کد خبر: ۱۲۷۵۸
تاریخ انتشار: ۰۱ آذر ۱۳۹۸ - ۱۰:۲۴-22 November 2019
یک نگاه متفاوت/
چکیدهٔ سخنرانی در همایش طالقانی و زمانهٔ ما، ۲۲ و ۲۳ آبان ماه ۱۳۹۸.
از دید طالقانی «حق» با مردم بود. برای او حق را مردم تعریف می‌کردند. طالقانی همان‌قدر به خدا اعتقاد داشت که به حقِ مردم معتقد بود؛ و این عصارهٔ مدرنیت است، و شناختی است که بشر مدرن پس از هفت هزار سال تاریخ دریافته است. در مقابل، هستند حوزویانی دیگر که مدّعی حق‌اند و مدعی مردم؛ اعتقادشان به خدا خود-محور است، و مردم را می خواهند به هر قیمت به راه حقِ خود-تعریف بیاورند، حتی به قیمت نابودی انسان و انسانیت؛ حقی که خودشان تعریف می‌کنند.

 اینها، برخلاف طالقانی که سنت‌گرایی مدرن بود، سنت‌پرستانی هستند پیشامدرن و اقتدارگرا که در طول تاریخ بعد از انحطاط مسلمانان از میانهٔ قرن پنجم دیگر اجازه ندادند در مدرسه‌ها تفکرِ آزاد رشد بکند، و نه فقط فلسفه که طبیعیات یا به زبان امروزی علوم فیزیکی را هم منع کردند، و برای مسلمانان خفّت رقم زدند. روشنفکرلقبان در دویست سال گذشته هم، برخلاف ادعاشان، به همین سنخِ اقتدارگرایان مذهبی، پیشامدرن بودند و نشان دادند که عصارهٔ مدرنیت رادرک نکرده‌اند: اگر هم برداشتی از دنیای مدرن داشتند، آن را حق تلقی می‌کردند و همان روش اقتدارگرایی را به کار بردند که اقتدارگرایان مذهبی می‌خواستند و هنوز می‌خواهند: حقی را به زور به کرسی بنشانند؛ حقی را که خودشان تعریف می‌کردند. به همین دلیل من ضرر این روشنفکرلقبان را در تاریخمان شاید کمتر از اقتدارگرایان نمی‌دانم. طالقانی اما موحدی بود کاملاً مدرن. این مدرنیتش او را از همه متمایز می‌کرد. مردم هم به شهود این را درک می‌کردند و به همین دلیل او را دوست می‌داشتند. 

طالقانی نمونهٔ رشدیافتهٔ انسان نوین ایرانیِ مبتنی بر سنت بود. در او می‌توان انسان ایرانیِ نوین را دید. اقتدارگرایان شاید قدرت داشته باشند، شاید قدرت و نوعی امنیت برای اکنونِ ایران ایجاد کرده باشند، اما ایرانِ آینده را باید در انسانِ نوع طالقانی ببینیم نه اقتدارگرایان کنونی. سلجوقیانِ برامده در وسط قرن پنجم هم قدرتی بی‌بدیل در تاریخ ایران ایجاد کردند اما هم‌زمان انحطاطی برای ما رقم زدند که هنوز آثار آن محو نشده است.

وظیفهٔ نسل ما درکِ چگونگیِ رساندنِ ایرانِ کنونی به ایران آیندهٔ بالنده با کمترین هزینه است. اقتدارگرایان بخشی از حافظهٔ تاریخیِ خودمان‌اند که ذهن ما هم از ویژگی آن بی‌بهره نیست؛ نسلِ کنونی بهتر است بپرسد چگونه می‌شود این حافظه را به‌روز کرد و شناخت امروزی از انسان و مدنیت آن را به عینیتی زنده در ذهن ایرانی تبدیل کرد؛ به عبارتی ذهن ایرانی را مدرن کرد، آن‌گونه که ذهن طالقانی بود. وجود طالقانی نمادی است از این‌که ساحتی از تفکر شیعهٔ حوزوی مدرنیت را درک می‌کند، آینده‌نگر است، و آن را مطلوب می‌داند؛ نه به این معنی که در حوزه غلبه با تفکر مدرن است. اما شک نکنیم که آیندهٔ حوزه هم در همین ساحت است و ساحت‌های دیگر آن بدون شک منسوخ خواهد شد. هر ایرانیِ علاقه‌مند به رشد انسانیت بهتر است به فعالیتی فکر کند که منجر به سرعت بخشیدن به غلبهٔ این ساحت بشود تا انسان نوینِ ایرانیِ طالقانی‌گونه بر تفکرات فرهنگی ما حاکم شود. عصر ما نیاز به فعالیت‌های فردی و مهارت‌آموزی برای زندگی مدرن اما همه‌گیر دارد تا این فرهنگِ مدرن به رفتارِ عادی ما ایرانیان تبدیل بشود. حکمرانیِ موثر پدیده‌ای ثانویه است که به تبع آن برخواهد آمد.

دکتر رضا منصوری 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان