کد خبر: ۱۲۸۱۹
تاریخ انتشار: ۰۴ آذر ۱۳۹۸ - ۰۱:۴۰-25 November 2019
مکتب سوسیالیستی ِ«تولید برای استفاده، نه برای سود» و حملهٔ آن به «نظام قیمتها» بر مغالطهٔ دیدن درخت و ندیدن جنگل، استوار است. میگویند
 چرا وقتی سودی در تولید کالایی نباشد تولید متوقف میشود هر چند نیاز بسیاری از افراد برآورده نشده باشد؟

مسئله همان تخصیص بهینهٔ منابع محدود به نیازهای مختلف است. رابینسون کروزوئه در آن جزیرهٔ متروک، ابتدا نیازهای زیادی دارد، آب، غذا، سقف بالای سر، محافظت برابر حیوانات، جایی نرم برای خواب و... او نمیتواند همه نیازها را یکجا برآورده کند باید بلافاصله سراغ اضطراری ترین نیاز خود، مثلا تشنگی، برود. جایی روی ماسه ها را گود می کند تا آب باران جمع شود یا ظرفی ابتدایی میسازد با این همه وقتی کمی آب جمع شد باید پیش از آنکه به فکر بهبود آن ظرف باشد، سراغ یافتن غذا برود و... هر کاری که انجام دهد، وقت و انرژی و منابع او را از کاری دیگر، که اندکی کمتر اضطراری است، باز می دارد.

در یک جامعه بزرگ، مشکل کاربردهای مختلف نیروی کار و سرمایه در ارضای هزاران نیاز مختلف، با درجات گوناگون اضطرار، بوسیلهٔ نظام قیمت حل میشود. بواسطهٔ روابط درونی دائما دگرگون شونده بین هزینه های تولید، قیمتها و سود. قیمتها با ارتباط عرضه و تقاضا تعیین شده و به نوبه خود بر آنها اثر میگذارند. وقتی مردم، نیازمند ِمقدار بیشتری از یک کالا هستند، قیمت بالا رفته و سود ِتولید آن افزایش می یابد و هم تولیدکنندگان فعلی تولید را حداکثر میکنند و هم دیگران با توقف تولید برخی محصولات دیگر، به ساخت این کالا روی می آورند. بدین ترتیب ضمن کاهش عرضهٔ برخی محصولات دیگر، عرضهٔ کالای مزبور افزایش می یابد و در پی آن قیمت پایین می آید تا جایی که حاشیهٔ سود آن کالا دوباره تا سطح عمومی سود (با نظر به ریسکهای نسبی) در صنایع دیگر کاهش می یابد.

در این حالت، تولیدکنندگان حاشیه ای که کمتر از بقیه کارآمدند یا هزینه تولیدشان بیشتر است از میدان بیرون میروند و دوباره عرضه تنظیم میشود.  این درست است که عرضه تا حدودی در اثر هزینه های تولید مشخص میشود اما هزینه ای که تولید یک کالا در گذشته داشته نمیتواند تعیین کننده ارزش آن باشد. ارزش به ارتباط کنونی عرضه و تقاضا بستگی دارد. اما انتظارات کارآفرینان درباره هزینه تولید یک کالا در آینده و قیمت آتی آن، تعیین کنندهٔ مقدار تولیدش است و بر عرضهٔ آتی اثر میگذارد. عامل تعیین‌کننده تقاضا برای یک کالا هم اینست که افراد تا چه اندازه خواستار آن هستند و چه چیزی برای ارائه در برابر آن دارند.

به همین ترتیب اگر تقاضا برای یک محصول افت کند، قیمت و سودی که از تولید آن به بار می‌آید، کم‌تر می‌شود و تولید آن کاهش پیدا می‌کند و آنها که قادر به درک «نظام قیمتها» نیستند میپرسند: چرا تولید کننده کفش باید تولیدش را در جایی که غیرسودآور است قطع کند؟ جواب اینست که سفیهانه خواهد بود کوههایی از کفش اضافی تل انبار کنیم در عین حال که صدها نیاز ضروری تر برآورده نشده بماند. عوامل تولید محدودند و تنها میتوان با منحرف ساختن نیروی کار، زمین و سرمایه از صنایع دیگر به یک صنعت خاص، آن را توسعه داد. میتوان گفت هزینه های تولید، چیزهایی (تفریح و فراغت یا مواد خام دارای دیگر کاربردهای بالقوه) هستند که برای تولید آنچه ساخته میشود، از آنها چشمپوشی میکنیم [هزینهٔ فرصت]

اینکه بگذاریم صنایع رو به زوال بمیرند، همان قدر برای سلامت اقتصادی پویا ضروری است که بگذاریم صنایع در حال رشد جان بگیرند، چون صنایع رو به مرگ، نیروی کار و سرمایه‌ای را که باید برای استفاده در صنایع رو به رشد آزاد شود، به خود جذب می‌کنند. این معادلات سر‌گیجه‌آور که چه مقدار از ده‌ها هزار کالا و خدمت مختلف باید تولید شوند، به شکلی تقریباً خودکار توسط نظام قیمت، سود و هزینه حل می‌شوند. نظام قیمتها بسیار بهتر از هر گروهی از بروکرات‌ها عمل میکند چون هر مصرف‌کننده تقاضای خود را ابراز می‌کند و هر‌روز رأی یا رای‌هایی تازه می‌دهد، در حالی که دیوان‌سالاران سعی می‌کنند این مشکلات را نه با تولید آنچه مصرف‌کننده‌ها می‌خواهند، بلکه با ساخت آنچه خود تصور می‌کنند برای مصرف‌کننده‌ها مفید است، حل کنند. آن‌ها پیوسته در تلاش‌اند که نظام قیمتها را معمولاً به نفع یک گروه فشار نا‌راضی بهبود بخشند یا اصلاح کنند.

 هنری هازلیت
کانال سیگنال

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان