کد خبر: ۱۳۲۶۴
تاریخ انتشار: ۲۴ آذر ۱۳۹۸ - ۱۳:۵۴-15 December 2019
یک فیلم هندی دارد از تلویزیون پخش میشود.
از همان فیلمهای کلیشه‌ای بالیوود که قهرمان مرد داستان، شاهزاده است و خودش نمیداند و قدرت بسیار دارد و با موز! رگ گردن دشمنان را پاره میکند و پوره میکند و شاخ های یک لشکر بوفالو را معلوم نیست چرا... ولی آتش میزند و ول شان میکند وسط صفوف منظم و به هم پیوسته دشمن.

خدا میداند چقدر هم هزینه‌ی ساخت این فیلم شده بود.
کلی دکور عالی ساخته بودند برای قصر پادشاه و چند صد نفر را لباس دوخته بودند و از حق نگذریم...قسمت‌هایی از فیلم را که با افترافکت (یا چه میدانم؟ هر برنامه دیگری) ساخته بودند،محشر بود!

نشسته بودم پای تلویزیون و حرص میخوردم که: چرا با این هزینه‌ها...یک فیلمنامه‌نویس جاندار و کاربلد را نمیآورند؟ چرا دست از این داستانهای شل و وارفته برنمیدارند؟ چرا و به چه جراتی آثار فاخر سینمای جهان را کپی میکنند و یک فیلم آبدوغ خیاری را بیرون میدهند؟
بعد فکر کردم که عجب ملت گیج و احمقی دارد این هندوستان!
نان ندارند بخورند، آب تمیز ندارند بنوشند، مستراح ندارند بروند و آن نان و آب نخورده را بطور بهداشتی دفع بکنند...بعد بلیط میخرند میروند داخل سینما و با ذوق و شوق این آشغالهای دوست نداشتنی را تماشا میکنند؟
گندشان بزند واقعاً، اگر سینمای ایران بخواهد همچین حرکتی بکند، ما مخاطبین فهیم و دانشمند ایرانی، تک به تک جامه های کارگردان و سناریست و ... را پرچم کرده و کوس رسوایی شان را مینوازیم.
راه به راه با سخنرانی های جنجالی مان در کافه ها
با کمپین های مفیدمان
با "اگه توعم مثله من فک میکنی فلانی باس بطوره رسمی از ما عزرخواهی کنه لایک کن" هایمان، مراتب اعتراض را اعلام کرده و کوتاه هم نخواهیم آمد!
.
بعد هم طبق معمول با هوش سرشارم به این نتیجه رسیدم که شاید هندی ها (برخلاف ما) انتظارشان از سینما فقط و فقط سرگرم شدن است.
شاید برخلاف ما "که از لحظه به لحظه زندگی مان برای آموختن استفاده میکنیم" نباشند.
شاید اصلاً میروند توی سینما تا چند ساعتی را از فقر و فلاکت و بیماری و هزار کوفت دیگر به دور باشند و قهرمان تماشا بکنند، رقص و آواز ببینند، و خیلی ساده، فقط کیف بکنند.
.
ما آنطوری نیستیم خدا را شکر!
ما دلمان میخواهد به فکر فرو برویم، غم عالم بریزد روی سرمان، تپش قلب بگیریم، تکان بخوریم اصلا (شاعر در اینجا چند بار میفرماید: تکان بده..عووعوووو...تکان بده)
کتاب خواندن مان هم اینطوری است ها...
عمرا اگر به یک کتاب ساده، با یک نثر روان و معمولی نگاه بکنیم.
یا اصلاً کتاب نمیخوانیم، یا فقط شاهکارهایی از بزرگان ادبیات جهان!
هرچه پیچیده‌تر بهتر.
بعد هم عکسی از روی جلد کتاب بعلاوه قهوه‌ای که از وجناتش پیدا است که شکر ندارد و دسته گل نرگسی که پشت ترافیک از آن کودک کار خریده‌ایم را میگذاریم توی اینستگرام و برای کپشن هم چند جمله از همان کتاب را تایپ میکنیم.
همین دیگر...فقط خواستم بگویم که ما خیلی خوب هستیم.
خاک عالم هم بر سر هندی ها با آن بالیوودشان!
بغیر از آمیتاب آچان البته
.
پینوشت: حسرت به دلم ماند که به یک نفر بگویم:"نویسنده مورد علاقه من هوشنگ مرادی کرمانی است." و دماغش را چین ندهد و نگوید: وااااا....کتابای پایولو کویولو رو نخوندی پس!


سمیرا یوسفی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان