کد خبر: ۱۲۹۹۸
تاریخ انتشار: ۱۱ آذر ۱۳۹۸ - ۲۳:۱۵-02 December 2019
مدتها است که می خواهم درباره این موضوع بنویسم و هربار به دلیلی نشده است. در واقع انگیزه نوشتن این مطلب از آن روزی شروع شد که گفتند شماره ای اعلام شده تا مردم خود عکس ها و گزارش های مربوط به بی حجابی و بد حجابی را ارسال کنند. 
بعدتر مربوط به خبری شد در خصوص اظهارات فرمانده انتظامی کرج که گفته بود ساکنین مجتمع ها خود بی حجابی ساکنین را گزارش کنند و کمی بعد هم مربوط به عکس یک روزنامه کیهان شد، که مقایسه‌ای کرده بود بین دخترانی که به استادیوم برای بازی تماشای فوتبال رفته بودند با دخترانی که به اربعین رفته بودند و امروز هم انگیزه ام از نوشتن این مطلب، راه پیمایی است که دو روز پیش خودجوش اما در واقع توسط نهادهایی خاص برگزار شد. 

مدتهاست می خواهم از خودمان بنویسم، از من و ما و از او و آنها، از اینکه چطور روز به روز بیشتر در مقابل یکدیگر قرار می گیریم، از هم عصبانی تر می شویم، وجودمان پر از نفرت از یکدیگر می شود و می خواهیم همدیگر را حذف کنیم. ما را مدتهاست که در مقابل یکدیگر قرار داده اند و روز به روز بیشتر از هم دورمان می کنند. در تمام این مدت به یاد داستانی تاریخی بودم که نخستین بار در یکی از رمان های الکساندر دوما خواندم. 

داستانی درباره قتل عام "سن بارتلمی"  که در آن قرار است با همکاری دربار فرانسه و پاپ، در یک شب پروتستان‌ها به طور دسته جمعی قتل عام شوند و برای این کار هم قرار به گذاشتن ضربدر قرمز بر روی در خانه‌های آنهاست. اما در این قتل عام گسترده به گواه تاریخ، فقط این پروتستان ها نبودند که کشته شدند، بلکه کاتولیک ها هم کشته شدند، مردم علیه مردم شده بودند، به روی هم تیغ می کشیدند، همسایه‌ای که از همسایه‌اش بدش می‌آمد، بدهکاری که بر درب خانه طلبکارش ضربدر قرمز کشید و الی آخر....

و امروز من می‌ترسم از رسیدن به این نقطه. این روزها به خودمان می نگرم و مرور می‌کنم آنچه که بودیم و آنچه که شدیم. ما چند پاره شده‌ایم، یکدیگر را گم کرده‌ایم، درونمان پر از خشم و کینه و نفرت است، به ما می‌گویند علیه یکدیگر گزارش رد کنیم، یعنی همان ضربدرهای قرمز را نه بر درب خانه ها که بر تن یکدیگر بکشیم. 

به خودم نگاه می‌کنم که روز به روز خشمگین‌تر می‌شوم و در داخل دسته عصبانی ها جای می‌گیرم. دسته‌ای که به این سوی جوی رانده شده‌ایم، دست غیر خودی ها، دسته‌ای که مردم خوانده نمی شود، دسته‌ای که برای اعتراض خود امنیت ندارد، با کمترین نوشته اش برخورد میشود و هر اتهامی به او زده می شود، دسته ای که سزای کم‌ترین نقدش زندان است، اختیار نوع پوشش خود را ندارد، بی‌کار است، نان ندارد، روز به روز بغضش عمیق‌تر می شود و اگر تلویزیونی که با مالیات و بیت‌المال همه ما اموراتش می‌گذرد به سراغش بیاید، برای اتهام خوردن یا اعتراف است و نه شهروندی محترم، آزاد و صاحب حق. 

حتما او هم از من عصبانی است، از اینکه امنیتش را خدشه دار کرده‌ام، به او گفته‌اند من مقابل خدا و پیغمبر ایستاده‌ام و این او را خشمگین می‌کند. او فکر می‌کند پول‌های سعودی و امریکا درخانه‌ی من است، او از حجاب من ناراضی است، از حرف زدن من، از خواسته های من... . 

اما این روزها ما که از این دایره خارج شده ایم نیز  از دست هم خشمگین هستیم، به روی هم پنجه می کشیم، به یکدیگر اتهام میزنیم و.... 

ما دیگر نمی‌توانیم به راحتی با یکدیگر صحبت کنیم، در مترو، در خیابان، در کوچه های شهر، به هم نگاه‌های خشمگین می‌کنیم، منتظر هستیم تا از دیگری آتو بگیریم تا پر از خشم و فریاد شویم و بر پیکر هم ضربدری قرمز بکشیم.
اما این جدایی، این خشم، این عصبانیت معلول رفتار ما نیست، ما نمی خواستیم این طور شود، این طورمان کردند، همان ها که هر روز به نحوی علیه ما نوشتند و عمل کردند، همان ها که خط کشیدند، همان ها که گفتند علیه هم گزارش رد کنید، همان ها که عده و گروهی رو سوگولی  و عده ای را هم خارج از دایره قرار دادند . مردم مقصر نیستند، مقصر آن دیگران هستند. 

این روزها پر از ترسم، ترس از شدت گرفتن این کینه‌ها و خشم‌ها، رشد عصبانیت و عمیق تر شدن این جدایی‌ها، و بیش از همیشه یاد جمله‌ی میرحسین موسوی می‌افتم که گفت "دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانه‌هایمان را قبله قرار دهیم". شاید این روزها باید بیش از هر زمانی یکدیگر را بیاییم، در کنار هم قرار بگیریم، باهم حرف بزنیم و اجازه ندهیم ملتی چند پاره و پر از خشم شویم، دست های هم را بگیریم، مردم علیه مردم نشویم، بر روی پیکر هم ضربدر قرمز نکشیم.

امتداد/ ریحانه طباطبایی 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان