کد خبر: ۱۳۳۳۲
تاریخ انتشار: ۲۸ آذر ۱۳۹۸ - ۱۵:۴۵-19 December 2019
۱.در «قصه های مجید» همه چیز به اندازه است. داستان زمان و مکان معینی دارد:بافت سنتی اصفهان در دهه شصت. اما نه نوستالژی زده است، نه عتیقه باز. بی بی و مجید زندگی فقیرانه ای دارند اما داستان نه از فقر، فضیلت میسازد(مانند بسیاری کارگردانان هم نسل پوراحمد) و نه سگدانی (ابد و یک روز، مغزهای کوچک زنگ زده و...)، بلبل زبانیهای مجید، محبت بی بی، وابستگی این دو به هم و... همه و همه حد نگه داشته و به اندازه اند و همین است که از «قصه های مجید» یک اثر ناب و درخشان سینمایی میسازد.
۲.چهره مجید یکی از مهربانترین و همدلانه ترین شخصیتهای معاصر ماست. نوجوان محرومیت کشیده ای که هرگز سر خم نمیکند. برخورد قاطعانه او را به یاد آورید با معلم ادبیات وقتی در پاسخ سوال «پدرت چه کاره است؟» معلم می‌گوید :«چه اهمیتی دارد که پدرم چه کاره است و چرا این سوال را همه میپرسند»

 یا واکنش او را به کت اهدایی شوهرخواهر و برخورد زننده همسایه خیاط. به گمانم از همین روست که مولف داستان عامدانه هیچ سخنی درباره سرگذشت پدر و مادر مجید نگفته است. مجید سربلندتر از آن است که نیازی به نمایش رنج بی کس و کاری او باشد.
نکته مهم در شخصیت مجید این است که او معمولا در پی چیزی است که هویت مردانه او را کامل کند: ورزش پهلوانی، کراوات، کت و... (البته این در مورد همه داستانها صادق نیست، مثلا داستان هندوانه یا میگو، در این موارد با یک داستان ناب بی جنسیت کودکانه مواجهیم). این جستجوی هویت مردانه معمولاً از طریق دستیابی به یک شی خاص مانند کراوات یا یک فعالیت ممکن میشود، اما گاهی نیز مجید به دنبال بازشناسی شدن از جانب یک مرجع اقتدار است: معلمها، مسئولین اردو و... . بر این اساس یکی از مهمترین ویژگیهای شخصیت مجید میل به مردانگی و پذیرش از جانب مراجع اقتدار مردانه است و از همین روست درگیری دائمی او با نقشهایی مانند ناظم. 
اما نکته مهم این است که مجید هرگز به این هویت دست نمی یابد و هر بار وقفه ای در تکمیل هویت او رخ میدهد. مراجع اقتدار نیز در نهایت ناامن، ضعیف و اخته اند. فراموش نکنید پایان داستان را: مجید برای دیدن دایی خود (شاید تنها مرد زندگی خود) برای نخستین بار به تنهایی به سفر میرود (مرد میشود) اما در نهایت با زندگی فروپاشیده دایی مواجه میشود و بازمی‌گردد: و دقیقاً اینجاست که مرد میشود و آزاد از قید اقتدار. «پدر مرده است» پس اکنون نوبت میل پسر است.

۳. در «قصه های مجید» هیچ چیز زیباتر از رابطه او و بی بی نیست و بی بی نمایش تمام عیار همان چیزی است که وینیکات به آن میگوید «مادر به اندازه کافی خوب». یعنی مادری که مهر میورزد و مراقبت میکند اما بچه را خفه نمیکند. محبت بی بی به مجید بی قید و شرط و بی دریغ است اما شرایط آزادی ایمن و کنش ورزی مجید نیز همواره فراهم است و از همین روست که در قسمت آخر مجید به تنهایی به سفر میرود (مستقل و بالغ میشود). بی بی می‌توانست یک مادر تیپیک ایرانی باشد: زنی که مسئولیت رهایی از تمام رنجهای یک محیط مردسالار (تندیهای پدر و برادر و شوهر و...) را بر دوش پسرش می‌گذارد و او را به همدردی با رنج خود فرامیخواند. و این دقیقاً همان کاری است که بی بی نمیکند. بی بی یک نقاشی است، یک پرتره و بی شک بهترین مادر تاریخ سینمای ایران.


 سیاوش طلایی زاده 

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان