کد خبر: ۱۳۴۶۷
تاریخ انتشار: ۰۷ دی ۱۳۹۸ - ۱۰:۱۶-28 December 2019
من تا حالا فکر می‌کردم ما دهه شصتی‌ها نسل سوخته هستيم. امکانات تفريحی خاصی نداشتيم، نهايتا دايی‌ام با زير‌بغلش صدا در‌می‌آورد و به می‌گفت: بريد بگرديد پيداش کنيد!
عصراسلام: عمو‌ قناد و مسابقه محله داشتيم. يک برنامه‌ای هم بود به اسم بچه‌ها مواظب باشيد که مجريی‌اش خيلی بی‌عصاب و ناراحت بود و به بچه‌ها با عصبانيت می‌گفت: اگه دست‌تو بکنی توی چرخ‌گوشت، اين شکلی می‌شه! فهميدی يا نه؟!

اما هرچه بود من فکر می کنيم ما که کودکی‌مان در دهه ۶۰ و ۷۰ سپری شد، نسبت به امروزی‌ها وضعيت بهتری داشتيم.

من خودم کرايه تاکسی پنج تومنی و بليت اتوبوس يک تومنی و دلار ۳۰۰ تومنی را تجربه کرده‌ام. دهه هشتادی‌ها چی؟! فکر کنيد به دنيا که می‌آييد رئيس‌ دولت‌تان احمديی‌نژاد باشد. بعد با بنزين ۳۰۰۰ توماني و دلار ۱۴ هزار تومانی بزرگ شويد. لااقل ما يک چيزهايی را ديديم که برای نسل فعلی اصلا باورکردنی نيست. يعنی به يک بچه دهه نوديگی الان بگوييد بنزين روزگاری ۸۰ تومان بود، فکر می‌کند ديوانه‌ای چيزی هستيد. 

آن زمان که اينترنت نبود و وزير جوان هم نداشتيم که بازمزه‌بازی برای‌مان در‌بياوريد! يک وزير مخابرات داشتيم که آقای قرضی بود و نهايتا می‌گفت که تلفن را اشتباهی توي پريز برق نزنيم که بسوزد. يعنی تلفن اساسا آپشنی نداشت که نياز به لوس‌بازی داشته باشد. 
يک دو شاخه بود و يک شماره‌گير و يک‌گوشي تلفن! نهايت استفاده نامشروعی هم که می‌توانستيم از تلفن بکنيم، مزاحم شدن بود.

اما امروز که دهه هشتادی‌ها با پرايد ۶۰ ميليوني و بنزين ۳۰۰۰ تومانی و دلار ۱۴ هزار تومانی بزرگ می‌شوند، پيشاپيش بايد نگران دهه نودی‌ها باشيم. با اين سرعتی که مسئولان دارند تپه‌های اقتصادی را فتح می‌کنند، بعيد است آنها در آينده حتی شرايط امروز را هم باور کنند.

يعنی شما ببينيد يک نسلی چقدر می‌تواند بدشانس و داغان باشد که امروز ما برايش رويا بشويم. مثلا ۲۰ سال ديگر يک دهه نودی به افراد کوچک‌تر از خودش بگويد: آخ! شما يادتون نمياد يه‌زمانی بنزين مفت بود! دلار ۱۴ تومن بود، خونه متری ۲۰ ميليون بود! 

اما در آن دوره تاريخی شايد ما ديگر زنده نباشيم، چون حتی اگر از زلزله هم جان سالم به در ببريم، شک نکنيد سيل می‌آيد، از سيل قسر در برويم بدون ترديد آلودگی هوا به سراغ‌مان می‌آيد، از همه اينها هم فرار کنيم، در حين فرار تصادفات جاده‌ای به خدمت‌مان خواهند رسيد. 

ما در آن دوران يک گروهی هستيم که به‌خاطر يکی از دلايل فوق‌الذکر فوت شده‌ايم اما از نظر مردم آن دوران خوشبخت بوديم. مثلا می‌گويند: خوشی زده بود زير دل‌شون الکی به آلودگی هوا گير می‌دادن!. يکی ديگر فنجان اسپرسو را سر می‌کشد و می‌گويد: فکر کن مفت بهشون‌ پرايد می‌دادن، ناراحتم بودن؛ بببللللله...! ايرانيی جماعت همينه!

بعد همين هنرمندان و نويسندگانی که امروز تره هم کسی برای‌شان خُرد نمی‌کند و متهم به قلم‌به‌مزدی و هنربندی می‌شوند، در آن دوران برای خودشان کسيگی هستند. مثلا می‌گويند: ببين يه‌روزنامه‌ای بوده به اسم آرمان ملی، خراباتی اونجا می‌نوشته! واقعا دوران اوج طنزنويسی همون دورانه! حالا اگر روزنامه را ۵۰ سال ديگر‌ خوانديد، بالاغيرتا ما را ضايع نکنيد.

اصلا فيلم نيمه شب در پاريس جناب وودی آلن در همين رابطه است؛ اينکه انسان اساسا فکر می‌کند گذشته بهتر از امروز است. همين روزهای سخت ممکن است در آينده، رويای کسی باشد و يک نفر بگويد من عاشق اين بودم که سال۶۰ تا ۹۰ سن الانم بودم. 

يعني فکر کن احمدی‌نژاد رئيس‌جمهور بوده و هی با مردم شوخی می‌کرده، روحانی صبح می‌فهميده که بنزين گرون شده، يک وزيری داشتند که در اوج شرايطی که مردم الکی فکر می‌کردند سخت است، صبح به صبح بی‌مزه‌ترين شوخی‌ها را با اين جماعت نمک‌نشناس‌می‌کرده.

يعنی چون دغدغه‌های انسان به مرور زمان تغيير ميگی‌کند. مثلا ما همين الان عاشق گذشته‌ايم، اما نمی‌فهميم که يک زمانی انسان‌ها جان خودشان را به خاطر تب و طاعون از دست می‌دادند.

اصلا چرا راه دور برويم، دهه ۶۰ را که خيلی از مردم کشور همين الان در خاطر دارند؛ می‌رفتند توی صف بنزين و پنير می‌خريدند اما به خوشی از آن ياد می‌کنند. تازه يک‌سری فيلم هم مثل نهنگ عنبر می‌سازيم که گل و بلبل‌تر همه چيز را نشان بدهيم.

شما شک نکنيد در آينده با غرور و باد به غبغب‌گونه به يکديگر می‌گويند: ببين تهران چقدر دهه ۹۰ خفن بوده که شهردارش به شهردار سارايوو پيشنهاد حل مشکل آلودگی هوا رو می‌داده! چی بوديم و چی شديم!

شايد چون انسان کمال‌گرا و ايده‌آل‌گراست واقعيت‌های گذشته را انکار کرده و فقط به خوبی‌هايش نگاه مي‌کند. مثل دوران خدمت سربازی که انصافا دوره سختی است، اما همه پسرها هر خاطره‌ای که از آن تعريف می‌کنند می‌خندند و می‌گويند يادش بخير!

اينکه انسان عادت ندارد از لحظه و موقعيتي که در آن قرار دارد لذت ببرد و فقط سياهی‌ها را مي‌بيند، يک وجه ماجراست! اينکه گذشته را خيلی فانتزی و باحال می‌بيند هم يک‌بخش ديگر ماجراست.

همين که فکر کنيم در دهه ۶۰ دستشويی ته‌حياط بوده و آنقدر دور بوده که تا دوباره به خانه برسيم، دستشويی‌مان می‌گرفت! کافی است تا بفهميم واقعا همه چيز آنقدر باحال و گل و بلبل نبود!



فریور خراباتی
آرمان‌ملی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان