کد خبر: ۱۳۲۹۹
تاریخ انتشار: ۲۵ آذر ۱۳۹۸ - ۲۰:۰۳-16 December 2019
ویژگی متمایز کننده ی هاوارد هاکس (هاوکس) نسبت به عموم کارگردانان سینمای کلاسیک ، دلبستگی او به اندکی سرخوشی و طنازی در پرداخت درام است.
در آثار اولیه اش که عموما غیر وسترن هستند این تمایل را بگونه ای ظریف و بطئی شاهدیم(مثلا در خواب بزرگ). در آثار میانی کارنامه اش سرخوشانگی و بی قیدی ای در پرداخت گره ها یا گره گشایی ها مشاهده میشود(ساختار گره گشایی پایانی رود سرخ را درنظر بیاورید) و در چند اثر پایانی، گاهی که ساختار قصه این مجال را به او میدهد(در چارچوب ایدئولوژی های غالب نطام استودیویی) و حتا گاهی که نمیدهد(یکبار ریوبراوو را ازین جهت بررسی کنید) ، به سمت شکل دادن به لحنی در مسیر بازیگوشی هایی که در آن زمان ساختارشکنانه محسوب میشد میرود. این بخش از آثار هاکس و اساسا تلاش او در ساخت بخشیدن به چنین فضاهایی بعدها اثری مشخص بر مؤلفانی نظیر سرجو لئونه گذاشت و یکی از پایه های تحولات لحن و بیان سینمایی در دهه های بعد را بنیان گذارد.

وجه برجسته دیگری از نوآوری ها و پیشگامی های او، تلاشهایش در حوزه میزانسن است. یکی از سکانسهای قتل در " صورت زخمی " (فیلمی که هشتاد و سه سال از ساخت اش میگذرد) ، که با افتادن پیکر مقتول در گوشه خیابان و نمایش دادن صلیب گونه ی پیکرش در مواجهه با سایه ی تیر عمودی کنار خیابان است، در بستر سینمای جریان اصلی، یکی از اولین دستاوردهای برتر میزانسن سینمایی ست. به همین شکل دستاوردها و کوششهای دیگرِ میزانسنیِ او در پیوند با نکته ای که درباره ی لحن سرخوشانه آثارش بیان شد، قابل بررسی ست.

 علی جاودان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها