کد خبر: ۱۳۶۹۱
تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۹۸ - ۱۶:۲۲-08 January 2020
از تلخ‌ترین واقعیتای زندگی اینه که پدر و مادري که سال‌ها قبل از ما به دنیا اومده‌ن، منطقاً باید سال‌ها قبل از ما هم بمیرن.
آدم به خودش می‌گه (مثلاً) سی یا چهل یا هفتاد سالگی برای یتیم شدن و از دست دادنِ پدر و مادر سنِّ مناسبیه.

از قم خبر آوردن که مادرم رفته بیمارستان و «احیا» داره روش انجام می‌شه. ظرفِ ۲۰ دقیقه‌اي که خبر رو دادن تا وقتي تونستم با خودش صحبت کنم، بارها مردم و زنده شدم. دست و پاهام یخ کرده بود و نمی‌تونستم تکون بخورم از جام. حتی نمی‌تونستم دست کنم یه سیگار بردارم بکشم. تا صدای نازنینشو شنیدم و با گریه بهش می‌گفتم «مو دورِ صدات بگردُم.» و ناراحت می‌شد و می‌گفت «گوشی رو می‌کوبم زمین اگه تکرار کنی.» گوشیو چی‌کار داری تو اون بدبختی آخه؟

شرایطش پایدار شده. از سال‌ها پیش آسمِ مزمن داره و بعد از ۲۰ سال عود کرده؛ و ظاهراً بوی تندي بهش خورده بود و نفس‌تنگی گرفته بود و داستان شده بود.
شوهرخاله‌م وقتي «یتیم» شد نزدیک به ۵۰ سالش بود و باباش بیشتر از ۱۰۰ سالش بود. تو بغلِ خاله‌م گریه می‌کرد و می‌گفت «الآن می‌دونم بچه‌های علی چی می‌کشن.» بچه‌های علی یعنی من و خواهر برادرام. که بابامون وقتي رفت ۴۰ سالش بود و ما از شیش ماه تا ۱۳ سالمون بود.

اون روز به حرفش بسیار خندیدیم. امروز فهمیدم ابداً خنده‌دار نبود.

حسین شنبه زاده 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان