کد خبر: ۱۲۹۹۲
تاریخ انتشار: ۱۱ آذر ۱۳۹۸ - ۲۲:۲۸-02 December 2019
رامین معتمدنژاد، اقتصاد دان ایرانیِ ساکن فرانسه مقاله درخشانی دارد درباره اقتصاد سیاسیِ ایران در دوره پس از انقلاب
. او در این مقاله نشان می دهد که با مفاهیمی مثل سرمایه داری دولتیِ نمی توان به فهم درستی از مناسبات اقتصاد سیاسی ایران دست یافت

معتمدنژاد با تحلیل روندهای اقتصادی در چند دهه اخیر نشان می دهد که برای شناخت سازوکارهای اقتصادی در ایران، لحاظ کردن پیوندِ میان ساخت و ماهیت دولت در ایران، شبکه های حامی پروری نهادینه شده در آن و ملاحظات ایدئولوژیک گریز ناپذیر است. در نهایت اشاره می کند که « در مجموع، مي توان گفت که سرمايه داري ايرانِ امروز نه دولتي است نه بازارمحور، بلکه نظامي اقتصادي است که بخش هاي مختلف آن (سرمايه صنعتي، تجاري، پولي، بانکي، مالي، سرمايه مستغلات و نيز سرمايه واسطه گر) حلقه هايي از يک زنجيره منسجم و تفکيک ناپذير را تشکيل مي دهند : يک سرمايه داري شبکه اي، انحصاري و «سازمان يافته» که يوتوپياي «اقتصاد آزاد» قادر به تبيين آن نيست». 

معتمدنژاد در تعریفِ سیاست های نئولیبرالی هم به فراتر از دوگانه اقتصاد دولتی/ اقتصاد بازار آزاد می اندیشد. سال گذشته در سخنرانی ای اشاره کرد که نئولیبرالسیم مجموعه سیاست هایی است که « به فقیرتر شدن طبقه کارگر» و «تضعیف طبقه متوسط و اضافه شدن آن به طبقه پایین» منجر می شود. مسئله دیگر این نیست که سهم دولت از اقتصاد چقدر است؟ اقتصاد دولتی است یا نه؟ مسیر سیاست های اقتصادی معطوف است به دوقطبی کردنِ بیشتر جامعه و تضعیف هرچه بیشتر طبقات پایین. و این همان اتفاقی است که در ایران رخ می دهد. 

در همه این سال ها، مخالفین ایده نئولیبرالیسم با ارجاع به اینکه درصد قابل توجهی از اقتصاد ایران در دست دولت است منکر سیاست های نئولیبرالی می شدند. حالا با در نظرگرفتنِ رخدادهای چندسال اخیر می شود درک بهتری پیدا کرد از این سیاست ها. دولت در ایران، در مواجهه با بحران های اقتصادی، و در میان شقوق مختلف کنش، همان هایی را انتخاب می کند که به ضرر طبقات پایین جامعه است. وقتی قرار است از هزینه ها کاسته شود، به جای طرح ریزی نظام مالیات گیری مناسب، اصلاح نظام بودجه، یا بازاندیشی در سیاست خارجی، بلافاصله رو می کند به اقلام و کالاهای اساسی، برداشتن سوسبیدها و به قول خودش نزدیک تر ساختن قیمت به قیمت بازار آزاد؛ یا دست کاری نرخ ارز، هدایت سرمایه های مردم به بخش های مختلف و کاستن از ارزش آن ها. در همه این موارد به صورت مقطعی از بحران خود می کاهد، به فربه کردن نیروها و نهادهای نزدیک به خود می پردازد. تا بحرانی دیگر و تکرار این الگو. 

این وسط گویا دولت مردان عطای چیزهایی مثل مشروعیت و یا سال انتخابات را به لقایش بخشیده اند. نتیجه این منطق معلوم است:  تهی دست شدن هرچه بیشتر بخش هایی زیادی از شهروندان، سلب مالکیت و ارزش زدایی از دارایی های آن ها و هزار بحران دیگر. یک دهشت تمام عیار. 

محمد هدایتی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان