کد خبر: ۱۲۹۶۱
تاریخ انتشار: ۱۱ آذر ۱۳۹۸ - ۱۱:۱۲-02 December 2019
پس از آنکه مغولان دین اسلام را پذیرفتند، حقوق زناشویی مغولی جای خود را به فقه اسلامی داد.
عصراسلام: غازان خان برای طلاق مقررات تازه ای وضع کرد و طلاق غرض ورزانه را ممنوع نمود. با وضع این قوانین و دستورات دقیق دربارۀ زناشویی دوباره، مغولان به رسوم متداول ازدواج در ایران نزدیک شدند.

اما وضع و موقعیت زن نزد مغولان به مراتب آزادانه تر از نزد اعراب بوده است. زنان مغول و همسران بزرگان مغول خصوصاً زنان اصلی فرمانروا، برای خویش خیمۀ اختصاصی داشتند و می توانستند در درون آن آزادانه زندگی کنند.

زنان مغول نه تنها وقتی که رسماً نایب السلطنه یا فرمانروا ( ساتی بیک) بودند، بلکه حتی در مواقع دیگر نیز در امور دولت دخالت می کردند و به تناسب شخصیتشان در این راه نفوذ می یافتند. مغولان ظاهراً این نوع دخالت را صحیح می دانستند. 

زنان خانوادۀ خان نه تنها سفرای خارجی را به حضور می پذیرفتند بلکه در مراسم گوناگون، از جمله تشریفات انتخاب خان مغول شرکت می کردند، اما این طور به نظر می‌رسد که آنان در مجامع عمومی اجازه سخن گفتن و دادن دستور و پند و نصیحت را نداشتند.

موقعیت ممتازی که زنان نزد مغولان داشتند و در قانون گذاری آنان انعکاس یافته بود، در ایران بی تأثیر نماند، نقشی را که زنی چون ترکان خاتون در فارس به عهده گرفت، و این واقعیت را که زنی حتی به اتابکی فارس رسید.

نکته ی دیگر آنکه خاتون های مغول، دارای مال و املاک زیادی بودند، همچنان که در طول حیاتشان اختصاصاً مالکیت دارایی خود و چگونگی دخل و تصرف در آن را در اختیار داشتند و پس از مرگشان نیز اموال آنان به خاتون ها و یا سلاطین دیگری میرسید. اعتبار فرزندان بنا به رسم مغول بر مادرانشان بود. مادر هر شخصی که بزرگ تر بود فرزند آن مادر برتری و مزیت داشت. 

زنان و در واقع خاتون‌های مغول ، با اینکه احترام زیادی داشتند و حتی در (قوریلتای) شورای انتخاب ایلخان جدید هم حضورداشتند اما در امور مملکتی بسیار با نفوذ و مقتدر بودند. همچنین چنگیزخان درمورد ازدواج فرمانی صادر کرده بود که براساس آن زنان توسط همسرانشان خریداری میشدند.


خاتونها علاوه بر مقام حکمرانی ایلات، در کار ملک و فرمانروایی با شوهر خود سهیم بودند و رسما در مجالس شرکت میکردند و در تصمیم گیری ها سهیم بودند. آنان در مجازات خطاکاران و یا بالعکس در عفو آنان و شفاعت از کسی و یا دسته ای بسیار موثر بودند و به گردآوردن مشایخ و علمای دین به دور خود و تشویق و مساعدت آنان کوشش فراوانی میکردند. 

به ساختن ابنیه و آثار مذهبی و خیریه از قبیل مساجد، مدارس، بیمارستانها و قراردادن موقوفاتی برای این مؤسسات می پرداختند .هرخاتون دارای چندین تاج بود و قلمروی با درآمد فراوان داشت. 

در این دوره بر ثروت خاتونها به طریقی سرسام آور افزوده شد و هریک به دنبال سنت ایلی دارای کاخ و خدم و حشم جداگانه شدند به طوری که در تقسیم امپراتوری بین شاهزادگان به آنان نیز ولایتی میرسید. 

حتی در زمان غازان خان هنگامیکه بر اثر جنگ نیروی سپاه کاسته و خزانه تهی شد سلطان دستورداد تا مقداری پول از خزاین خاتونها به سپاه داده شود و وضع آشفته ی آن را ترمیم کند. این موضوع چند سده پیشتر توسط سلجوقیان اجرا شد و تصور می رود که غازان در وضع این قانونها از آنها تقلید کرده باشد.


القاب زنان در دوره مغولی

 در دوره ی ایلخانان، علاوه بر عنوان خاتون عناوین دیگری هم وجود داشت که از آن جمله میتوان بیگی را نام برد که در برابر بیگ به کار میرفت و معادل امیربانو و یا سالاربانو و یا حتی ملکه اطلاق میشد. 

نوان خاتون عناوین دیگری هم وجود داشت که از آن جمله میتوان بیگی را نام برد که در برابر بیگ به کار میرفت و معادل امیربانوو یا سالاربانو و یا حتی ملکه اطلاق میشد. 

همچنین القاب و عناوین دیگری چون، مهدعلیا، مهداعلی، صفوه الدین، صفوه الدنیا، عصمت الدنیا و عصمت الدین نیز رایج بوده است. علاوه بر وظایف مهم و متعددی که برای خاتون‌ها در نظرگرفته شده بود، در جنگ ها نیز شرکت داشتند. اما به علت تعدادزیادشان، در هر نبرد یک یا چندتن همراه همسران خود بودند. 

خاتون‌ها پس از تشکیل حکومت ایلخانی نقش خود را در امور حکومتی همچنان حفظ کردند. اینان همگی از همسران و دختران ایلخانان نبودند بلکه برخی از آنان از خانواده هایی بودند که در زمان هجوم مغولان دارای حکومت محلی در بخش هایی از ایران بودند و به هنگام اشغال ایران توسط مغولان به اطاعت آنان درآمده و حکومت مغولان را پذیرفته بودند. 

نکته‌ی دیگر آنکه، به دلیل توجه خاصی که مغولان به خاتون‌ها و به ویژه نقش زن در امور مختلف داشتند، ادامه حکومت در یک محل به وسیلۀ  یک زن چندان هم وضعیتی غیرعادی تلقی نمیشد. بنابراین ایلخانان طبق سنت مغولی خود اداره  برخی از مناطق را به بانوان اشرف چه از خانواده‌های ایلخانی و چه از بازماندگان حکومت محلی واگذار میکردند. 

می‌توان به چند تن از زنان برجسته‌ی مغولی که در کنار خوانین نقش مهمی را در امور مختلف حکومتی بر عهده داشتند اشاره کرد. از جمله: آلان قوا ، هوآلون اوجین، دینا خاتون، برته اوجین، توراکینا خاتون، قتلغ ترکان، پادشاه خاتون، بغداد خاتون، دلشاد خاتون.

اما در مورد حجاب زنان مغول اینکه فخرالدین کرت فرمانروای هرات در حدود سال ۱۳۰۰ م خود را ناگزیر دید که با صدور قوانینی لزوم حجاب زنان را که می رفت نقصان یابد بار دیگر تأکید کند.

دین اسلام با گذشت زمان در میان مغولان به ویژه در خانواده بزرگان بی تأثیر نماند.

 
سمیرا بهزادی
کتابشناسی
۱. اتینگهاوزن، و دیگران؛ ۱۳۸۴، ایلخانان، ترجمۀ: یعقوب آژند، مولی، تهران.
۲. اشپولر، برتولد؛ ۱۳۷۴، تاریخ مغول در ایران، ترجمۀ: محمود میرآفتاب، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، تهران.
۳. بیانی، شیرین؛ ۱۳۸۹، دین و دولت در ایران عهد مغول، مرکز نشر دانشگاهی، تهران.
۴. پیرنیا، حسن و اقبال آشتیانی، عباس؛ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض قاجاریه، تهران، خیام، ۱۳۷۶.

مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان