان در مقابل این خبرها، روز اول تردیدم به سوی حمله موشکی بود. روز دوم بیشتر به سمت مشکل فنی رفت و روز سوم دوباره به سمت حملهٔ موشکی تردید داشتم. بیشتر دنبال «خبر» بودم. توی گروه‌هایی که گاهی دوستانی هستند که خبرهایی می‌شنوند، پیِ این بودم که آیا کسی از گوشه‌ای شنیده است که موشک بوده یا نه. این نیاز به جعبهٔ سیاه نداشت. بالاخره آن پدافند شلیک کرده است. توی میدان تیر سربازان، هر سرباز باید پوکه‌های فشنگ‌ها را جمع کند و حتی برای یک پوکه سخت می‌گیرند؛ چه برسد به یک موشک. روز سوم زمزمه‌هایِ مبهمی از این می‌شنیدم. من آن خبرنگار یا اهل رسانه را مثل خودم می‌بینم. آن هم مثل من بی‌خبر بود و یا حتی خبر دروغ شنیده بود. 

من و احتمالاً شما و خیلی‌های دیگر در تحلیل‌های‌مان آرزواندیشی می‌کنیم. این عادی است. بسیاری از کسانی که از «مشکل فنی» دفاع کردند، نه برای «توجیه» بود؛ بلکه شواهد بیرونی آنها را قانع نکرده بود و شاید آرزواندیشی هم به کمک آمده بود. جا، جای حمله به این‌ها نیست. خبرنگارِ منصفی که می‌رود آنجا و اثری نمی‌بیند و پیش خودش می‌گوید اگر چیزی بود، مرا راه نمی‌دادند و من هم که چیزی ندیدم، این مقصر نیست. مقصر کسی است که این خبرنگار را در بی‌خبری نگه داشته است و یا به او خبر دروغ داده است. هیچ جایی برای حمله به اینها نیست.

حساب این دوستان را از کسانی که همیشه توجیه‌گر ستمند، جدا می‌کنم. کسانی که پس از حادثه باز هم در حال قهرمان‌سازی‌اند و می‌خواهند ماجرا را تغییر دهند.

سید اکبر موسوی 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها