کد خبر: ۱۲۹۸۲
تاریخ انتشار: ۱۱ آذر ۱۳۹۸ - ۱۸:۲۶-02 December 2019
لباس شخصی به مثابه یک مفهوم "تودستی" «Readiness-to-hand» نسبت قدرت حاکمه و مردم را نشان میدهد. این وجود تودستی با توجه به "اهتمام¬های عملی" «Practical Concern» و با نظر به نیازهای قدرت حاکمه به این وجود تودستی به منزلۀ مخزن و سرمایه ای برای رفع حوائج برای بقای حاکمیت لحاظ میشود.
 این وجود "تودستی" در چنین اهتمام هایی "تودست" شده است، ودر قلمرو اهتمام عملی حاکمیت به یک قلم از جملۀ اقلام تودستی تبدیل شده است. موجود تودستی در نگاه ابزاری انسان، درون نظام کاملا ابزاری که اهتمام های عملی حاکمیت آن را آفریده تقرر می یابد. هیدگر مثال چکش را میزند. چکش در نظام ابزاری و در زیست جهان یک "نجار" صرفا وسیله ای برای کاری است و حیث شیئیت و "پیش دستی" «presence-at-hand» آن پوسیده می ماند. بیاییم لباس شخصی را یکبار به مثابه "وجود پیش دستی" نیز لحاظ کنیم.

لباس شخصی در برابر ما ایستاده ست و ما نیز به طریق جزیی با آن نسبت داریم، چراکه نمی توانیم بطور کامل آن را به عالم خود درآوریم. لباس شخصی "دیگر" است و من نیز "دیگر". این تلقی از لباس شخصی را در لسان هیدگر و همسخن با او تلقی "پیش دستی" می نامیم. لباس شخصی وجود "پیش دستی" دارد و توجه ما به آن صرفا از حیث حاضر بودن و موجود بودن در پیش رو است. در تلقی پیش دستی از لباس شخصی، نه مهری هست و نه کینی. نه مدحی هست و نه ذمی. لباس شخصی هست، چون دربرابر ما ایستاده است.

اما کدام تلقی از این موجود مقدم بر دیگری و بنیادین است ؟ هیدگر میگوید "وجود تودستی"، مقدم بر "وجود پیش دستی" و بنیاد آن است. او در مثال "چکش" (که شباهتی به مورد ما دارد) میگوید؛ وقتی هرروز از چکش استفاده می بریم برای ساختن یا خراب کردن چیزی، بی آنکه بدانیم در مقام ناخودآگاه بدان علم حضوری داریم. به محض اختلال در کارکرد چکش، ناگهان به خود چکش التفات می یابیم و آن را در ساحت "پیش دستی" و حی و حاضر که بی هیچ کارکرد و سودمندی در مقابل ما ایستاده، علم حصولی می یابیم. این بدان معناست که اشیاء در تلقی ابزاری یا همان تلقی تودستی، بی آنکه در خودآگاهی باشد، مورد استفاده قرار میگیرد یا به کار میرود. یعنی قبل از اینکه معلوم ما باشد، ابزار کار ماست و اگر خللی در جریان کار و نقصی در ابزار پیدا نشود، چه بسا که به آن هیچ توجهی نداشته باشیم و هرگز التفاتی به ساحت "پیش دستی" آن نیابیم.

ابزاری بودن مشخصه اصلی "وجود تودستی" است. یعنی هرگاه موجودات از وجه وجود تودستی خود لحاظ شوند، وجود دیگری غیر از این ابزار بودنشان ندارند، یعنی ماهیت آن، برای حاکمیت همین ابزار بودن است. وقتی به خود لباس شخصی نظر میکنیم، خصلت ابزاری بودن خود را نشان نمی دهد، ولی هویت لباس شخصی ذاتا همین ابزار بودن آن است. لباس شخصی چیزی است برای سرکوب مردم، اما این را نباید چنان تصور کرد که گویی لباس شخصی موجودی مستقل از مردم است.

موجودیت لباس شخصی فقط در شبکه روابط درونی مردم معنی دارد و به این اعتبار موجودیت او صرفا "تعلق" «Belonging-to» است. با این بیان، لباس شخصی بودنِ لباس شخصی ها، صرفا از نسبتی که با مردم دارد استنباط میشود. لباس شخصی در اثر "درگیری" «Involvement» و تعلق خاطری که به این شبکه مردمی دارد، بدل به ابزار میشود.

این شبکه درونی میان مردم، که هریک به نوبه خود میتوانند بدل به ابزاری شوند، مفهوم "عالم" «World» را میسازد. لباس شخصی به مثابه یک وجود تودستی، درون شبکه ای از روابط است که درون این شبکه همه چیز به مثابه ابزار و وجود تودستی، معنا و مفهوم می یباند. لباس شخصی از این منظر تقدیر ذاتی همه مردم است. مردم همه درون این شبکه ابزاری با او سهیم هستند و در حقیقت خود او هستند. در تلقی تودستی از لباس شخصی و ایضاً همه مردم، هیچ کسی نیست که لباس شخصی نیست.

پرسشی که باقی می ماند اینکه، چگونه میتوان به دیدار اشیاء در ساحت وجود پیش دستی آنها رفت؟

اکبر جباری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان