کد خبر: ۱۲۷۱
تاریخ انتشار: ۲۸ آذر ۱۳۹۶ - ۲۱:۵۴-19 December 2017
در طول یک سال گذشته از هکرهای روسی در ایالات متحده چه افسانه‏ ها که نساختند. به گفته مقامات اطلاعاتی ایالات متحده و بازرسی‏های رسانه، روس‏ها مسبب ایجاد اختلال در سِروِرهای کمیته ملی دموکرات‏ها و ستاد انتخاباتی کنگره دموکرات‏ها شدند.


در طول یک سال گذشته از هکرهای روسی در ایالات متحده چه افسانه‏ ها که نساختند. به گفته مقامات اطلاعاتی ایالات متحده و بازرسی‏های رسانه، روس‏ها مسبب ایجاد اختلال در سِروِرهای کمیته ملی دموکرات‏ها و ستاد انتخاباتی کنگره دموکرات‏ها شدند. 
آنها توانستند اطلاعاتی را که از برخی منابع خودی، چون ویکی‏لیکس به سرقت بردند منتشر سازند و تأثیر مخرب خود را وارد آورند. به لطف رئیس‏جمهور یعنی ولادیمیر پوتین قادر شدند به کاوش در ساختارهای رأی‏گیری در ایالت‏های مختلف آمریکا بپردازند. مخفیانه به خرید ابزارهای تبلیغاتی‏ای روی آوردند که در افکار عمومی انشقاق ایجاد می‏کرد، همچنین از رهگذر فیس‏بوک برنامه‏هایی را ترتیب دادند که با غرائض سیاسی سازمان‏دهی شده بودند و عملکردشان به هیاهو   ایجاد جاروجنجال در جنگ‏های داخلی آمریکا می‏مانست.
اما اغلب روس‏ها سیمای روسیه را در این ماجرا بازنمی‏شناسند: روسیه‏ای قدرتمند و سازمان‏ یافته که راهبری آگاه و مقتدر آن را هدایت می‏کند و می‏تواند برنامه‏ای پیچیده و سرشار از جزئیات را هم صورت‏بندی و هم اجرا کند.
وقتی از گلب پاولوسکی -رایزن سیاسی پوتین که در اولین کارزار انتخاباتی او به سال 2000 حمایتش کرد و تا سال 2011 در مقام مشاور کرملین باقی ماند- درباره نقش پوتین در انتخابات دونالد ترامپ پرسیدم خنده‏اش گرفت و گفت: «ما در نخستین دهه از حضور پوتین با عملکردی مدبرانه این توهم را به همه القا کردیم که هیچ‌چیز در روسیه از نظر پوتین دور نمی‏ماند، حالا خیلی جالب است که آمریکایی‏ها آشوب در جریان انتخاباتی آمریکا را به او نسبت می‏دهند.» به گفته یکی از افراد بانفوذ در دولت روسیه یکپارچه پوتین: «تصمیم به هک کردن در روند انتخابات، بسیار احساساتی و تاکتیکی -به معنی ممانعت از رأی آوردن کاندیدای رقیب- بود.» در آن زمان کرملین «بار سنگین اسناد پاناما را به دوش می‏کشید»؛ اسنادی که بر دارایی‏های پوتین پرتو می‏افکند.
روسیه نیز همچون آمریکا با وجود برخورداری از عظمت و ابعاد تاریخی شکوهمند از اشباح انحصاری خودش در عذاب است. 
اما هیچ یک از این عوامل خطراتی که روسیه برمی‏انگیزد را مرتفع نمی‏کنند، برعکس به روسیه شکل و شمایل می‏بخشند. هم پوتین و هم دولتش پا به سن می‏گذارند و رنگ زوال به خود می‏گیرند، اما ناامنی‏های برخاسته از این تنزل برای آمریکا چندان بی‏خطر نیست. اعضای سرویس اطلاعاتی ایالات متحده در این ادعا متحدالقول هستند که نه تنها روس‏ها در انتخابات ایالات متحده دخالت کردند بلکه بنا به اظهار نظر رئیس پیشین FBI یعنی جیمز کومی آنها «دوباره برخواهند گشت.» این ادعا به معنی تشدید خصومت در قبال آمریکای آسیب‏دیده‏ای است که نخبگانش هنوز طبعی ظریف از مشی سیاسی منحصر به آمریکا را حفظ کرده‏اند. اول و آخرش روسیه و روس‏ها هستند که از پرخاشگری گزنده برای مستور کردن ضعف خود بهره می‏برند، تا انتقام زخم‏های کهنه را بگیرند و به هر بهایی شده، بقای خود را حفظ کنند.
من به روسیه آمدم تا پاسخ دو سؤال را بیابم. پرسش سطحی‏تر این است که کرملین چگونه به‌رغم کاستی‏هایش، یکی از بزرگ‏ترین کارشکنی‏های سیاسی در عصر مدرن را رقم زد و دموکراسی آمریکایی را علیه خودش شوراند. اما سؤال اساسی‏تر –دستکم برای آمریکایی‏ها- آن است که چی در چنته باقی مانده و ولادیمیر پوتینِ مقتدر، تا کجا گام خواهد برداشت تا آنچه را در سر دارد تحقق بخشد. یک روزنامه‏ نگار اهل روسیه که درخصوص کاربرد فناوری سایبری در کرملین مطلب می‏نویسد، طبق منابع محرمانه‏ای متعلق به سرویس‏های امنیتی می‏گوید: «این اقدام، استراتژیک نبود و اقدامی تلافی‏جویانه در خصوص اسناد پاناما بود.»
در بهار 2016 کنسرسیوم بین‏ المللی روزنامه نگاران شروع به افشاگری و انتشار اسنادی متعلق به نهاد حقوقی پاناما کرد که به کارکنان خارجی متمولش امکان جابه‏جایی پول – را که بخشی از آن محصول کلاهبرداری بود- به خارج از کشور و با هدف فرار مالیاتی می‏داد (این درحالی‌است که نهاد نامبرده ارتکاب هرگونه عمل خلاف قانون را تکذیب کرده است). اسناد افشا شده‏ای که نام سرگئی رولدوگین، دوست قدیمی پوتین، نوازنده ویولن‏سل و پدرخوانده تعمیدی دختر پوتین، بر آن درج شده بود، ارزشی معادل دومیلیارد دلار داشت. چنین ثروتی برای یک نوازنده کم‏ وبیش گمنام باورنکردنی بود، روزنامه‏نگاران ثابت کردند این ثروت، چیزی شبیه قُلّکِ حلقه پوتین و دستیارانش بود. رولدوگین هرگونه عمل خطا را انکار کرده است، اما افشای این اسناد خشم کرملین را برانگیخت. سخنگوی پوتین، دیمیتری پسکوف که پای همسرش نیز به این اتهامات باز بود با برافروختگی گزارش اتهامات را دسیسه «بسیاری از نهادهای دولتی و کارکنان CIA» و همچنین آن را حاصل تلاش برای «بی‏ ثبات کردن» روسیه، پیش از انتخابات مجلس در 2016 معرفی کرد.
بحث‏های بدبینانه‏ای بالا گرفت که واجد منطق مشخصی بودند: دارایی‏های شخصی مقامات روسیه از همان ابعادی برخوردار بود که می‏شد در استیلای حکومت مطلقه بر انتخابات روسیه دید. به گفته جان سیفر، نماینده سابق کرسی روسیه در CIA «اسناد پاناما برای پوتین حکم توهین شخصی را داشتند.» سولداتف از اعضای حلقه پوتین می‏گوید که احساس می‏کرده «باید به نوعی واکنش نشان می‏دادند.» طبق گزارش سولداتف در 8 آوریل 2016، پوتین جلسه‏ای فوری در دفتر شورای امنیت ملی تشکیل داد. شش‏ نفر از کل اعضای هشت نفره، جزء کارکنان کهنه‏ کار کا.گ.ب. (پلیس مخفی شوروی سابق) بودند؛ به باور سولداتف نظر به بار محرمانه و زمان تشکیل جلسه می‏توان چنین تخمین زد پوتین در پی اقدام تلافی‏ جویانه برآمد.
هدف اصلی این کارزار، خوارداشت و مخدوش کردن وجاهت و اعتبار هیلاری کلینتون، ایجاد تفرقه و پرده‏برداری از این حقیقت بود که دموکراسی آمریکایی، فسادی هم‏ارز با پلشتی دموکراسی روسی دارد و چه بسا بدتر از آن است. سولداتف می‏گوید: «هیچ‏کس به کمترین میزان هم ترامپ را قبول نداشت، حتی به اندازه سر سوزن. مجموعه‏ای عملیات تاکتیکی [به معنی تخریب چهره رقیب] صورت گرفت. عاملان این اقدامات از اینکه شرایط خوب پیش می‏رفت تهییج می‏شدند و پیشروی سهل و آسان کارها، آنها را ترغیب می‏کرد به کار خود دامنه بیشتری بدهند.»
آلپروویچ، یکی از بانیان روسی سازمان امنیت سایبری که برای نخستین‏بار -پس از اینکه جهت بررسی هک‏کردن سِروِرهای کمیته ملی دموکراتیک در مه 2016 استخدام شد- به دخالت روسیه در انتخابات پی برد، می‏گوید: «توفیق آنها در بسیاری از اقدامات نتیجه وقت‏ شناسی بود.» به گفته او هکرهای روسی بسیار چیره‏دست بودند، آنها «تور خیلی پهنی گستردند اما از قبل نمی‏دانستند چه میزان عایدی نصیب‏شان خواهد شد. ولی نباید چنین برآورد کنیم که کارشان ردخور ندارد، چه بسا در اوکراین نیز همین کار را کردند اما جواب نداد.» چنانکه در انتخابات فرانسه به سال 2017 نیز نتیجه‏بخش نبود.
آلپروویچ و اعضای تیمش معتقدند هکرها دو دسته بوده‏اند و به دو سرویس امنیتی مختلف در روسیه تعلق داشته‏اند. یکی از آنها ملقب به فنس بیر (Fancy Bear [معادل خرس غیرواقعی]) متعلق به سرویس اطلاعات ارتش بود، و دیگری، کوزی بیر (Cozy Bear [خرس دِنج‏ نشین] نام داشت که به سرویس اطلاعات خارجی یا FSB وابسته بود). اما هیچ یک از این خرس‏ها از اقدامات یا حتی وجود دیگری ابداً اطلاع نداشت. در همان زمان آلپروویچ در یک وبلاگ نوشت: «ما شاهد بودیم دو دسته جاسوس روسی روی سیستم‏های واحدی فعالیت می‏کنند و سوا از همدیگر به سرقت اطلاعات یکسانی مشغول هستند.» همچنین در آن یادداشت قید کرده بود که سرویس‏های اطلاعاتی غرب هرگز دست به چنین کاری نمی‏زنند و بدون اطلاع قبلی همدیگر، هدف واحدی را دنبال نمی‏کنند «تا مبادا کار یکدیگر را مختل یا با هم تبانی کنند. اما در روسیه چنین رخدادی بی‏سابقه نیست.»
به رقابت‏های معمول میان هکرها می‏مانست با این تفاوت که دامنه رقابت در آن وسیع‏تر و کار دشوارتر بود. به گفته سولداتف این هکرها لزوماً نظامیانی یونیفرم‏پوش نیستند، در برخی موارد کسانی هستند که آزاد و مستقل کار می‏کنند یا در اختیار عده‏ای سرمایه‏گذار قرار دارند – ممکن است مجرمان سایبری باشند که دستگیر شده‏اند یا به دولت خدمت می‏کنند- (پوتین منکر هرگونه دخالت «دولتی» در انتخابات بود، اما تکذیب او از این حیث اهمیت داشت که جرم به‏کارگیری هکرهای غیررسمی برای اهداف رسمی و حکومتی را از دوش خود برمی‏داشت.)
مقامات آمریکایی در طول تابستان 2016 شاهد عملکرد مشابه دیگری بودند که واجد همان نابسامانی‏ها و بی‏ انضباطی‏ها بود. یکی از کارکنان سابق وابسته به دولت باراک اوباما می‏گوید: عدم وجود رابطه میان FSB  و افسران سرویس اطلاعاتی ارتش، عدم هماهنگی و عدم تبانی دو طرف را آشکار می‏کرد.
یکی از مقامات ارشد هیأت دولت اوباما که در آن زمان شاهد عملیات سرویس اطلاعاتی بوده ضمن گفت‏وگویی اظهار کرد: «انگار مشغول آزمون و خطا بودند تا ببینند چی دست‌شان را خواهد گرفت.»
ولادیمیر پوتین و باراک اوباما در نشست G20 که در سپتامبر 2016 برگزار شد دیداری با هم داشتند. اوباما به پوتین درباره دخالت در انتخابات هشدار داد، اما تا پیش از روز انتخابات هیچ تحریمی علیه روسیه اعمال نکرد و معتقد بود هیلاری کلینتون پس از پیروزی در انتخابات، پوتین را خلع‌ید خواهد کرد.
مضحک است اما این نابسامانی عامل اصلی کامیابی روس‏ها در انتخابات 2016 بود. اعضای دولت اوباما باور داشتند جاروجنجال، فرصت‏طلبی و فقدان هماهنگی در عملکرد روس‏ها دستکم در نگاه اول به معنی وقوع دوباره همان ماجرای قدیمی [در انتخابات 2008] است. 
طبق گزارشی که در ژانویه 2017 توسط اداره اطلاعات ملی منتشر شد و نقش مداخله‏ آمیز روسیه را در انتخابات آمریکا به سال 2008 تصدیق می‏کرد، در آن زمان یک دسته متشکل از 10 جاسوس -که مشهورترین آنها، آنا چپمنِ موقرمز بود- در ایالات متحده به سر می‏بردند و انتخابات ریاست جمهوری را تحت‌نظر داشتند. اما یکی از نهادهای قضایی در سال 2010 معترض شد که تعقیب‏های قانونی بیش از اینکه به خطاکاری و ضعف سازمانی در آمریکا بپردازد، به ظرافت کارِ خاطیان پرداخته است. این جاسوسان که با لقب «متخلفین» از آنها یاد می‏شد در رویدادهای مربوط به اعضای اتاق فکر نفوذ داشتند و اخبار و اطلاعات خود را به مسکو ارسال می‏کردند. 
چپمن حتی درخصوص شماره تلفن و نشانی منزل خود، اطلاعاتی ساختگی داده بود. (چپمن در سال 2010 دستگیر شد. او به همراه 10 نفر دیگر طی توافقی میان روسیه و ایالات متحده با چند متهم به جاسوسی، مبادله و به روسیه بازگردانده شدند). دولت اوباما چنین پیش‏بینی می‏کرد که همین رخداد در فرآیند انتخاباتی 2016 تکرار خواهد شد. یکی از کارکنان دولت اوباما می‏گوید: «آنها قبلا هم تلاش کرده بودند مسیر انتخاباتی کشور ما را با دست‏اندازهایی مواجه کنند، می‏خواستند بر اعضایی که ممکن بود به دولت آینده راه یابند، اثر بگذارند. بااین‏حال روسیه مثل حالا هرگز تلاش نکرده بود بر نتیجه انتخابات تأثیر بگذارد.»
دولت اوباما در طول تابستان تدریجا دریافت، هدفی که پوتین دنبال می‏کند گسترده‏تر از آن چیزی است که پیش‏تر در پی آن بوده و این باعث بروز نگرانی‏هایی در کاخ سفید شد؛ اما تازه به نیمی از مشکل پی برده بودند. مسئله بغرنج‏تر تحقیقات روس‏ها پیرامون ساختار رأی‏گیری در ایالات مختلف بود. به‌نظر می‏رسید اطلاعات هک‏شده و ازاعتبارافتاده و همچنین داستان‏های ساختگی درباره کلینتون کمتر دردسرساز باشند، گرچه جز با اتخاذ دیدگاه‏های سیاسی نمی‏شد آنها را از نظر انداخت.
اوباما در نشست G20  که در هانژوگ، واقع در چین برگزار می‏شد، در دیداری غیررسمی با پوتین به او گفت «پایش را کنار بکشد.» در پاییز همان سال سوزان رایس، رایزن سازمان امنیت ملی، شخصاً به سرگئی کیسلایک، سفیر روسیه در واشنگتن اخطار داد. کاخ سفید هم خزانه‏ داری و نهادهای دولتی را مکلف کرد تحریم‏های جدیدی علیه روسیه اعمال کنند و همزمان با آن به نشر اطلاعاتی درباره دارایی‏های شخصی پوتین بپردازند، اما باور بر این بود که چنین اقداماتی گشودن آتش به سمت خود است. اگر کاخ سفید بیش از حد به روسیه فشار وارد می‏کرد، روس‏ها هم اطلاعات مسروقه بیشتری را برملا می‏کردند. کی می‏دانست قرار است چه رخ دهد؟
بااین‏همه یک ماه مانده به برگزاری انتخابات، دولت اوباما قدم بزرگ خود را برداشت و آن اینکه عزم کرد تا افکار عمومی را از خطر آگاه کند. در 7 اکتبر 2016، اظهارنظری مشترک میان سازمان امنیت داخلی و اداره اطلاعات ملی صورت گرفت که از این قرار بود: «سازمان اطلاعات ایالات متحده باور دارد که دولت روسیه اخیراً ضمن کارشکنی‏هایی به ایمیل‏های نهادهای سیاسی ایالات متحده دست یافته است. 
این سرقت‏ها و رسواگری‏ها با هدف دخالت در فرآیند انتخابات صورت می‏گیرد.»
به نقل از سخنگوی سابق سازمان امنیت ملی در دولت، کاخ سفید پیش‏بینی می‏کرد رسانه‏ ها این ادعا را پوشش خواهند داد، خبرگزاری‏ها «از ساعت 3:30 تا 4 بعدازظهر» به آن پرداختند. اما در ساعت 4 بعدازظهر آن روز اظهارنظر مزبور، به‌خاطر انتشار خبری دیگر از سکه افتاد؛ خبر مربوطه عبارت بود از «دستیابی به نوار اظهارات زننده ترامپ» که در آن، ترامپ با تبختر از هتاکی‏های جنسی خود پرده برمی‏دارد. 
هم رسانه‏ها و هم ستاد تبلیغاتی کلینتون همه تمرکز خود را روی این نوار گذاشتند و به ادعای سازمان امنیت اداره اطلاعات بی‏اعتنا ماندند. با اینکه توجه ملت به بیراهه کشیده شده بود، دولت اوباما حس می‏کرد هشدارهای پشت پرده به گوش روس‏ها رسیده است. به گفته سولداتف و دو نفر از مقامات دولت اوباما، به نظر می‏رسید مسکو پشتیبان تحقیق پیرامون زیرساخت‏های انتخاباتی در ایالات متحده تا ماه اکتبر بوده است. 
اما انتشار اخبار جعلی متوقف نمی‏شد. اوباما بیمناک بود که مبادا از علنی کردن هر چه بیشتر دخالت‏های روسیه، چنین تعبیر شود که او در پی امتیاز دادن به کلینتون برای پیروزی در انتخابات است. اوباما در اینکه کلینتون گوی سبقت را خواهد ربود هیچ تردیدی نداشت، بنابراین تصمیم گرفت پس از اتمام کارزار انتخاباتی به نفع کلینتون، به موضوع روس‏ها بپردازد. درنهایت دولت اوباما عزم کرد قدم بزرگ‏تر را بردارد: لازم بود FBI اسناد مشکوکی را دریافت کند که گواهی می‏دادند عده‏ای در تلاشند تا تبلیغات کلینتون در طول کارزار انتخاباتی را مخدوش سازند.
واشنگتن‌پست از یادداشتی خبر داد که ظاهراً به سرویس اطلاعاتی روسیه تعلق داشت و در طول کارزار برای ریاست جمهوری به دست FBI افتاده بود. یادداشت مزبور ادعا می‏کرد ژنرال لورتا لینچ با یکی از کارکنان ستاد تبلیغاتی کلینتون ارتباط برقرار کرده و اطمینان داده که FBI در انجام تحقیقات درباره استفاده کلینتون از سِروِر شخصی -در زمان عهده‏داری وزارت امور خارجه- شدت عمل نشان نخواهد داد. منابع نزدیک به جیمز کومی در گفت‏وگو با روزنامه «پُست» گفته‏اند این سند «نقشی عمده» در رویکرد کومی -که در مقام رئیس FBI به استقلال سیاسی خود می‏بالید- در خصوص این پرونده داشته است و او را واداشته تا در جولای 2016 عقیده خود را علنی کند. (کومی چنین اظهار کرده بود که اتهامی به کلینتون وارد نخواهد کرد.
 درعوض شدیداً به او خرده گرفت.) اظهارات منتشرشده کومی درباره این تحقیقات – ابتدا در جولای و سپس در اکتبر- تأثیر مخربی بر اعتبار کلینتون وارد کرد و احتمالاً به قیمت شکست او در انتخابات ریاست‏جمهوری تمام شد. چنانکه در آن گزارش آمده بود، احتمال می‏رفت این سند را روس‏ها جعل کرده باشند. اما وجود تنها یک سند ساختگی، تعدادی هکر، و وقت‏شناسی کافی بود تا سیاست آمریکا را دچار تزلزل کند. اینکه ستاد تبلیغاتی ترامپ تا چه میزان در دخالت‏های روسیه دست داشته تا امروز پاسخی قطعی نیافته و همچنان مورد بررسی است. فارغ از این، پوتین با صرف بودجه کم‏ مقداری -که به گفته جیمز کلاپر، رئیس سابق اطلاعات ملی، حدود 200میلیون دلار بود- به تقلب ژئوپولیتیکی بی‏ سابقه‏ ای دست زد. با این‏ همه اغلب آمریکایی‏ها از نکته اصلی غافل ماندند: کارشکنی در انتخابات، حاصل هرج‏ ومرج و آشفتگی در یک دورنمای بلند بود.
آنچه به پوتین اقتدار می‏بخشد، آنچه پوتین را خطرناک می‏سازد، تیزهوشی استراتژیک او نیست بلکه نرمش و سازش تاکتیکی او، تمایلش به تجربه‏گری، هنجارشکنی و خطر کردن در ابعادی سترگ است که سیمایی پرخطر به او می‏بخشد. 
یکی از مقامات ارشد دولت اوباما می‏گوید: «آنها نقشه و طرحی دارند، ابداً ساده‏ انگار نیستند. اما این هم درست نیست که بگوییم نقشه و طرحی موشکافانه در سر دارند، نمی‏توان پوتین را یک شطرنج‏باز حاذق برشمرد. اصلاً این‏طور نیست. پوتین می‏داند درنهایت به چه دست خواهد یافت، تنها اولین گام‏هایش را طراحی می‏کند و درباره باقی گام‏ها بعدا تصمیم‏ گیری می‏کند. اگر کسی بپرسد او شطرنج‏باز است یا تخته‏‏ نردباز، باید بگویم هیچ‏یک، او ورق‏ باز قهاری است. بی‏اندازه خطرپذیر است. همین مورد را در نظر بگیرید. دخالت در انتخابات! جداً آنچه انجام داد، خطرناک بود. اگر این کارزار به پیروزی کلینتون می‏انجامید، برای پوتین خیلی گران تمام می‏شد.»
رابرت هانیگان، رئیس سابق مرکز ارتباطات، اذعان می‏دارد حتی شیوه تهاجم روس‏ها خطرناک بوده، این واقعیت که روس‏ها حتی نکوشیدند رد پای خود را پاک کنند، گواهی است بر تغییر نگرش روسیه نسبت به ایالات متحده که از سویه‏های مغرضانه آن نشان دارد. به گفته هانیگان: «بی‏ملاحظه‌گی و بی‏ پروایی روس‏ها دلالت بر تغییر عمده رویکرد آنها [در قبال ایالات متحده] دارد.»
این بی‏ پروایی پوتین اسلافی هم دارد؛ خواه از حیث تحول دیدگاه او در روابط خارجی، یا از نقطه‏ نظر تغییر عملکرد او در اوضاع داخلی. بیش از یک دهه است که بی‏مبالاتی استراتژیک آمریکا در مواجهه با روسیه این هراس را در پوتین برانگیخته که از سوی ایالات متحده کنار زده شود. ازاین‏رو در تلاش بوده تا بیشتر قوت بگیرد، تاجایی‏که تمایل به قهرمان‏گرایی را می‏توان در او حس کرد. موضع سیاسی پوتین – نیاز به قدرت‏گیری در عرصه سیاست خارجی، به منظور تحکیم قدرت داخلی- از همین خصلت برخوردار است. فشارها و خطراتی که او را تهدید می‏کنند نه تنها فروکش نکرده، چه بسا طی سال‏های اخیر شدت هم گرفته ‏اند.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان