کد خبر: ۱۳۵۵۴
تاریخ انتشار: ۱۰ دی ۱۳۹۸ - ۱۴:۴۳-31 December 2019
چند سال قبل آقای مسعود بهنود در یادداشتی نوشت که در روز نهم شهریور ۱۳۴۲ «خطبۀ عقد شرعی» میان ابراهیم گلستان و فروغ فرخزاد خوانده شد.
 آن یادداشت هیاهوی فراوانی برانگیخت. از نوشتۀ آقای بهنود چنین برداشت شد که فروغ «صیغۀ» ابراهیم گلستان شده است و بسیاری رنجیدند. خواهر فروغ فرخزاد به‌تندی این سخن را رد کرد. آقای گلستان هم به‌صراحت ادعای بهنود را پرت و مزخرف خواند و گفت که هیچ‌وقت با فروغ به محضر نرفته و هیچ‌وقت چنین چیزی جایی ثبت نشده است. روایت مفصّل آقای بهنود پر از جزئیات است. یعنی بهنود همۀ این جزئیات را جعل کرده است؟ با توجه به مناسبات نزدیک بهنود با گلستان چطور جرأت کرده چنین جعل عجیب و خطیری بکند؟ نمی‌دانم.

    ماجرای ازدواج گلستان و فروغ  سخن سال‌های اخیر نیست و  بیخ دارد. سندی هست که نشان می‌دهد در آذر سال ۱۳۴۱ حرف ازدواج این دو نفر مطرح بوده است. سیمین دانشور در نامۀ مورخ ۱۶ آذر ۱۳۴۱ به جلال آل‌احمد از قول پرویز داریوش نقل می‌کند که ابراهیم گلستان از فروغ فرخزاد خواسته تا با هم ازدواج کنند ولی فروغ نپذیرفته است. با این‌همه فروغ رابطۀ عاشقانۀ گرمش را با گلستان ادامه داده است. 
  
     «شاید من [ =سیمین دانشور] به قول داریوش دارای تربیت بورژوایی و ایده‌های بورژوایی هستم. اما ابتذال و تحقیر وجود انسانی چه زن و چه مرد را هیچ‌وقت در عمرم دوست نداشته‌ام. و هميشه عقیده دارم که بدن و روح آدمی امامزاده‌ای است که متولی‌اش، یعنی خودش باید احترامش را نگه دارد و کنفت و کثیفش نکند. (اما باید گفت پناه بر خدا. خدا کند موقعیت‌هایی پیش نیاید که آدم را به چنین کنفتی و پستی سوق بدهد). اینها را ازین جهت می‌نویسم که داریوش از عشق فروغ به سختی دفاع می‌کرد. می‌گفت رفیق خودمان [گلستان] می‌خواسته است بگیردش اما او راضی نشده، اما عشقش را ادامه می‌دهد. اگر کسی به چنین فداکاری‌ای تن می‌دهد که نمی‌خواهد خانواده‌ای را به‌هم بزند، پس به‌راحتی می‌تواند به چنین عشقی هم خاتمه بدهد که به عقیدۀ من بیش از حد متزلزل کنندۀ خانواده‌ای است. اما همۀ اینها به من چه و از طرف دیگر به تو چه؟» (نامه‌های سیمین دانشور و جلال آل احمد، به کوشش مسعود جعفری، کتاب سوم، ص۲۸۸).

     می‌بینیم که دانشور اعتقاد دارد فروغ « فداکاری» کرده که پیشنهاد «ازدواج» گلستان را رد کرده و نخواسته همسر دوم او باشد و زندگی خانوادگی زن دیگری را ویران کند.همچنین سیمین از فروغ توقع دارد حالا که فداکاری کرده و با گلستان ازدواج نکرده به «عشقی» که میان او و گلستان هست نیز خاتمه بدهد چون آن عشق هم به اعتقاد خانم دانشور موجب تزلزل بنیان خانواده است. 
    دانشور ابراهیم گلستان را نیز به خاطر این عشق نکوهش کرده است. به این دلیل که با دل‌سپردن به عشق فروغ موجب آزار همسرش شده و به او ظلم کرده است. دانشور ذات عشق را ستایش می‌کند اما تقسیم عشق را ناعادلانه و غیرانسانی می‌داند. از فحوای حرفش چنین برمی‌آید که مسئولیت گلستان را در این ظلم و آزار بیشتر می‌داند. 

   دانشور به‌تکرار گفته با  همسر گلستان همدلی و «همدردی عمیق» دارد. خانم نویسنده آن روزها از بی‌وفایی آل احمد خشمگین و زخم‌خورده بوده اما تصریح کرده که نظرش دربارۀ ماجرای عشق فروغ و گلستان بر مبنای موضع «فمینیستی» اوست. تعریف خود از فمینیسم را هم روشن کرده است. گفته چون طرفدار حقوق زن و اعتلای حقوق زنان در هرکجای عالم است، «عشق» فروغ و گلستان را رد می‌کند (همان، ص۳۳۳-۳۳۵).
  
میلاد عظیمی/نور سیاه
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان