کد خبر: ۱۲۶۸
تاریخ انتشار: ۲۷ آذر ۱۳۹۶ - ۲۲:۲۲-18 December 2017
گزارشی از تحولات جدید اقتصادی و اجتماعی در خاورمیانه عربی
در آن دسته از کشورهای عربی منطقه خلیج (فارس) و خاورمیانه که انقلاب‌های عربی نتوانست دوام چندانی پیدا کرده یا به آنجا نفوذ کند، اخیرا مفهومی به نام «گذار» باب شده است.




در آن دسته از کشورهای عربی منطقه خلیج (فارس) و خاورمیانه که انقلاب‌های عربی نتوانست دوام چندانی پیدا کرده یا به آنجا نفوذ کند، اخیرا مفهومی به نام «گذار» باب شده است. 

مشهورترین این کشورها عربستان است که طرح تحول اقتصادی 2030 را در دستور کار خود قرار داده است. به گفته مقام‌های سعودی، عربستان با این طرح وارد فاز جدیدی از توسعه اقتصادی و اجتماعی خواهد شد و ساختارهای حکمرانی نیز نوسازی می‌شوند، اما خیلی‌های دیگر می‌پرسند که قرار است کشورهای این منطقه از جمله عربستان به چه چیزی گذار کنند؟

اصلاحات اقتصادی و اجتماعی به قدر ضرورت
پاسخ غالبی که به سوال فوق می‌توان داد این است که دولت‌های مستبد عربی قرار است در قالب نظمی که تحت رهبری دولت عربستان سعودی قرار دارد، نوع مدرن شده‌ای از حکومت مطلقه را محقق کنند که با ساختارهای جدید داخلی و جهانی متناظر باشد. 
برای حصول به چنین وضعیتی، حکومت‌های عربی، اصلاحات اقتصادی را به همراه برخی تغییرات ضروری اجتماعی در دستور کار قرار می‌دهند تا در اثر آن‌ها بتوانند ارائه خدمات عمومی را ارتقا بخشند.
 در مورد عربستان، انجام چنین اصلاحاتی گریزناپذیر به نظر می‌رسد. تقریبا یک میلیون از جمعیت جوان عربستان درکشورهای غربی تحصیل کرده و به عربستان بازگشته‌اند. 
این یک میلیون نفر که نخبگان عربستانی را تشکیل می‌دهند به‌خوبی با ظرفیت‌های جوامع غربی و ویژگی‌های آن آشنا هستند و در نتیجه اکنون، حکام سعودی با نوعی مطالبه تحول‌خواهانه از سوی آن‌ها رو‌به‌رو شده‌اند؛ اما قرار نیست که این تحول از درون جامعه و مطابق با نظرات همین یک میلیون نفر انجام شود. 
اینجاست که مختصات مدل توسعه جدید سعودی ظهور می‌کند. حکام عربی که از رویدادهای انقلاب‌های عربی سال‌های 2011 به بعد جان سالم به‌در بردند، معتقدند که اگر نوعی نوسازی کنترل شده که توان پاسخگویی به برخی مطالبات جامعه را داشته باشد یا حتی بتواند به آن‌ها جهت بدهد، رخ داده بود احتمالا هیچ یک از کشورهای عربی به دامان انقلاب نمی‌افتادند.
در این راهکار از توسعه یا گذار در کشورهای عربی، شناسایی حقوق و آزادی‌های بنیادین جایی ندارد و قرار نیست که همچون گذارهای معمول سیاسی و اجتماعی، حکومتی بر سر کار بیاید که حداقل تنوع‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در جامعه را به رسمیت می‌شناسد. ویژگی مشترک سیاسی در کشورهای عربی، وجود دربارهای خاندانی و موروثی است و جوامع مدنی نیز به دلیل نوع حکومت استبدادی هرگز امکان پدیداری نیافته‌اند.
 این نوعِ کنترل شده‌ای از گذار است که در ادبیات سیاسی از آن به عنوان «گذار بالا به پایین» یاد می‌شود و هدف آن عموما، نوسازی ساختار حکومتی است بدون این که هزینه‌ای سیاسی بابت آن پرداخت شود. رویه اخیر دولت سعودی به خوبی بازتاب این نوع گذار است. 
طرح تحول اقتصادی، قرار است عربستان را به یکی از قدرت‌های نوظهور اقتصادی تبدیل کند. این طرح، همزمان شده است با برنامه ضدفساد این کشور. این برنامه نیز نوعی برنامه کنترل شده از بالاست و به همین دلیل است که می‌توان در پس آن، انگیزه‌های سیاسی از جمله حذف رقیبان را مشاهده کرد. 
برخی از افرادی که در قالب طرح مبارزه با فساد در عربستان بازداشت شده‌اند، از جمله افرادی هستند که سال‌ها قبل با خاندان سلمان، خاندان حاکم در عربستان در نزاع قدرت به سر می‌بردند. تغییرات ضروری اجتماعی نیز از مدتی پیش در دستور کار قرار گرفته است. 
رانندگی زنان آزاد شده، برخی حقوق خاص به اقلیت‌ها ارائه و مراکز فرهنگی نیز آزادی عمل بیشتر اما کنترل شده‌ای پیدا کرده‌اند. این مدل توسعه‌ای است که پیش‌تر در همین منطقه اجرا شده بود. تقریبا بیش از نیم قرن پیش آتاتورک در ترکیه، این مدل از گذار و توسعه دستوری و از بالا به پایین را به اجرا درآورده بودند. اما تفاوت بارز میان مدل توسعه ترکیه با مدل کنونی به این نکته برمی‌گشت که اگرچه آتاتورک همانند حکام کنونی عربی، نوعی حکومت مطلقه را رهبری می‌کرد اما به هر حال او تا اندازه زیادی از بقای حکومت خویش مطمئن بود و به همین دلیل طرح نوسازی و توسعه او، نه به عنوان فرمولی برای تضمین حکومت، بلکه به مثابه راهی برای نزدیک شدن به کشورهای غربی توسعه یافته بود. به‌همین دلیل، برخلاف مدل توسعه سعودی، مدل توسعه آتاتورک ابعاد گسترده‌تر اجتماعی داشت.

چهار عامل دوام حکومت در خاورمیانه عربی
تاریخ ظهور و بقای حکومت‌های عربی به‌خوبی می‌تواند نمایی از آینده را به ما نشان دهد. نباید فراموش کرد که این حکومت‌ها، حکومت‌هایی هستند که طی ربع قرن اخیر به هر قیمتی که شده خود را بر سر کار نگه‌داشته‌اند. در کارنامه برخی از آن‌ها سرکوب خون‌بار جنبش‌های مخالف دیده می‌شود. بنابراین، نباید چنین تصور کرد که قرار است در قالب آنچه که امروز در این کشورها به عنوان گذار از آن یاد می‌شود، یک وضعیت دموکراتیک سیاسی پدید آید. 
چهار عامل باعث شده تا در طول زمان به انسجام و حیات این حکومت‌ها کمک شود. این عوامل همچنان وجود دارند. نخستین عامل به توانایی این کشورها به انحراف مطالبه عمومی از خواسته‌های سیاسی به خواسته‌های اقتصادی مربوط می‌شود. جمعیت اندک و منابع فراوان نفت و گاز به کشورهای خاورمیانه‌ای این امکان را داده است که درآمدهای ملی سرشاری را کسب کنند و در نتیجه رفاه عمومی را بالا ببرند. دومین عامل، ساخت یک دشمن خارجی به نام ایران است. 
در دهه‌های گذشته، تضاد قابل‌توجهی میان ایران و کشورهای عربی وجود داشته و این تضاد همچنان با بسامد بیشتری ادامه دارد. اگر عمان، عراق و اخیرا قطر را کنار بگذاریم بقیه کشورهای عربی حاشیه خلیج (فارس) به تبعیت از عربستان، روابط حسنه‌ای با ایران ندارند. بسیاری از آنها، سال گذشته و پس از تشدید اختلافات میان تهران و ریاض، روابط خود را با ایران قطع یا به نحو قابل توجهی کاهش دادند. این کشورها همچنین در ماجرای اختلافات میان امارات و ایران بر سر حاکمیت بر برخی جزایر در مناطق جنوبی ایران، همیشه در کنار امارات ایستاده‌اند. عامل سوم، حمایت آمریکا از دیکتاتورهای عربی است که باعث شده این حکومت‌ها همچنان دوام آورند. این حمایت، از جمله به عبور بی‌خطر کشورهای دیکتاتور عربی از ناآرامی‌های سیاسی و داخلی کمک کرده است. 
یکی از انتقادهای نهادهای حقوق بشری جهانی به آمریکا، به سکوت این کشور در مقابل نقض‌های حقوق بشری در کشورهای عربی متحد واشنگتن در خاورمیانه برمی‌گردد. عامل چهارم نیز به شعله‌ور کردن اختلاف‌های قومی و مذهبی در منطقه برمی‌گردد. تنش شیعه و سنی، باعث می‌شود تا کشورهای عربی، انسجام درونی خود را حفظ کنند. این تنش، حس وحدت ملی را که غالبا به‌دلیل وجود حکومت‌های خاندانی و موروثی از میان می‌رود، جبران می‌کند.
اینها همگی عواملی هستند که به تداوم نظام‌های سیاسی مستبد عربی کمک کرده‌اند و بنابراین، هر مدل از گذار اقتصادی و اجتماعی در این کشورها که به روشی بالا به پایین انجام شود، واجد این چهار عامل نیز خواهد بود. 
البته این چهار عامل در برخی اوقات نیز نتایج عکس به بار آورده است. از جمله پیگیری ایدئولوژی افراطی سنی، باعث پدیدآمدن برخی جریان‌های شبه‌نظامی شیعه در نزدیکی مرز با عربستان شده است. آخرین مورد از این جریان، به ظهور شبه‌نظامیان حوثی در یمن مربوط می‌شود که می‌توان آنها را نسخه یمنی حزب‌الله در لبنان دانست. طبیعی است که هر چقدر بر افراط‌گرایی سنی تاکید شود، پیوستن و تقویت جریان‌های شبه‌نظامی شیعی نیز توجیه‌پذیرتر خواهد شد. تکیه به آمریکا نیز گهگاه باعث ضعف استراتژیک این کشورها شده است. در دوران سیاست انتقادی باراک اوباما، رییس‌جمهور سابق آمریکا، نسبت به برخی از کشورهای عربی، عملا نوعی بی‌عملی و سستی، بر سیاست‌گذاری‌های کلان خارجی این کشورها حاکم شده بود. آن‌ها در غیاب حمایت آمریکا، مهم‌ترین ابزار اثر گذاری خود را از دست داده بودند.

آینده گذار
درآمدهای هنگفت ناشی از فروش انرژی در شماری از کشورهای عربی، این اجازه را به آنها می‌دهد که برنامه‌های تحول اقتصادی و توسعه‌ای خود را با سرعت قابل قبولی پیش ببرند. عربستان، امارات و قطر از جمله این کشورها هستند. اما در مورد کشورهای دیگر که دارای چنین ثروتی نیستند، تردید وجود دارد. آ
نها یا طرح‌های به مراتب کوچک‌تری را انجام می‌دهند یا این که در نیمه راه باقی می‌مانند. به همین دلیل است که تضادها در چنین جوامعی بیشتر به چشم می‌آیند. رشد اندک اقتصادی و نبود نوسازی هر چند دستوری ساختارهای حکومت، با مطالبات مدرن عمومی در مخالفت قرار می‌گیرند. مصر، تونس و بحرین به دلیل همین تضادها به سوی انقلاب‌های عربی حرکت کردند. این سه کشور در میان کشورهای عربی، ثروت چندانی ندارند. 
بنابراین می‌توان گفت که ثروت‌های طبیعی، برای دولت‌های متول عربی نوعی سپر بوده است. تا زمانی که مطالبات عمومی به سوی خواست‌های سیاسی حرکت نکند، این وضعیت می‌تواند برای حاکمان عربی ایجاد اطمینان کند. 
خواست سیاسی مبنی بر مشارکت در سرنوشت، تنها مطالبه عمومی است که احتمالا نمی‌تواند به دلیل ثروت‌های موجود در دولت‌های عربی به تعویق بیفتد. اما به نظر می‌رسد که تا تبلور چنین خواست‌ها و تشکیل یک جامعه مدنی مطالبه‌گر در کشورهای عربی فاصله وجود دارد. همین عامل نیز، حکام عربی را امیدوار کرده است که برنامه‌های گذار کنونی‌شان بتواند مطالبات موجود در جوامع‌شان را پاسخ دهد. اینها برنامه‌های کنترل شده برای مطالباتی محدود هستند. 

منبع: گلوبالیست
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
متون اسلامی
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان