کد خبر: ۱۲۹۶۴
تاریخ انتشار: ۱۱ آذر ۱۳۹۸ - ۱۳:۱۱-02 December 2019
دورۀ فرمانروایی دو ایلخان بزرگ غازان‌خان و اولجایتو دوران طلایی و درخشان عصر ایلخانی به شمار می‌رود.
عصراسلام: با وجود حکومت بیگانگان در سرزمین ایران، از لحاظ تأسیس بنیادهای خیر و حوزه های بزرگ علمی و دارالعلمهای معتبر و اعزاز و اکرام و ترفیه حال علماء و متصوفه و تشویق اهل حرفه و صنعت و رونق تجارت و فلاحت و عمران و آبادی بلاد و اعطای آزادی مذهبی و تأمین رفاه مردم و وضع قوانین مفید و مترقی در مسیر تنظیم روابط اجتماعی و اقتصادی و تعدیل مظالم دیوانی و طبقاتی از ادوار استثنایی و منحصر بفرد در تاریخ میهن ما محسوب می‌شود. 

جلوس این دو سلطان بر تخت سلطنت بی تردید حد فاصلی بین دو دوره مشخص عصر مغول بلکه نقطه عطفی در تاریخ ایران به شمار می‌رود.

دولت ایلخان از آغاز سلطنت غازان رنگ ایرانی کامل به خود گرفت تا جایی که می توان دولت و روزگار غازانی را در طول تاریخ ایران اسلامی تا آن زمان نخستین سلطنت و دولت معظم ایرانی و دارای مشخصات و ویژگیهای استثنایی و منحصر بفرد دانست و از لحاظ وسعت و عظمت و جلال و رونق با دورۀ ساسانیان و از نظر وحدت جغرافیایی و استقلال سیاسی و اجتماعی با عصر صفوی مقایسه کرد. 

حکومت غازان و اولجایتو نسبت به جامعه و محیط ایران سرشت بیگانه نداشتند و از معایب دوران ایلخانان پیشین یعنی هلاکو تا بایدو( بخصوص آباقا و ارغون) و نقطۀ ضعف بودایی یا مسیحی بودن مبّرا بودند. 

نرمی و انعطاف و مساعدتی که از غازان و محمد خدابنده در مورد اسلام و اجرای قوانین شرع مبین به ظهور رسید و روش عدم تعصبی که در دربار ایلخانان بزرگ مغول نسبت به مسائل مذهبی اتخاذ شد و کم کم در سراسر اجتماع بسط یافت و مقدمه دگرگونی اساسی گرایش مذهبی جامعۀ ایران در سده‌های آینده فراهم ساخت از پشت عینک بدبینی محض نسبت به مغول و حکومت مغول بسی شگفت آور و مستعبد می‌نماید.

بنابراین از تاریخ جلوس غازان و اولجایتو تا انقراض سلسلۀ ایلخانان ایران آئین اسلام و بعد تشیع مذهب رسمی دولت و حکومت ایلخانان بر اساس شرع و آداب اسلامی مبتنی گردید و اطاعتی که تا این تاریخ ایلخانان ایران نسبت به قاآن خان بالیغ داشتند، از میان رفت و به تدریج رابطۀ بین خان بالیغ و دربار ایلخانی مقطوع گردید.


توجه غازان به دین اسلام

غازان خان که تربیت یافته جدش آباقاخان و بعد دو بخشی بود، از هوش بسیار بالایی برخوردار بود، بنابراین در حقیقت ادیان و ملل دیگر تفکر می کرد، هنگامی که در خراسان توسط امیرنوروز به دین محمّدی نظری افکند، شیخ صدرالدین ابراهیم حموی ملازم شاه بود و پیوسته در رکابش حضور داشت و غازان خان هر آنچه در مورد اسلام سوال داشت از وی می پرسید و هر دفعه انوار ایمان در ضمیرش قوت می‌یافت و می‌گفت: حقیقت آنکه اسلام دینی بغایت متین و مبین است و معجزات پیامبر (ص) در روزگار واضح و ظاهر است، و اما عبادت بتها از عقل و دانش به دور است و سر بر جماد و زمین گذاشتند جهل است. 

بنابراین بر خلق و عموم مسلمانان واجب است که بت پرستی را کنار بگذارند. بنابراین غازان در سال ۶۹۴ ه.ق به حضور شیخ بزرگ صدرالدین ابراهیم حموی رفت و کلمه توحید را به زبان آورد و مسلمان شد و به عبادت مشغول گردید. بعد از آن به تمام سادات و ائمه و مشایخ صدقات فراوان داد و دستور به ساخت مساجد و مدارس و خانقاه‌ها داد. 

اما بر کسی پوشیده نیست که اسلام و ایمان غازان خان از سر صدق و اخلاص بود و از ریا مبرا بود و با وجود قدرت، پادشاهی جبار نبود.

غازان خان برای تثبیت قدمی که برداشته بود و آن در حقیقت آغاز یک دوره جدید بوده است او دستور داد که کلمۀ شهادت را به جای نام و القاب خاقان روی سکه ها حک کنند. بعد از آن ایلچیان، یرلیغ ها از طرف غازان خان به اطراف ممالک اسلامی روان شدند و به مردم، رسمی شدن دین اسلام را اعلام کردند. گرایش سریع و روزافزون غازان به سمت فرقه تشیع، روحانیان و بزرگان سنی مذهب را سخت به وحشت انداخت.

تشیع اولجایتو

از کسانی که در تشیع اولجایتو نقش داشتند امیر طرمطاز از سران شیعه لشکر خان بود، از دیگر کسانی که سلطان را به تشیع راغب می کرد، سید تاج الدین آوجی از وزرای با تدبیر اولجایتو بود. لیکن در زمستان سال ۷۰۹ ه.ق مولانا نظام الدین برای رسیدگی به اوقاف به آذربایجان رفت و سلطان نیز به بغداد رفت، وقتی به آنجا رسید به زیارت امیرالمومنین و اماکن دیگر رفت. 

شب خوابی دید که در جهت تقویت مبانی اسلام بود، و چون آن خواب را با علماء در میان گذاشت، آنان گفتند که بزرگداشت و نیرو گرفتن تشیع است و نشان از عقیده و راه پسندیده سلطان است. روز بعد تمام لشکریان را خواست و از آنها خواست که به تشیع روی آورد و آنهایی که نمی‌خواهند، از منصب خود کناره‌گیری کنند. بعضی‌ها بخاطر جاه و جلال و بعضی دیگر به تقلید آباء و اجداد خود خلاف میل باطنی به این دین روی آوردند. 

سلطان نیز دستور داد که به نام دوازده امام خطبه خوانده شود و به نام آنها سکه زدند و افزودن نام علی (ع)، حسن و حسین بجای نام خلفاء راشدین بر سکه‌ها در تمام ممالک ایران، همچنین در اذان جمله « حی علی خیرالعمل» افزوده شود.

بعد از آن دستور داد از تمام ممالک ایران ائمه شیعه در محضر او حاضر کنند. چنانکه جمال الدین مطهرحلّی که مردی فقیه و از دانشمندان بزرگ شیعه بود به همراه پسرش فخرالدین و جمال الدین ورامینی سنجار و ... شاه از میان آنها جمال الدین مطهر را پسندید و به ملازمت خود گرفت و از بقیه خواست به موطن خود بازگردند. 

چنانچه در مناظره و مباحثه مسائل فقهی و کلامی، خواجه با دلیل ثابت می کرد که کسی جزء علی و اهل بیت از استخوان حضرت رسول نیست و بقیه از صحابه و بیگانه هستند. واین چنین ادله های محکمی، اولجایتو را در تثبیت و قبول تشیع راسختر کرد.


 
سمیرا بهزادی
کتابشناسی
۱. اشپولر، برتولد، تاریخ مغول در ایران؛ محمّد میرآفتاب، چ هفتم. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۰.
۲. اقبال آشتیانی، عباس/ پیرنیا؛ حسن، تاریخ کامل ایران، دوره پهلوی باقرعاقلی، تهران: انتشارات نگاه، ۱۳۷۶.
۳. اقبال آشتیانی، عباس؛ تاریخ مغول، تهران: انتشارات ساحل، ۱۳۹۰.
۴. بیانی، شیرین؛ دین و دولت در ایران عهد مغول، جلد دوم، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۸۱.   
۵. بیانی، شیرین؛  مغولان و حکومت ایلخانی در ایران، تهران: سازمان مطالعه و تدوین علوم انسانی و دانشگاهها (سمت)، ۱۳۷۹.
۶. مرتضوی، منوچهر، مسائل عصر ایلخانان، تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، ۱۳۸۵.

مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان