کد خبر: ۱۳۴۲۹
تاریخ انتشار: ۰۳ دی ۱۳۹۸ - ۲۱:۲۲-24 December 2019
یادداشت وارده/
به فرض که الان همه چیز دعوای زرگری بین کیهان و شوکران نباشد و واقعا کنج خانه غمباد گرفته باشی که وای، حقیقت ذبح شد و آزادی بیان سلب شد. به نظرت نمی آید این تنها وزشی از طوفان آن همه بادهاست که خودت با دست و قلم خودت کاشتی؟
مملکت هیچ مشکل مهمی ندارد و بنابراین خبر مهمی هم ندارد و در نتیجه آخرین خبر که از قضا مهمترین خبر روز هم شده است اینکه شبکه 4 صداوسیما (ظاهرا) به خاطر یک دانه خبر ویژه روزنامه کیهان مجبور شده است مصاحبه‌ برنامه شوکران با «شیرین هانتر» را از جدول پخش قلم بگیرد و زیر خاک کند.

فریاد واویلا از این و آن بلند شده است که یعنی چی آقا، مگر شهر هرت است، کیهان پیروز شد، شوکران به حلق شوکران فرو شد، و از این مسائل. انگار از اولش افتراق خاصی بین صداوسیما و روزنامه کیهان وجود داشته است. دست دودوزه بازها که رو است، ولی حتی برخی حواس جمع‌ ها هم یادشان رفته است که قضیه بیشتر شبیه این دست پشت آن دست زدن و نیشگون از خود هنگام خواب‌ زدگی است. دقیقا یک طرف قدرت نمایی می کند و طرف دیگر مظلوم نمایی. اصلا انگار این مهمترین چیزی بوده است که مخصوصا توی این اوضاع اخیر سانسور شده است.

بگذریم. بدتر از این حرفها، فراموشی تاریخی عجیبی است که بر این خبر مزخرف و این واکنش های مزخرف تر سایه انداخته است. ملت دیگر یک جورهایی چیز خاصی از دهه 80 یادشان نمی ‌آید. در مورد خبر سانسور شوکران، بسیار بسیار مهمتر از محرومیت ملت از فیض افاضات شیرین هانتر، فراموشی جمعی آنها در مورد «پیام فضلی نژاد» مجری شوکران است.

پیام فضلی نژاد ظاهرا اولش روزنامه نگار سکولار و اصلاح طلب بوده است، در اوایل دوران خاتمی. در پرونده بازداشت وبلاگنویسان او را هم دست به کاغذ می کنند و مستقیم از نزد قاضی مرتضوی به دفتر روزنامه کیهان می رود و می شود پسر خوب حسین شریعتمداری. سالها و سالها همین آقای پیام فضلی نژاد در کنار ابراهیم حاجی محمد زاده و حسن شایانفر و مهدی محمدی و سعید مستغاثی، با اسم و رسم خودش یا بی اسم و رسم خودش، درباره آدمهای مختلف، از سینمایی و دانشگاهی گرفته تا سیاسی و حوزوی مطالب افشاگرانه نوشت و به نوعی کار دست آنها داد.

همین الان دو جلد کتاب به نویسندگی پیام فضلی نژاد موجود است به نام «شوالیه های ناتوی فرهنگی» و «ارتش سری روشنفکران» که هزاران نسخه اش با نظر ویژه نهادهای خاص به عنوان فهرست ضروری مطالعاتی برای نوجوانان و جوانان دوره های ایدئولوژیک فروش رفته است و چاپ بالا برده است. توی این کتاب ها فضلی نژاد کلی خبر ویژه و البته مقدار بالایی چرت و پرت و دروغ نوشته است عین همین خبر ویژه ای که چهار روز پیش روزنامه کیهان درباره شیرین هانتر نوشت و به هم چسبانده است و کتاب در آورده است. عبدالکریم سروش، رامین جهانبگلو، سید حسین نصر توی این کتاب ها و نوشته ها حسابی کبود کبود می شوند. همان سید حسین نصری که این روزها در آخرین سری شوکران چشم در چشم او دوخته است و با او مصاحبه کرده است.

همان سالها فضلی نژاد راه می افتاد در دانشگاه های کشور و درباره زمین و زمان افشاگری می کرد، درباره شاعران و نویسندگان، و خواهان حذف اسم و رسم آنها از تمام مجاری رسمی می شد.

بعد حوالی سال 93 بود که فضلی نژاد یکهو از کیهان برید و نشریه ای راه انداخت به نام «عصر اندیشه». یعنی دیگر وقت بگیر بگیر گذشته است و الان وقت اندیشه است. یک وجهه روشنفکری برای این نشریه درست کرد مثل مصاحبه با آدم های نسبتا درست و حسابی این طرف و آن طرف، ایرانی و آمریکایی و اروپایی. اما سرمقاله های او در همین نشریه را هم که بخوانید، هنوز با یک کیهانی تمام عیار طرف هستید، هنوز اهل پرونده جمع کردن و خواهان بگیر بگیر و جمع کردن بساط آنهایی که او خوشش نمی آید.

خلاصه مثل اینکه کافی نباشد، یکی دو سال پیش، فضلی نژاد از عصر اندیشه هم پر کشید و یک برنامه در بهترین وقت شبکه 4 به او دادند به نام «شوکران». یعنی دیگر خداوکیلی این دفعه جدی است و قرار است یک آپدیت اساسی ارائه دهد و خلاصه شاهدش هم اینکه اسمش شوکران است و قضیه مثل مرگ و زندگی سقراط حیاتی است.

به هر حال،‌ به لطف حضور تعدادی مهمان معروف اما بی خطر و تعدادی سوال و جواب بی خطرتر، پیام فضلی نژاد تا حد زیادی موفق شد گذشته را از ذهن حاضران و غایبان آن سال ها پاک کند و به بسیاری از مخاطبان خود بقبولاند که الان دیگر یک روشنفکر حق طلب واقعی است. بگذریم که اتفاقا در همین برنامه هم، ثابت می کند ته وجودش مهر کیهان خورده است و پاک هم نمی شود.

اصل مسئله این است که پیام فضلی نژاد از لحاظ تحصیلات و سابقه علمی و حتی روزنامه نگاری، صلاحیت اجرای یک برنامه روشنفکری و آکادمیک را ندارد. تمام نوشته های او را اگر بخوانید، حتی یک برگ مطلب که از لحاظ استانداردهای همین مهمان ها قابلیت تایید روش شناختی داشته باشد پیدا نمی کنید. خود انتخاب او برای رویارویی با این چهره ها یعنی تعهد که باشد تخصص حرف مفت است. خود انتخاب او یعنی از قبل معلوم شده است کی با کی حرف بزند، حالا یک شیرین هانتر کمتر یا بیشتر چه فرقی می کند؟

اصل مهمتر مسئله اینکه به درک که چشم مردم به جمال دلربای «شیرین هانتر» روشن نشد. حرفی که دقیقا همه باید بیان کنند و معلوم نیست چرا بیان نمی کنند این است که: پیام جان! هیچ کس با تغییر و چرخش و مانور شما مشکلی که ندارد، اتفاقا خیلی هم خوب است که خودت را اصلاح کنی. فقط به نظرت یک توضیح کوچکی، یک ذکر سابقه ای، یک حدیث نفسی، به این همه کسانی که به خاطر سالها قلم فرسایی تو زندگی شان دستخوش حوادث ریز و درشت شده است، و صدها هزار نفر آدمی که هر روز در پایگاه ایدئولوژیکشان موظف به خواندن خبرهای ویژه ات در کیهان بودند و کتابهایت جزء فهرست مطالعاتی شان بود و نتیجتا حرف های تو درباره آن آدمها را مثل وحی منزل باور کرده بودند، بدهکار نیستی؟

به فرض که الان همه چیز دعوای زرگری بین کیهان و شوکران نباشد و واقعا کنج خانه غمباد گرفته باشی که های های حقیقت ذبح شد و آزادی بیان سلب شد. به نظرت نمی آید این تنها وزشی از طوفان آن همه بادهاست که خودت با دست و قلم خودت کاشتی؟ حالا که ملت فراموشی جمعی گرفته اند و یادشان نمی آید، لااقل دیگر مظلوم نمایی نکن!


* اردشیر دادپی


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان