کد خبر: ۱۳۶۸۸
تاریخ انتشار: ۱۷ دی ۱۳۹۸ - ۲۱:۴۳-07 January 2020
وقتی شیرین، به مداین فرار می‌کند به امیدِ یافتنِ خسرو، در راه دچار سختی‌های بسیار می‌شود و موردِ حمله‌های متعدد قرار می‌گیرد.
عصراسلام: نظامی در اینجا افسانه‌ای را نقل و تفسیر می‌کند:

نپوشد بر تو آن افسانه را راز
که در راهی زنی شد جادوئی ساز

یکی آئینه و شانه در افکند
به افسونی به راهش کرد دربند

فلک این آینه وان شانه را جُست
کزین کوه آمد و زان بیشه بر رست

زنی کاو شانه و آیینه بفکند
ز سختی شد به کوه و بیشه مانند

(نظامی / خسرو و شیرین)

به‌رغمِ اکثرِ شاعرانی که تنها راهِ پیشرفتِ زن را تقلید از حرکاتِ مردانه می‌دانند، در این چند بیت، نظامی راه‌کاری روانکاوانه و جهان‌شمول و فراجنسیتی برای پیشرفت و بلوغ ارائه می‌دهد.

در اینجا افسانه‌ای می‌خوانیم که زنی شانه و آئینه‌اش را رها می‌کند و آیینه‌اش تبدیل به بیشه می‌شود و شانه‌اش تبدیل به کوه!

نظامی در تفسیرِ این افسانه می‌گوید اگر زن، ابزار ظاهرسازی‌اش را رها کند، بزرگ خواهد شد.

این مسئله، مسئله‌ای ساده نیست، بالاخص در مباحثِ فمنیستیِ امروز هم تأکیدی شدید به درون‌گراییِ زنان شده و زنی که تمامِ فکر و ذکرش آرایش و لباس و ظاهر باشد، فرصتی برای فکر کردن و عمق بخشیدن به اندیشه‌اش ندارد.

و این مسئله نه فقط راجع به زنان، که در مردان هم صحت دارد.

امروزه مسائلِ ظاهری، به خاطرِ ترویجِ فضای مجازی، جزوِ ارزش‌های هر دو جنس شده است و مردان هم به آراستنِ ظاهر آن‌قدر اهمیت می‌دهند که عملا از بلوغ و تعمق دور افتاده‌اند.

این نگرشِ نظامی که در آن قرونِ اولیه‌ی تمدن اسلامیِ ایران بیان شده، مطمئنا برگرفته از نگرشی قدیمی‌تر است که پژوهشی کامل را در رابطه با نگرشِ اندیشه‌ی ایرانی به بلوغ و پیشرفت زن، طلب می‌کند.

اندیشه‌ای که زنی را چون شیرین به عصیانی چنین بر می‌خیزاند که اسبِ شبدیز را که باد هم به گردش نمی‌رسد سوار شود و از خانه و کاشانه فرار کند و در راهِ عشق متحملِ دشواری شود و در این راه به بلوغ برسد، قطعا اندیشه‌ای ضد زن نبوده و زن را هم مانندِ مرد، مستعدِ پیشرفت و بلوغ می‌داند.

حتی در شاهنامه و سمکِ عیار هم که هر دو ریشه در اندیشه‌های پیش از اسلام دارند، زنانی شجاع هستند که شانه به شانه‌ی مردان، ژاندارک‌وار، در مبارزات پیروزی‌های عظیم به دست می‌آورند.

و مهم‌تر از همه این است که این بلوغ و پیشرفت را از صحیح‌ترین راهِ آن که ترکِ ظاهربینی و ظاهرسازی‌ست تبلیغ می‌کند.

این که دو نمادِ ظاهر که «آیینه» و «شانه» است را رها کرده و همان‌ها را به وسعتِ کوه و بیشه گسترده کرده است، نمادگراییِ رمزگونه‌ی نابِ ایرانی‌ست که حقیقتا عاشقانه دوست‌داشتنی‌ست و حسرت‌آمیز که این همه داستانِ مهم و کهن‌الگویی یا همان «آرکی‌تایپی» را فراموش کرده‌ایم و تبدیل به مشتی کودک شده‌ایم و قربانیِ خواسته‌هایی احمقانه.



کانال برکه‌ی کهن
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: