کد خبر: ۱۳۰۷۲
تاریخ انتشار: ۱۵ آذر ۱۳۹۸ - ۲۲:۰۰-06 December 2019
اواخر فروردین ۱۳۲۹ محسن صدر (ملقب به صدرالاشراف)، دولتمرد روحانی‌زاده‌ای که سال ۱۳۲۴ نیز چند ماهی نخست‌وزیر بود، از سوی شاه مأمور شد جنازۀ رضاشاه را از مصر به ایران منتقل کند.
صدر فردی متدین و متشرع شناخته می‌شد و برای چنین مأموریتی مناسب به نظر می‌رسید. قرار شد جنازه از مصر تحویل گرفته، به مدینه برده شود و آنجا در مسجد حضرت رسول طواف داده شود، سپس از اهواز با قطار به تهران آورده شود، البته سر راه در قم نیز به حرم حضرت معصومه برده شود و یکی از علما بر آن نماز بخواند. وقتی خبر آمد قرار است پیکر رضاشاه را به قم ببرند اعتراضاتی ایجاد شد، به این دلیل که می‌گفتند رضاشاه ظالم بوده و نباید پیکر او را به حرم ببرند، اما این اعتراض را می‌شد واکنش بخشی از روحانیون به رخدادهای دوران رضاشاه دانست. شاه جوان هم می‌خواست از این رهگذر گذشته هر چه بوده فراموش شود.

اعتراض‌ها در قم باعث شد دو روحانی تبعید شوند. محسن صدر کوشید شاه را از این ایده منصرف کند، اما نشد. آیت‌الله حسین بروجردی که آن زمان رئیس حوزۀ علمیۀ قم بود محسن صدر را دعوت کرد تا با او گفتگو کند. آقای بروجردی با بردن جنازۀ رضاشاه به قم مخالف بود و استدلالی سیاسی (غیردینی) برای این نظر داشت: می‌گفت او تنها بر طلبه‌های حوزه نفوذ دارد و در قم روحانیون دیگری هم هستند، اگر جنازۀ شاه به حرم برده شود و کسی متعرض شود، تعقیب کردن فرد متعرض یک جور مفسده دارد و تعقیب نکردنش جوری دیگر. محسن صدر هم با این استدلال موافق بود، اما شاه باز هم متقاعد نشد.

هشتم اردیبهشت هیئتی از ایران برای تحویل گرفتن رضاشاه به مصر پرواز کرد، سه پسر رضاشاه، علیرضا، غلامرضا و عبدالرضا و تعدادی از افسران بلندپایه در این هیئت حضور داشتند، مسئول اصلی این مأموریت هم محسن صدر بود. چندی پیش که بحث بر سر پیدا شدن جنازه‌ای منسوب به رضاشاه داغ بود، در مورد کیفیت جنازه بحث‌هایی شد که اینجا بد نیست ببینیم محسن صدر دقیقاً چه توصیفی از جنازۀ شاه کرده است. او می‌نویسد: 

«... به مسجد رفاعی که جنازۀ شاه نزدیک قبور اجداد فاروق پادشاه در زیرزمین به امانت گذاشته شده بود رفتیم و بعد از بیرون آوردن از دخمه جنازه را از صندوقی که در آن نهاده بودند بیرون آوردند و کفن‌های متعددی که به جنازه پیچیده شده بودند ــ چون به واسطۀ دواهایی که برای مومیایی کردن جسد به کار برده بودند سیاه شده بود ــ کفن‌های نو به او پیچیدند و صندوق حاوی جنازه [را] که به واسطۀ رطوبت زنگ زده بود اصلاح کردند.»
 
آن زمان به دلیل جدایی محمدرضا شاه و فوزیه (خواهر ملک فاروق)، رابطۀ خاندان‌های سلطنتی ایران و مصر شکراب بود. اما بدرقۀ رسمی و باشکوهی از جنازۀ شاه انجام شد، از جمله طلاب و علمای الازهر حضور پرشماری در این مراسم داشتند. هیئت ایرانی از دریای سرخ به عربستان رفت. آنجا نیز استقبال رسمی و مفصلی انجام شد. چادری مهیا کرده بودند و جنازه را به آنجا بردند و قاریان قرآن می‌خواندند. ماه رجب بود و در دو روزی که هیئت ایرانی در مدینه بود تصمیم می‌گیرند حج عمره به جا آورند. محسن صدر آداب حج را به همراهان می‌آموزد و راهی مکه می‌شوند. او در این مورد خاطرۀ جالبی تعریف می‌کند؛ می‌گوید هنگام گفتن ذکر تلبیه (لبیک، اللهم لبیک...) برخی همراهان به گریه افتادند: «... انوشیروان سپهبدی که ریاست تشریفات دربار را داشت و احمد دهقان، مدیر مجلۀ تهران مصور (که یک سال بعد ترور شد) از شدت گریه به حالت غش افتادند.»

در مسجد حرم نبوی (ص) به امامت امام مسجد بر جنازۀ شاه نماز خواندند و بعد به جده و از آنجا با هواپیما به اهواز آمدند. به روایت صدر، جنازه به هر شهری می‌رسید مردمی سیاهپوش جمع می‌شدند گریه می‌کردند. می‌نویسد:


جنازه را از اراک به قم بردند و از عکس‌های برجا مانده از تشییع جنازه در حرم پیداست کار بدون سروصدا و کم‌فروغ انجام شد و تابوت بر شانۀ نظامیان حمل می‌شد. جنازه شانزدهم اردیبهشت به تهران رسید و در خاکسپاری رسمی در شاه عبدالعظیم دفن شد.

شرح مفصل‌تر انتقال جنازه را در کتاب «خاطرات صدرالاشراف» بخوانید، ص ۵۰۰-۵۱۱.
مهدی تدینی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان